طلبه های فداکار اما بی نام ونشان

1-شاید کفشهای این طلبه ها همیشه خاکی و گلی باشد، شاید لباسهای آنها رنگ پریده و چروک باشد، شاید آنها پرستیژ اجتماعی بالایی نداشته باشند،شاید آنها تریبون نداشته باشند تا از رسانه ها خود را به میلیونها نفر عرضه کنند، شاید کلمات انها قلمبه سلمبه نباشد، شاید آنها در دهکده جهانی و دنیای مجازی شناخته شده نباشند، شاید آنها در یک خانه نمناک زندگی کنند، شاید وضع مالی مساعدی نداشته باشند، اما قلب آنها عاری از هرگونه آلایشی است ، اخلاص آنها مثال زدنی است، تکلیف گرائی خود را در آنها معنا کرده است، آنها هیچگاه بفکر مطرح کردن خود نبوده اند، آنها دنبال پست و مقام نبوده اند، آنها ارتباط چهره به چهره موثر را بر بینندگان مجازی بی اعتنا ترجیح داده اند، آنها روستائیان بی ادعا و محروم را بر برخی از شهریهای پرادعای بی عمل ترجیح داده اند،آنها زندگی ساده و بی آلایش را بر زندگی رفاه زده ترجیح داده اند، بواقع آنها وظیفه طلبگی را بر همه  چیز ترجیح داده اند ، اینها طلبه های طرح هجرت هستند.

2-چند سال پیش در حوزه علمیه  مساله ای مطرح شد با این مضمون که: طلبه ها باید برای تبلیغ دین مدتی را به مناطق محروم و دور افتاده بروند و یکی دو سالی را در آنجا ساکن شوند و به تبلیغ دین بپردازند، اگر چه برخی ها با این مساله مخالفت کردند و کار طلبگی را  تحصیل علم می دانستند اما برخی از طلاب که البته کم هم نبودند تصمیم گرفتند دل به دریا بزنند  از خیلی از مسائلی که در حوزه علمیه ارزش محسوب میشود دل بکنند و هر یک مدتی از عمر خود را در راستای ترویج اسلام و خدمت به محرومان صرف کنند و اینها طلبه های طرح هجرت نام گرفتند.

3-اما دل کندن از این ارزشها بسادگی نیست، دل کندن از لقب های رنگا و رنگ ، پست و مقام هایی که میتواند مورد تمجید قرار بگیرد، کرسیهای تدریس، باید خانواده را همراه خود کرد، طلبه ای که همسر او بزرگ شده شهر است و روستا را در حد یک تفریح میداند باید خود را با زندگی در آنجا وفق دهد باید نگاههای عاقل اندر سفیه آشنایان و خویشاوندان را بجان بخرد، باید حرفهایی که همسر او را یک آخوند دهاتی خطاب میکنند پذیرا باشد، باید از امکانات عمومی شهری دل بکند و بتواند خود را با زندگی سخت و محروم روستایی وفق دهد اگر چه در شعار گفتن آسان است اما در عمل این مساله در حد غیر ممکن است ، زندگی در روستا فرهنگ خاص خود را دارد روزگاری که همه شهریها بچه های خود را به مدرسه خصوصی میفرستند و یا کلاسهای زبان را برای فرزند خود تدارک میبینند تا او را برای تحصیل در خارج از کشور آماده کنند، این طلبه باید فرزند خود را به روستا ببرد روستایی که معلوم نیست مدرسه آن در چه وضعی است، وضعیت مسائل رفاهی نامعلوم است خبری از گاز نیست و خانم شهری چگونه خواهد توانست امورات خانه را بسامان برساند، آب لوله کشی نظمی ندارد اکثر اوقات آب قطع است، جاده روستایی خاکی است و ممکن است در طول زمستان مسدود باشد ، اما خانواده این طلبه ها که در اخلاص کمتر از همسر خود نیستند همه این مشکلات را بجان میخرند وراهی مناطق محروم میشوند.

4- تبلیغ در روستا اما روال خاص خود را دارد، باید همه قید وبندهای دست و پاکیر را کنار گذاشت باید خود را در کنار مردم دید باید مردمی بود ، زبان مردم در آنجا نه الفاظ سخت و پیچیده بلکه زبان آنها اخلاص است ، این طلبه ها یک نوع حس همذات پنداری با مردم برقرار میکنند و خود را با زندگی مردم وفق میدهند، راه اندازی نماز جماعت ، مراسمهای مذهبی و... اگرچه جزئی از وظیفه این طلبه ها است اما تبلیغ واقعی زندگی با مردم است، بر خلاف برخی از طلاب شهری که بعد از موعظه و سخنرانی از نظر مردم غایب میشوند و معلوم نیست که به گفته های خود باور دارد یا نه، طلبه  طرح هجرت دائم در نگاه مخاطبان خود است او با نوع رفتار و تعامل با مردم است که اسلام را تبلیغ میکند، تربیت غیر کلامی مهمترین ابزار آنها است، با بچه ها  بازی میکنند، با جوانان روستا میگوید و میخندد، با پیرمردان با احترام رفتار میکند با زنان بر اساس ادب و وقار رفتار میکند، دغدغه تحصیل کودکان را دارد وممکن است برای اداره بهتر مدرسه چندین بار راهی آموزش وپرورش شهر شود تا بتواند کمکی به روستائیان کند، امید دادن به جوانها و گشایش افق به آینده از دیگر کارهایی است که این طلبه ها انجام میدهند، حتی برای آسفالت شدن راه روستایی دغدغه دارد، درد و رنج مردم را بخوبی با گوشت و پوست لمس میکند از این رو از دعواهای پوچ سیاسی و لفاظی فاصله میگیرد ، و اینگونه مردمی بودن و اخلاص و عمل از او چهره ای محبوب میسازد که مکرر دیده میشود که وقتی این طلبه ها میخواهند روستا را ترک کنند همه روستائیان در وداع او گریه میکنند و...

5- اگر در مراکز دیگر برای نیروهای خود حق ماموریت تعریف میکنند حوزه علمیه  در اولین اقدام شهریه آنها را قطع میکند تا رگه حیاتی آنها بخطر بیفتد و بجای تشویق مالی آنها را در محدودیت قرار دهد، اگر در مراکز دیگر برای نیروهای خود تحصیل ضمن خدمت را در نظر میگیرند حوزه سختیهایی را در زمینه ادامه تحصیل آنها فراهم میکند تا انها در برخی از مواقع از ادامه تحصیل نا امید شوند ، بنظر میرسد حوزه علمیه باید دررفتار خود را با این دسته از طلاب محبت بیشتری را داشته باشد.

دکتر ومهندس های نظریه پرداز،پدیده ای مثبت یا منفی؟

الف-خیابان ارم قم مملو از مغازه هایی است که به اصطلاح محصولات فرهنگی عرضه میکنند هرکدام چند مانیتور و ال سی دی را بگونه ای قرار داده اند که مخاطبان را بسوی خود جلب کند، اگر از این خیابان عبور کنید صداهای مختلف گوش و مغز شما را بکار خواهد گرفت، صدای مداح شش ساله ای بگوش میرسد، ال سی دی تصویر قفس شیری را نشان میدهد که فردی را میخورد والبته بینندگان بحث میکنند که این فیلم ساختگی است یا واقعی، صدای فردی را میشنوید که در محکومیت غذاهای مدرن سخن میگوید و مخاطب را به غذاهای سنتی فرا میخواند، اما آنچه بیشتر توجه را جلب میکند سخنرانانی هستند که با کت وشلوار از اسلام سخن میگویند،با صدای بلند و مقتدارنه بگونه ای که مخاطب احساس میکند که بغیر از این حرفهای گوینده حرفی درست نیست، سخنران سعی میکندبرای حرفهای خود سند ارائه کند، سندهایی که مثلا بسختی بدست آورده است، در تکه کاغذی تایپ شده است سخنرانی سه ساعته دکتر فلانی در زمینه فراماسونها، آقای مهندس دیگر در زمینه شیطان پرستی سخن میگوید، دیگری که دکتری خارجی است در زمینه خطر وهابیت سخن میگوید فروشنده برای جلب مشتری میگوید این شخص قبلا وهابی بوده است و بعدا شیعه شده است.

ب- خیابان ارم قم یکی از مراکز اصلی پخش محصولات فرهنگی در کشور است و امروزه بسیاری از جوانان مذهبی در سراسر کشور این سخنرانیها را دنبال میکنند،البته حوزه کاری این سخنرانان در این سی دی ها خلاصه نشده است بسیاری از دانشگاهها همین سخنرانان را به دانشگاه دعوت میکنند و بعضا مشاهده میشود چند هزار نفر سه ساعت پای این مباحث مینشینند، چند روزه پیش در مسیر تهران قم با یکی از این علاقمندان گفتگو کردیم ، از دیدگاه ضدماسونی همه چیز را تحلیل میکرد ، میگفت این ماسونها از صدر اسلام فعال بوده اند رابطه ای بین ماسون ها ویهود برقرار میکرد و رحلت پیامبر ص را به این جماعت نسبت میداد والبته معتقد بود که همه اینها را از روایات اهل سنت درآورده است آنچنان با انرژی سخن میگفت که انسان را تحت تاثیر قرار میداد از مثلث صحبت کرد و اینکه نماد ماسونها است میگفت طراحی حرم حضرت امام خمینی ره که چهار طرح بشکل مثلث دارد تحت نفوذ ماسونها انجام گرفته است وحتی در اقدامی عجیب ادعا میکرد که شکل مثلث را باید از ریاضیات حذف کرد، در مورد علما هم بدبین بود میگفت من این حرفهایی را که فلانی میزند را از هیچ عالمی نشنیدم ، البته من تلاش نکردم شاید او را کمی تحت فشار میگذاشتم براحتی علما را محکوم میکرد.

اما بنظر میرسد چند نکته در این زمینه قابل تامل و فکر است:

1-نقاط جذاب: این طیف از سخنرانان معمولا بر موضوع مورد بحث خود تسلط خوبی دارند و با انرژی تمام بحث خود را ارائه میکنند و خب طبیعی است همین تسلط جذابیتهای خوبی را ایجاد خواهد کرد خصوصا در جامعه ای که میزان مطالعه بسیار کم است،این تسلط باعث شده است انها بتوانند از منظر موضوع خود به زمینه های مختلف توجه کنند و برخی از گره های ذهنی جوانان را معنا کنند، طرح موضوعات عجیب و غریب که کمتر به انها پرداخته  شده است نیز یکی دیگر از عوامل جذابیت مباحث آنها است، اطلاعات بسیار ریز آنها مخاطب را متقاعد میسازد که اینان افرادی فعال و با سواد هستند و مخاطب ناخوآگاه در مقابل آنها خود را متواضع می بیند.

2-نگاه کاریکاتوری به دین: یکی از دیدگاههایی که شهید مطهری ره به آن پرداخته است لزوم توجه سیستمی به دین است به این معنا که شخصی که ادعای کارشناسی دین دارد باید شناخت نسبی از بخشهای مختلف دین را داشته باشد تا بخشی از دین را برجسته تر نکند بلکه همه اجزای دین را در کنار هم ببیند و هر بخش را به اندازه ای که دین  به آن توجه دارد برجسته کند، بزرگ کردن بخشی از دین و نگاه از آن منظر به همه مسائل عالم قطعا خطایی است که تفسیر دین را بسمت تفسیر به رای خواهد برد. یعنی بخشهایی از دین بگونه ای مطرح میشود که  بیشتر از اندازه ای است که دین به آن توجه کرده است وبخشی مورد غفلت قرار میگیرد درحالی که دین توجه بیشتری به آن داشته است و این یعنی تفسیر کاریکاتوری از دین.

3-نگاه سلبی به دین: با دقت در سخنان و آثار تولید شده از جانب اینان میتوان فهمید که نگاه انها به دین اثباتی و ایجابی نیست بلکه نگاه سلبی را دنبال میکنند مثلا یکی از این آقایان معمولا از شیطان پرستی سخن میگوید و ابعاد مختلف ان را بررسی میکند اما اینکه نگاه خودمان به مقوله شیطان پرستی چیست مساله ای است که سخنی دراین باره گفته نمیشود ،توجه داشته باشید که عمل معقول ، عملی است که انسان بیشتر اندیشه خود را توضیح دهد و وقتی اندیشه خود فرد مشخص شد اندیشه های مخالف کنار میروند، نگاه اینها به این می ماند که فردی یکسال وقت دیگران را بگیرد و توضیح دهد که شیطان پرستی این است و بعداز کلی وقت گرفتن بگوید دنبال اینها نروید منحرفند، بعد بگوید که ما سیصد نوع عرفان انحرافی داریم وهرکدام را یکسال توضیح دهد و درآخر بگوید اینها بد هستند دنبالشان نروید، بنظر میرسد انسان عاقل عرفان اسلامی را توضیح میدهد و با معیارهای عرفان اسلامی عرفانهای دیگر خود به خود خارج میشوند، خلاصه اینکه از نظر علمی باید انسان مواضع خود را بیشتر توضیح دهد تا رد دیگران ، مساله ای که این جماعت کمتر به آن توجه دارند، نکته دیگر اینکه برخی از جلسات اینان توضیح شیطان پرستی است چرا که در رد آن سخنی گفته نمیشود ویا اینکه فرد توان رد آن را ندارد و نتیجه این است که مخاطب را به موضوع علاقمند میکند.

3-قرار گرفتن حاشیه به جای متن: براستی آیا مشکل اصلی جامعه ما شیطان پرستی است؟براستی آیا همه کمبودها یهود است ؟براستی فراماسونها باعث این هستند که فردی نوبت را در صف اتوبوس رعایت نمیکند؟ براستی اینکه جوان مسلمانی در مسائل دینی سستی میکند تقصیر وهابیت است؟و صدها سوال دیگر از این قبیل را میتوان پرسید. شکی نیست که هر یک از این فرقه ها وجریانها انحرافی هستند و باید تدبیری برای مقابله چید اما بحث این است که برای مقابله چه باید کرد، آیا راه درست این نیست که جوانان را تقویت کرد آیا راه حل این نیست که جوانان را به دین خود آگاه کنیم، تا انها در رویارویی با دیدگاههای انحرافی توان مقابله داشته باشند؟متاسفانه این طیف از به اصطلاح نظریه پردازان مسائل اصلی دین را رها کرده وبه سراغ حواشی رفته اند و جوانان مشتاق را به این سمت میکشانند جهتی که معلوم نیست به کجا خواهد انجامید.توجه داشته باشیم که اندیشه انجمن حجتیه، سازمان مجاهدین خلق، و برخی از جریانها از نظر روشی بیشباهت به اینان نیست.

4-ایجاد بدعت نظریه پردازی غیرمتخصصین: این جماعت این مساله را القا میکنند که در مسائل دینی بدون درس خواندن و گذراندن مراحل میتوان نظریه پرداز شد این افراد میگویند براحتی میتوانی با مطالعه آزاد در زمینه مسائل اسلامی صاحب نطر شد، این مساله گاهی آنقدر قوت دارد که روحانیت را که یکی از مفسرین اصلی دین هستند را براحتی رد میکنند و البته بوی اسلام منهای روحانیت در این جماعت به چشم میخورد که بنظر میرسد در آینده این رویارویی بیشتر میتواند خود را نشان دهد، تجربه تاریخ معاصر نشان میدهد که این جماعت اسلام را بگونه ای تفسیر کرده اند که بخشی از جامعه را به ناکجا آباد هدایت کرده اند اگر چه آنها در سالهای اولیه نظریه پردازی در جامعه مورد اقبال بوده اند.

5- محصور نبودن نظریه پردازی اسلامی در روحانیون: البته اعتقاد این نیست که فقط روحانیون باید در زمینه اسلامی نظریه پردازی کنند بلکه مساله تبعیت از روش شناسی تفسیر اسلام است شخصی میتواند در زمینه اسلام نظر دهد که مسلط به این روش شناسی باشد واین می طلبد که فرد سالها در این زمینه فعالیت کرده باشد و تسلط نسبی بر مبانی اسلام داشته باشد.اما اینکه فرد بدون گذراندن این مراحل دم از نظریه پردازی اسلامی بزند مساله ای نیست که بتوان آن را پذیرفت.

6- لزوم تکاپوی روحانیون: تاریخ معاصر نشان دهنده این است که این جماعت زمانی در جامعه پیدا میشوند که بخشی از روحانیت دچار رکود شده باشند و جامعه با تفسیر روحانیت از دین سیراب نشود، از این رو لازم است روحانیت و طلاب جوان که پتانسیل بسیار قوی دارند در این راستا فعال شوند تا احیانا از بروز برخی از انحرافها جلوگیری شود.

چرا برخی از مردم علاقه ای به شنیدن سخنرانی روحانیان از تلویزیون ندارند؟

روزگاری همه مذهبی ها آرزو داشتند یکی از روحانیون فرصتی پیدا کند تا دین را از طریق تلویزیون برای مردم بیان کند در برخی از سالها که خطیب توانا استاد فلسفی ماه رمضان از رادیو سخن میگفت برق شادی از چشمان بچه مذهبی ها پیدا بود و بسیاری از مردم را بخود جلب میکرد، نوار سخنرانیهای حاج کافی بسیاری از جوانان را بسمت مذهب هدایت کرده بود، سخنرانیهای مرتضی مطهری نظام فکری جوانان را استحکام بخشیده بود. اما سالها گذشته است امروز صدا و سیما ساعتهای متوالی را به سخنان روحانیان اختصاص داده است از بچه طلبه ها گرفته است تا روحانیان میانی و البته مراجع عظام تا رودرو با مردم سخن بگویند و به تبلیغ اسلام بپردازند، در ماه رمضان همه شبکه ها سخنرانی مذهبی دارند و سخنرانانی با سلیقه های مختلف به ارائه مباحث اسلامی میپردازند، اما سوال این است که چرا اکثر مردم شوقی به شنیدن این سخنان ندارند؟ چرا زمانی که یکی از این آقایان در صفحه تلویزیون ظاهر میشود بسیاری از مردم کانال عوض میکنند و برخی دیگران در حضور میهمانان صدای تلویزیون را کم میکنند و بمرور شبکه ای دیگر را ترجیح میدهند؟ البته این وضعیت نزد کسانی است که روزه دار بوده اند و مذهبی هستند تکلیف بقیه که روشن است که اصلا توجهی به این آقایان ندارند. چه اتفاقی رخ داده است؟

1-استقلال روحانیت: استاد شهید مطهری یکی از افتخارات روحانیت شیعه را استقلال آن  میداند و معتقد است که روحانیون اهل سنت معمولا وابسته به حکومتها بوده اند و نوعا اسلام را در راستای منافع حاکمان تفسیر کرده اند، روحانیون قبل از انقلاب ارزشهای اسلامی را برای خود اصل قرار داده بودند و معتقد بودند که سیاست باید تابع دین باشد از این رو در مقابل خطاهای حکومت مقاومت میکردند ممکن بود که حرف آنها از طرف حکومت مورد اقبال نباشد و در پاره ای از اوقات آنها بخاطر اظهارات خود به زحمت می افتادند اما حاضر نبودند که از اصول اسلامی عدول کنند و این مساله برای مردم مهم بود و به روحانیون اعتبار می بخشید ، برخی از روحانیون بعد از انقلاب بمرور اسلام را در ظرف جمهوری اسلامی معنا کردند یعنی طوری تفسیر میکردند که در چارچوب حکومت باشد در نتیجه بمرور همان بلایی که استاد مطهری ان را تذکر میداد گرفتار شد یعنی وابستگی به حکومت ، این وابستگی باعث شد روحانیون دین را طوری تفسیر کنند که به قامت جمهوری اسلامی بیاد و اینگونه بود که مردم درک میکردند که مساله دینداری نیست و حفظ وضع موجود است واین یعنی از دست دادن بخشی از اعتبار .

2-ترک امر به معروف و نهی از منکر حکومت: روحانیان قبل از انقلاب بزرگترین امر به معروف را امر به معروف حکومت میدانستند و میگفتند که مادر همه چیز حکومت است حضرت امام خمینی ره در انتقادی به آیت الله بروجردی ره تاکید میکند که باید بجای انتقاد از بهائیت از حکومتی انتقاد کرد که زمینه فعالیت بهائیت را فراهم کرده است ،  بسیاری از تفاسیر از واقعه عاشورا طوری بیان میشد که هدف امام حسین ع از قیام نهی از منکر حکومت یزید بوده است ، این بیانات که توسط روحانیون بیان میشد مردم را به قطعیت رسانده بود که روحانیان طرفدار عدالت و ظلم ستیز هستند و این راز محبوبیت روحانیان بود، اما بعد از انقلاب گویا با تغییر حکومت امر به معروف و نهی از منکر حکومت ، کاری عبث و مذموم شمرده شد و امر به معروف ونهی از منکر خود را در قامت موهای دخترکان جوان جلوه کرد، روحانیتی که قبل از انقلاب ناظر حکومت بود و با دقت همه چیز را رصد میکرد و تذکر میداد حالا دیگر با پیدا کردن مفاهیمی متناسب از اسلام به توجیه و تئوری پردازی از کارهای حکومت میکرد، حالا دیگر ناظر خود تبدیل به مجری شده بود و متن دینی وسیله ای برای توجیه کارها .

3-وضعیت زیست روحانیان: حضرت امام ره بزرگترین سرمایه یک روحانی را تقوا و ساده زیستی میداند و معتقد است که تا زمانی که یک روحانی دارای این دوویژگی باشد در بین مردم جایگاه و محبوبیت دارد، قبل از انقلاب تقوای برخی از روحانیان زبانزد بود مردم به سر روحانیان قسم میخوردند حاضر بودند در راه سخنان وایده های آنان فداکاری کنند، مردم دیده بودند که فرزندان روحانیان مانند مردم زندگی میکنند برخی از این فرزندان در زندانهای رژیم شاه به شهادت رسیده بودند ، خانه های آنها در حد واندازه مردم بود و گاهی هم وضعیتی بدتر از مردم داشتند ، مردم درک کرده بودند که آنها دنبال ریاست و جاه ومقام نیستند، مردم با دیدن علما بیاد خدا میفتادند چون روحانیون کارهایی را که خود پیشتاز ان بودند به مردم میگفتند ومردم در عرصه عمل روحانیون را میدیدند و به انها اعتماد پیدا کرده بودند ، امروز اگر چه طلاب در وضعیت مناسب از نظر معیشتی بسر نمیبرند اما اکثر علما در خانه های بزرگ و محله های خوب زندگی میکنند برخی از فرزندان آنها در خارج از کشور بسر میبرند ، بچه های آنها سوار بر ماشینهایی میشوند که افراد عادی حسرت دیدن آن را دارندو...

4-اکنون روحانیان در تلویزیون: صدا و سیما بگونه ای از روحانیان چینش میکند که خروجی این سخنرانیها در راستای تقویت و توجیه عملکرد نظام باشد حال دینداری مردم چه میشود خدا داند در این راستا باید روحانیونی به تلویزیون دعوت شوند که یا خدمتی به نظام کرده اند یا اینکه قابلیت سرمایه گذاری برای آینده هستند ،جالب این است که در آخر رمضان نیز اعلام میکند که این برنامه  ها بیشترین مخاطب را داشته اند، اما روحانیان هم مختلفند برخی واقعا مخلصند و درد دین دارند اما برخی دیگر دنبال دغدغه های خود هستند بنده خدایی سودای مرجعیت دارد و مقلد ندارد شاید بتواند از طریق تلویزیون چند نفری را بدور خود جمع کند او نتوانسته است از طریق صدور اعلامیه های آماده جایگاهی مردمی کسب کند، دیگری سعی میکند تا از طریق توجیه گرانی مورد تقرب حکومت قرار گیرد ، دیگری به این فکر میکند که تلویزیون جای خوبی است تا مشهور شود تا از این طریق بتواند به استانهای مختلف سفر کند و درامد میلیونی داشته باشد، البته برخی هم هستند که سادگی انها کار دستشان داده است برخی ها توانسته اند با دادن اطلاعاتی به اصطلاح سری او را متقاعد کنند که باید نظام را همراهی کند، مردم همه این مسائل را براحتی میفهمند و اینگونه است که ترجیح میدهند به جای نشستن پای صحبت این آقایان ، برنامه طنز بی مایه اما با دغدغه مردم را نگاه کنند.

ماه رمضان ، نکته های تبلیغی برای طلاب

اگرچه جایگاه تبلیغ سنتی کمی سست شده است اما ماه مبارک رمضان از فرصتهای مناسب برای تبلیغ است ، مناسبت زمانی این ماه بگونه ای است که دلهای مردم آمادگی بهتری را برای شنیدن پیام دین دارند ، طلبه های حوزه خود را آماده میکنند تا در این ماه به اقصی نقاط کشور عزیمت کنند تا احیانا بخشی از وظیفه ذاتی خود را که همان تبلیغ اسلام است انجام دهند اما شاید توجه به این نکات کمکی برای طلاب باشد.

1-نیت الهی: اکثر طلاب با نیت قرب الهی به تبلیغ میروند آنهاباید وظیفه خود را بخوبی انجام دهند و به خدا توکل کنند که هدایت نهایی بدست خداوند است ،نکند برخی از طلاب این نیت را داشته باشند که مثلا در مجلسی چند هزار نفری خودی نشان دهند و بجای معارف الهی خود را تبلیغ کنند.

2- پرهیز از ژست هدایت گری: طلبه بهتر است ژست هدایتگری بخود نگیرد و تصور نکند که انسان نجات یافته ای است که دیگران را  میخواهد هدایت کند این نوع نگاه عاقل اندر سفیه نمیتواند تاثیری در مخاطب داشته باشد چرا که مخاطب بسیار به مساله اقتدارگرایی حساسیت دارد از این رو بهتر است طلبه از خدا بخواهد که آخر عاقبت همه و خصوصا خود طلبه را ختم بخیر کند و خود را تذکر دهنده ای در نظر بگیرد.

3- کسب آمادگی قبل از تبلیغ: نکند طلبه های همان روز تبلیغ کتابهای خود را نگاه کند تا مطلبی گیر آورده و به مردم بگوید که این کار خیانت به مخاطب است طلبه باید قبل از این روزها مطالب را آماده داشته باشد، برای هر منبری ساعتها وقت گذاشته باشد ، روی مطالب کار کرده باشد بنا بر نیازهای مردم مطلب ارائه کند تا وقت و انرژی مردم را ضایع نشود.

4-ترک یک توهم: برخی از طلاب این توهم را دارند که همه چیز را میدانیم ، واقعیت این است که اکثر مردم این زمان تحصیل کرده هستند و هر کدام در زمینه ای صاحب تخصص ،طلبه باید بداند که او هم مانند یکی از مردم در یک زمینه کارشناس است و حتی ممکن است برخی از مخاطبین وی مطالعات دینی خوبی داشته باشند بنابراین باید به مخاطب احترام گذاشت و مطالبی در حد و شان انها ارائه کرد.

5-محتوای تبلیغ: البته هر طلبه باید بر اساس مخاطبین خود مطلب آماده کند تا مفید فایده واقع باشد این روزها بازار خرافه پرستی داغ داغ است برای دوری از این مساله بهتر است طلبه ها در منبرها بذکر مطالب قطعی اکتفا کنند از ذکر خاطرات، خوابهای و مکاشفه های بدون سند ، فضایل بزرگانی که قابل اثبات نیست دوری کنند. برخی از طلاب برای جلب توجه مردم مطالبی را برای مردم میگویند که در اعتقادات مردم تزلزل ایجاد میشود البته این کار شاید در کوتاه مدت باعث جلب توجه مردم شود اما در دراز مدت کمکی به مردم نخواهد کرد و فقط ذهن مردم را مشوش خواهد کرد.

6- پرهیز از امر کردن به مردم: برخی از طلاب در جلسات مردم را بشدت میکوبند کلمات عجیبی را برای خطاب مردم بکار میبرند که بی احترامی محض است این کلمات آمرانه در این روزگار کاربردی ندارد نمیتوان کسی را با زور و اجبار بسمت دین آورد ، با گسترش ارتباطات ، ادیان و تفکرات مختلفی به مردم ارائه میشود شما زمانی موفق هستی که بتوانی با استدلال قوی دین را معرفی کنی تا ذهن مخاطب اقناع شود و مخاطب از صمیم قلب معارف الهی را بپذیرد.

7- پرهیز از سیاسی کاری: طلبه ها بهتر است در این ایام دلشان کمی هم به دین مردم بسوزد و از توجیه کردن برخی بی کفایتی های برخی آفایان پرهیز کنند ، بهتر است بجای تخریب برخی از شخصیتها از اخلاق برای مردم سخن بگویند که مردم از این حرفها بسیار خسته شده اند.البته معلوم نیست طلبه هایی که روزی از برخی از شخصیتهای سیاسی برای مردم بت ساخته بودند چگونه میخواهند بصورت مردم نگاه کنند. معلوم نیست این طلبه ها کی میخواهند از روزگار پند بگیرند.

8-ارتباط چهره به چهره با مردم: آنچه از این تبلیغها در ذهن مردم بیاد میماند رفتار و برخورد طلبه و مبلغ با مردم است بهتر است مبلغ بعد از سخنرانی و موعظه با جوانان بنشیند و ساعتی را با آنها گفتگو کند برخی از جوانان نیاز دارند تا با طلبه ای بصورت چهره به چهره سخن بگویند باید گوش شنوایی باشد برای شنیدن دغدغه های جوانان و احیانا میتوان با پاسخهایی با آنها سخن گفت ، البته باید طلبه بپذیرد که او هم جزئی از این جماعت است و تافته جدا بافته نیست ، اصل تبلیغ و تاثیرگذاری در این جلسات دوستانه اتفاق می افتد.

9-مکان تبلیغ: تجربه سه دهه تبلیغ بعد از انقلاب نشان داده است که بهترین مکان برای تبلیغ مسجد است چرا که مخاطب با علاقه خود به این مکان می  آید و علاقه به شنیدن مباحث اسلامی دارد ، تصور کنید سربازی را که به اجبار فرمانده در پادگان پای سخنرانی شما نشسته است معلوم نیست بسبب کمبود امکانات حتی وضو گرفته باشد ، کم خوابی بخاطر نگهبانی شب، بیدار ماندن را برای وی مشکل ساخته است و با این حال پای منبر است در این حال هر مطلبی که بگویی جواب عکس میدهد. مثالهای بسیاری میتوان زد که اولویت برای تبلیغ مساجد است معلوم نیست که طلاب و روحانیت چه زمانی از این تبلیغهای بعضا بی فایده در برخی از مکانها دست خواهند کشید.

طلبه ها با گرانی چه میکنند؟

موج گرانیهای چند ماهه اخیر ملموستر از آن است که نیازی به گفتن داشته باشد هر کسی که در این جامعه زندگی کند با یکبار خرید میتواند این مساله را متوجه شود،  رشد صعودی قیمتها در برخی از کالاها روزانه  و در برخی بصورت هفتگی است طلبه ها هم مانند نود و نه درصد مردم این مساله را درک ولمس کرده اند اما براستی طلبه ها با گرانی چگونه دست و پنجه نرم میکنند؟

طلبه های شاغل: برخی از طلبه ها شاغل هستند و مانند مردم متوسط زندگی میکنند آنها ممکن است پس از سالها توانسته باشند خانه ای خریداری کنند و حقوقی نسبی دریافت کنند ، گرانی گرچه بر این بخش از طلاب هم فشار می آورد اما فشار بر آنها شدید نخواهد بود ممکن است آنها بخشی از خواسته های خود را کنار بگذارند و در این وضعیت به خواسته ها ونیازهای ضروری اکتفا کنند.

طلبه های در حال تحصیل: بخش زیادی از طلبه های عموما جوان حوزه ، در حال تحصیل هستند شهریه ای در حد دویست وپنجاه تا سیصد هزار تومان به آنها داده میشود آنها درآمد دیگری ندارند خانه ای هم ندارند و مانند بسیاری از جوانان مستاجر هستند برخی از آنها یک یا دو فرزند هم دارند ، گرانی بشدت این دسته از طلاب را که تعداد متنابهی هم هستند تحت فشار قرار داده است رشد قیمت اجاره بهای خانه در قم به اندازه ای است که برخی از طلاب را با مشکل اساسی مواجه کرده است برخی از صاحبخانه ها که فشارهای زندگی را حس کرده اند تصمیم گرفته اند تا این مبالغ را با اجاره بالا تامین کنند طلبه های جوان که این مبالغ بالا را ندارد چاره ای ندارد جز اینکه در خانه هایی که در حد وشان خود نیست سکونت کند یا مجبور هستند چند قطعه طلای همسر خود را که یادگار ازدواج آنهاست بفروشند ، برخی از طلاب وامهایی را از بانکها میگیرند که خدا میداند چگونه میتوانند قسط آن را بپردازند ، سبد غذایی آنها نیز با مشکل اساسی مواجه شده است طلبه ای که سالانه بیشتر از دو سه کیلو گوشت مصرف نداشته است مجبور است انصراف خود را از این مقدار نیزاعلام کند حال اگر از خود او بگذریم معلوم نیست همسر و فرزند او چه گناهی دارند.

واکنش علما: گرانیهای اخیر با واکنش برخی از علما نیز مواجه شده است، آیت الله صافی گلپایگانی گرانیها را باعث آزردگی قلب آقا امام زمان عج دانسته بود، آیت الله یزدی دبیرجامعه مدرسین حوزه با ارسال نامه ای کم رمق ابراز نگرانی اساتید حوزه را به رئیس جمهور رسانده بود، آیت الله سیداحمد خاتمی هم گفته بود که مردم بخاطر ایستادگی در مقابل دشمن در مقابل گرانیها اخ هم نگویند این اظهار نظر واکنشهایی  زیادی را بدنبال داشت که البته ایشان با گله از رسانه ها تاکید کرده بود که گفته های وی تحریف شده است ، آیت الله مکارم شیرازی هم راه حل گذر از این مساله را ساده زیستی دانسته بود. البته معلوم نیست که طلبه هایی که ساده زیست هستند باید چه کنند. برخی از علمای دیگر با وجود ناراحتی از وضع موجود ترجیح داده اند نظرات خود را در جمع های خصوصی ابراز کرده و در محافل عمومی سکوت پیشه کنند.

واکنش طلاب: برخی از طلاب برای جبران این وضعیت مجبور شده اند به کارهای نیمه وقت و پاره وقت رو آورند مثلا برخی در موسسات بصورت ساعتی کار میکنند البته با دستمزدی بسیار ناچیز ، برخی از طلاب که ماشین دارند سعی میکنند بخشی از روز را به مسافرکشی بپردازند که ممکن است این کار مخفیانه و بدون اطلاع خانواده انجام گیرد ، یکی از علما هم که معمولا دستی در توجیه برخی اشتباهات حکومت دارد در جلسه ای به طلاب توصیه کرده بود که طلاب بصورت متعدد به تبلیغ بروند تا بتواند هزینه های زندگی را تامین کند ، در جلسات خصوصی طلاب، بحث گرانی بسیار داغ است و در هرجلسه ای این مساله مطرح میشود. نگرانی انها از دو جهت است : اول اینکه این گرانیها که خود نیز ان را بخوبی وبیشتر از مردم هم لمس میکنند با مردم چه میکند با این نارضایتی های مردم چه باید کرد آیا چاره ای برای این کار نیست و دغدغه دوم طلاب نیز در زمینه زندگی خود طلاب است برخی از طلبه ها دوست دارند که این مساله را توجیه کنند اما اکثر طلاب در بحث گرانی مانند مردم فکر میکنند و از این ماجرای تلخ مینالند. معلوم نیست که طلبه هایی که زندگی آنها به سختی میگذرد چگونه میتوانند در ادامه تحصیل موفق باشند.  گرچه نحوه زندگی طلاب ساده است و برخی از آنها به تحمل مشکلات عادت کرده اند اما تا چه حدی میتوانند تحمل کنند وچرا باید تحمل کنند خصوصا خانواده آنها.

طلبه ها با چه کسانی رفت وآمد خانوادگی میکنند؟

طلبه ها با چه کسانی رفت وآمد خانوادگی میکنند؟ در انتخاب دوست خانوادگی چه نکته هایی برایشان مهم است؟ آیا زن و مرد باهم می نشینند؟ پذیرایی آنها چیست؟ چه حرفهایی میزنند؟

رفت وآمد خانوادگی، امتداد حجره نشینی: طلبه ها زمانی که تنها در شهر غربت دور از خانواده زندگی میکردند درسها طلبگی را باهم مباحثه میکردند برسر یک سفره بی ریا و ساده می نشستند گاهی در یک ظرف، غذا میخوردند در غم وشادی شریک هم بودند ،هرچه داشتند باهم از آن استفاده میکردند  جیب آنها یکی بود و کمک حال هم محسوب میشدند ، گاهی به هم تذکر میدادند ، من وتو برای آنها مفهومی نداشت آنها سلایق هم را میشناسند، حتی میدانند که دوستشان از چه غذایی خوشش می آید ، از سوی دیگر آنها دروس مشترکی را خوانده و از نظر فکری هم بهم نزدیک شده اند ، زندگی برادرانه آنها دراین چندسال آنها را مجاب میکند که رفت وآمدهای خانوادگی را در امتداد حجره نشینی تعریف کنند خصوصا اینکه در شهرغریبی زندگی کنند و خبری از خویشاوندان هم نباشد. البته باید تاکید کرد که دوستان خانوادگی طلاب محدود به هم حجره و هم مدرسه ای آنها نمیشود بلکه ممکن است بمرور کسانی دیگر نیز اضافه شوند.

زمانهای میهمانی: طلبه ها در روزهای درسی به میهمانی نمیروند این روزها از شنبه تا چهارشنبه را شامل میشود پنج شنبه و جمعه درسهای حوزه تعطیل است و معمولا میهمانی ها در این دو روز انجام میگیرد یا ممکن است در ایامی دیگر روز تعطیل در وسط هفته قرار گیرد و تبدیل به روز میهمانی شود ، در کنار این روزها طلبه ها در اعیاد اسلامی و ایام شاد بیشتر به دیدن هم میروند.

نکته های مهم برای طلاب: حفظ حریم ها یکی از مهمترین نکته هایی است که برای طلاب در انتخاب دوستان خانوادگی مهم است مثلا اینکه دوست طلبه در رفتار با همسر طلبه چه مقدار مقید است، اگر طلبه ای حس کند طلبه ای این حریمها را کمتر رعایت میکند ممکن است رفت و آمد خانوادگی را بمرور با وی کمرنگ کند، نکته دیگر همسر دوستش است برخی از خانمها فضول تشریف دارند و ممکن است بخواهد با حرفهایی در زندگی دیگران دخالت کند مثلا بگوید چرا همسرت ماشین نمیخرد؟یا بگوید چرا همسرت در فلان منطقه خانه اجاره کرده است؟ یا اینکه چرا شما به یک مسافرت درست وحسابی نمیروید؟یا بگوید چرا میگذاری همسرت لباس روحانیت بپوشد؟یا اینکه به طلاهایی که دارد فخر کند. هریک از این مباحث اگر چندبار تکرار شود میتواند زندگی طلبه را تحت تاثیر قرار دهد از اینرو طلاب سعی میکنند این نکته ها را مورد توجه قرار دهند تا کانون خانواده بخوبی حفظ و تقویت شود والبته اگر زمینه اصلاح باشد در راستای آن تلاش میکنند.

نکته های رفتاری: طلبه ها در رفت و آمد خانوادگی معمولا سعی میکنند تا خانمها و آقایان در اتاقهای جداگانه باشند تا هم خانمها و هم آقایان راحت باشند سفره غذا نیز بصورت جداگانه پهن میشود ، سفره آقایان را خود اقا میچیند ،چای و میوه ای اگر در کار باشد هم توسط آقا پذیرایی انجام میگیرد، ارتباط همسر طلبه با دوست طلبه در حد یک سلام و احوال پرسی ساده همراه با احترام است ،البته برخی از همسران طلاب هستند که در این زمینه افراطی عمل میکنند مثلا بگونه ای حرف میزنند که آدم اصلا متوجه حرفهای آنها نمیشود مثلا گاهی که انسان کاری با دوستش دارد اگر آن دوست منزل نباشد همسر طلبه از پشت ایفون جوری جواب میدهد که اصلا معلوم نیست که چه میگوید و ادم چاره ای ندارد و میگوید بله ممنونم.

پذیرایی: در این میهمانی ها پذیرایی بسیار ساده است و طلبه ها هرچه دارند بدون ریا از میهمان پذیرایی میکنند ممکن است برنج و خورشتی باشد ویا چیز دیگر، بسیار بعید است که در این سفره ها خبری از چندجور غذا بصورت همزمان باشد ، طلبه ها البته از هم انتظار عجیب و غریبی ندارند و صداقت کامل حاکم است  برخی از طلاب که بدون هماهنگی به خانه دوستشان میروند ممکن است غذای بسیار ساده تری را داشته باشند. در برخی از میهمانیها میوه هم هست اما در برخی مواقع نه واین مساله به قیمت میوه بستگی دارد. چای پای ثابت این گعده ها و میهمانیهای دوستانه است و طلابی که از دوره ی زندگی در حجره این چای خوری را بیادگار با خود بهمراه دارند.

صحبتها: در این میهمانیها معمولا از احوال هم باخبر میشوند احیانا اگر مشکلی برای دوستان پیش آمده باشد سعی میکنند با کمک هم مشکل را حل کنند، از درس و بحث سخن به میان می آید و اینکه کدام درس میروی و درس کدام استاد ، از آینده تحصیلی بحث میشود و سعی میکنند باهم همفکری کنند ، از اوضاع و احوال فرهنگی  کشور و نحوه تبلیغ طلاب صحبت میشود واینکه در این وضعیت چه باید کرد و احیانا برنامه ریزی برای ایام تبلیغی ، البته در این جلسات حتما باید سخنی از مدیریت حوزه گفته شود که معمولا حالت انتقادی دارد ،ممکن است از مسائل سیاسی صحبت شود که بعضا بحث داغ میشود و ممکن است بعضی از اوقات به کدورتهایی منجر شود البته این در صورتی است که چند نفر از طلاب حضور داشته باشند.

فرزندان طلاب:این رفت وآمدها برای فرزندان طلاب نیز غنیمتی است آنها در دیار غریب از خویشاوندان خود دور هستند واین خلا را دوستان خانوادگی پر میکنند در کنار گفتگوی پدر و مادر ها فرزندان نیز مشغول بازی و صحبت میشوند واین بازیهای کودکانه ممکن است پایه های یک دوستی طولانی مدت را رقم بزنند که بعضا ممکن است به ازدواج و...منتهی شود.

طلبه ها چگونه ازدواج میکنند؟

طلبه ها در چند سالگی ازدواج میکنند؟ مشکلات پیش روی ازدواج را چگونه حل میکنند؟ با چه کسانی ازدواج میکنند؟ در مراسم خواستگاری چه بحثهایی مطرح میکنند؟ دوران نامزدی را چگونه میگذرانند؟ مراسم عروسی انها چگونه برگزار میشود؟ سوالهایی که دانستن آنها در این روزهای شعبان جذابیتهای خود را دارد.

طلبه ها درچند سالگی ازدواج میکنند؟ طلبه ها وقتی وارد حوزه میشن با توجه به سن و سالی که دارن میگن که ده سال اولو نباید حتی به ازدواج فکر بکنی و باید بفکر درس و بحث باشی ، در همین زمینه نقل قولهایی رو از بزرگان میارن که مثلا تا سی سالگی فقط درس خونده وازدواج نکرده و مجتهد یا فیلسوف شده و یا اینکه احادیثی رو پیدا میکنن که جمع شدن علم با ازدواج رو رد کرده ، خلاصه با توجه به اینکه هنوز حس نیازی در این زمینه وجود نداره تئوریهایی تولید میشه که فعلا درس و بحث اساس کاره و بیخیال ازدواج .اما دوسه سال اول که میگذره و طلبه یه کم از نظر سن و سال بزرگتر میشه بمرور مساله ازدواج براش مهمتر جلوه میکنه وجهت مشروعیت یابی این کار اولش با دوستان طلبه حرف ازدواج رو مطرح میکنه واینکه پیامبر ص فرموده که ازدواج سنت منه و هرکسی از این سنت دوری کنه از من نیست بعد میگن که در رساله داریم که هرکسی ترس از افتادن به گناه داشته باشه واجبه که ازدواج کنه و این آغاز ماجراست ، اساتید اخلاق که به حوزه میان برای سخنرانی یواشکی در برگه ای نوشته شده که نظرتون در مورد ازدواج در سن پایین چیه؟ اگه این استاد پاسخ مساعد بده خب دیگه نور علی نوره چرا که یه استاد هم حمایت کرده اما اگه جوابش منفی باشه طلبه  سعی میکنه یه جوری مشروعیت این جوابو زیر سوال ببره. خلاصه این روند ادامه داره تا اینکه طلبه ها در سال چهارم کتاب نکاح که همون بحثهای ازدواج باشه رو بعنوان متن درسی میخونن که البته عجب کتابی هم هست دیگه خیلی از طلبه ها خودشونو آماده ازدواج میکنن یواش یواش باید آستین بالا بزنن ، بر همین اساس اکثر طلبه ها در سنهای بین19 تا 25 سال ازدواج میکنن البته یه عده ای هم هستن که به هر دلیلی در سنین بالاتر ازدواج میکنند.

ابهامات و سوالات قبل از ازدواج: مهمترین مساله ای که در بحث ازدواج طلبه ها وجود داره بحث معیشته که طلبه ها قبل ازدواج میگن آخه ما که درآمدی نداریم با این شهریه ای که میدن نمیشه که زندگی کرد، خونه گرفت، و... این سوالها رو که از طلبه های بالاتر و اساتید میپرسن با یه پاسخ مواجه میشن: خداوند خودش ضامن معیشت و ازدواجه باید بخدا اعتماد کرد، ما هم که میخواستیم ازدواج کنیم با دست خالی شروع کردیم و شکر خدا مشکلی هم پیش نیومد باید با قناعت زندگی کرد. همین پاسخ برای طلبه که البته یکم بدنشونم داغه کافیه که اقدامات رو شروع کنن. یکی دیگر از مشکلات، خانواده است اخه بعضی از خانواده ها میگن که بابا با جیب خالی نمیشه که زن گرفت، اما خب طلبه ها که ید طولائی در رایزنی و مجاب کردن دیگران دارن بالاخره خانواده رو راضی میکنن.

با چه کسانی ادواج میکنن؟ البته نمیشه یه قاعده کلی در این زمینه صادر کرد اما معمولا دنبال دختر خانمی هستن که اولا با ایمان باشه و تحصیلکرده و با زندگی طلبگی هم بتونه بسازه البته بحث قیافه ظاهری هم که واسه خودش مبحث دیگه است ، طلبه ها معمولا ممکنه از فامیلهاشون زن بگیرن چرا که شناخت بهتری ازشون وجود داره و وقتی فرهنگها بهم نزدیک باشه خب زندگی بهتر اداره میشه، دوستان طلبه هم کسانی رو بهم معرفی میکنن مثلا طلبه ای میگه من یه دختر عمه دارم که اصلا خدا اینو آفریده برا تو ،یا اینکه میگه ما یه همسایه داریم ماشاالله از خانمی هیچی کم نداره ،البته خیلی از طلبه ها هم با خواهر دوستشون ازدواج میکنن ، البته طلبه های حوزه خواهران هم جای خود دارن، وقتی در حوزه برادران صحبت از حوزه خواهران میشه طلبه های مجرد یه لبخندی میززن و بفکر فرو میرن ، خیلی از طلبه ها با دختران طلبه ازدواج میکنن. البته در بین خانمهای طلبه ها خانمهایی با تحصیلات مختلف بچشم میخورن مثلا بعضیاشون طلبه هستن بعضی پرستار بعضی مهندس بعضی هم رشته های دیگرو خوندن. بعضیا که از دور دارن به طلبه ها نگاه میکنن با خودشون میگن کی میاد زن اینا بشه ، اما واقعیت اینه که کم نیستن دخترهایی که دوس دارن با طلبه ازدواج کنن.

مراسم خواستگاری: بعد اینکه دختر خانم شناسایی شد که البته یه مدتی زمان میبره  طلبه،مادر و خواهرشو میفرسته که دخترو ببینن و خب معلومه که دل تو دلش نیست که اینا چی میگن بعد اینکه خواهرو مادر نظر مثبت داشت ، در یه جلسه دیگه طلبه بهمراه مادرش میره که با دختر خانم صحبت کنه و به دختر میگه که شرایط زندگی من اینه که میخوام در راستای اسلام حرکت کنم راه من سختیهای زیادی داره ، باید با نداری بتونی بسازی ، ممکنه توی خیابون یه کسی بمن حرف بد بزنه ، من برای ادامه تحصیل میخوام برم قم میتونی با من بیای شهر غریب و نکته مهمی که وجود داره و شاید بعضا به توافق منجر نشه بحث لباس روحانیته بعضی از دخترها قبول نمیکنن که شوهرش آیندش لباس روحانیت بپوشه و سر همین مساله ممکنه خواستگاری بهم بخوره و تموم بشه. البته بعضی از دخترخانمها هم هستند که برا طلبه شرط میذارن که حتما باید لباس روحانیت بپوشی و تا اخر هم درنیاری ، بعضی از دخترها مثلا میپرسن که نظرت در مورد آقا چیه، منظورشون مقام معظم رهبریه و این یعنی چک کردن دیدگاههای سیاسی ، خلاصه اینکه اگه به توافق برسن باید بزرگتر خانواده ها در مورد مهریه و... صحبت کنن . بعضی از طلبه ها چهارده تا سکه بهار آزادی رو مهریه قرارمیدن و این درصورتیه که دو طرف خیلی باهم از نظر فکری نزدیک باشن ، بعضیام مهریه های بالایی رو میگن که البته از ارقام نجومی خبری نیست.

دوران نامزدی: دوران نامزدی یکی از خاطره انگیزترین دورانها برای همه است طلبه ها هم خب در این دوران رفت و آمد زیادی باهم دارن و این اواخر هم با پیدایش موبایل و... دیگه ارتباط ردیف ردیفه. گاهی اوقات هم طلب ها با همسرش میرن بیرون مثلا باهم نماز جمعه میرن،دعای توسل میرن، پارک میرن ،گاهی باهم میرن بستنی بخورن البته اگه طلبه لباس روحانیت نداشته باشه. گاهی هم میرن بازار برای خرید و...دختر خانمی که قبول کرده با طلبه زنگی کنه خب معلومه که در بحث خرید خیلی گیر نمیده و یه جوری کنار میاد و سعی میکنه در کمال سادگی رضایت همسرشو داشته باشه و البته طلبه هم هرچی میتونه سعی میکنه کم نذاره . اما باید بگم که صفا و سادگی خیلی محسوسه. در بحث خرید حلقه طلبه ها حلقه طلا برای خودشون نمیگیرن و معمولا یه حلقه ای با جنس نقره یا ...میگیرن.

مراسم عروسی: مهمترین مساله برای طلبه ها در مراسم عروسی اینه که باید مراسم طوری برگزار بشه که گناهی اتفاق نیفته مثلا از رقص و آهنگ متداولی که در بعضی از عروسیها وجود داره اینجا خبری نیست، بعضی از طلبه ها میرن یه سفر زیارتی و بعدشم یه مهمونی میگیرن وشامی میدن و بقیه هم میان و تبریک میگن ، بعضیم مراسم میگیرن و از یه نفر از دوستاشون که مدیحه سرایی یا سرود میخونه دعوت میکنن بیاد بخونه که البته با کف زنی و شادی همراهه ، بعضی از دوستان داماد هم یه شعرهایی در مدح و ذم داماد ساختن و میان میخونن و خلاصه خوش میگذرونن ، البته صدای صلوات و یه دعای فرج هم گاهی شنیده میشه اما چیری که جالبه اینه که خیلی از فامیلهای داماد وعروس که همچین مراسمی ندیدن گاهی تعجب میکنن بعضیا خوششون میاد بعضیام خوششون نمیاد اما اونکه برا طلبه مهمه اینه که در عین حال که شادی برقراره اما رضایت خداوند جلب بشه.و اینگونه است آغاز زندگی یک طلبه.

این مطلب را برای سایت شفقنا نوشتم. 

طلبه ها و تعطیلات تابستان

دروس رسمی حوزه های علمیه در تابستان تعطیل است طلبه ها ی حوزه های علمیه قم و دیگر حوزه ها به شهرهای خود میروند تا پس از نه ماه کلاس و درس و فعالیت بی وقفه مدتی را به برنامهای شخصی و دلخواه خود بپردازند طلبه هایی که از کلاس و درس اساتید دل خوشی ندارند خوشحالند و طلبه هایی که بیشتر با سیستم پیشرفت میکنند کمی ناراحت اما معمولا طلبه ها در این ایام تعطیلی،  روزهای خود را چگونه میگذرانند و چه برنامه هایی دارند؟

http://www.3nasl.com/UserFiles/Contents/2158571/55.jpg

1-برنامه های درسی: برخی از طلبه ها که از نوع درسخوان آنها هسنتد سعی میکنند ایام تعطیلی را نیز به درسهای خود بپردازند آنها با توجه با معدل بالایی که در امتحانات کسب کرده اند میتوانند در تابستان چند درس را خوانده و در شهریور ماه آن رابصورت ارتقائی امتحان دهند آنها میتوانند از یکی از اساتید حوزه خواهش کنند تا آن درسها را بصورت خصوصی برای آنها تدریس کند و البته اساتید نیز از دیدن شوق طلبه ها به درس بدون هیچ چشمداشتی از این دعوت استقبال میکنند اگر هم استادی پیدا نکنند معمولا از طریق گوش دادن به نواریا خواندن شرح و مباحثه با دوستان درس را یاد میگیرند.برخی از طلاب نیز ترجیه میدهند درسهای سال گذشته تحصیلی را دوره کرده و بیشتر بر روی آنها تامل کنند ، معمولا کتابهای حوزه تا اخر سال تمام نمیشود و صفحاتی باقی میماند این طلبه ها در تابستان صفحات باقی مانده را خود مطالعه کرده و تمام میکنند تا با آمادگی بهتری سال آینده را شروع کنند جالب این است که این طلبه ها درتابستان انگیزه بهتری درس میخوانند چرا که کوچکترین  اجباری در کار نیست و تنها علاقه آنها را یاری میکند.

2-مطالعات جنبی: روزهای سال تحصیلی روزهای شلوغی است و طلبه ها کمتر فرصت دارند تا کتابهای غیر درسی و مورد علاقه شخصی را مطالعه کنند از اینرو آنها در تابستان عمده وقت خود را به مطالعه این کتابها اختصاص میدهند:  خواندن و مباحثه کتابهای شهید مطهری، برخی از رمانها، آشنایی با مباحث مهدویت، عرفانهای نوظهور، تاریخ اسلام و... از علاقمندیهای طلبه ها میباشد برخی از ایشان با دوستان خود گروه مباحثه ای تشکیل میدهند و کتابها را باهم مباحثه میکنند واین مساله تسلط آنها را افزایش میدهد البته طلبه هایی که مطالعات غیر درسی دارند دیدشان وسیع میشود و دروس حوزوی را با آگاهی بهتری ادامه میدهند.

3-کار: برخی از طلبه ها در تابستان کار میکنند تا هم بتوانند کمک حال خانواده باشند وهم  مخارج خود را تامین کنند از اینرو ممکن است طلبه ای در مغازه پدر به ایشان کمک کند برخی ممکن است کاری پروژه ای را قبول کرده و انجام دهد جالب این است که طلبه به اهداف تحصیلی خود فکر میکندو کار کردن را عیبی برای خود نمیداند . خانه وخانواده برخی از طلاب در روستا زندگی میکنند این طلبه ها در تابستان به روستا میروند وضمن راه اندازی کلاسهای تابستانی در کارهای کشاورزی به خانواده کمک میکنند.

4-تبلیغ: بسیاری از طلبه ها در تابستان کارهای تبلیغی انجام میدهند آنها فرصت تابستان را در راستای ترویج مسائل اسلامی بکار میبرند والبته این کارها گونه های مختلفی دارد:مثلا برخی از طلبه ها در مساجد کلاسهای قرآن ، احکام ،معرف اسلامی و...برگزار میکنند برخی به اردوهای جهادی میروند برخی نماز جماعت برپا کرده و به مسجدی رونق میدهند ، برخی در هیاتهای عزاداری سخنرانی میکنند برخی نمایشگاه بپا میکنند و... اما جالب این است که در سالهای اخیر تبلیغ گروهی در بین طلبه ها تا حدی طرفدار پیدا کرده است و طلبه ها بصورت تیمی وبامحتوا و برنامه ریزی منسجم ونتایج بهتر کارهای تبلیغی را انجام میدهند.

5-برنامه های ویژه:بعضی از مدارس علمیه که در طول سال فرصتی نداشته اند تا از نظر مسائل جنبی به طلبه ها ارتقاء دهند برنامه های ویژه ای رادر تابستان تدارک دیده اند مثلا دوره مکالمه زبان عربی، دوره مقاله نویس و آشنایی با کارهای پژوهشی ، دوره حفظ قرآن کریم، دوره آشنایی با ادیان ، دوره آشنایی با مسائل مهدویت ، دوره آشنایی با مهارت های تحصیلی در حوزه علمیه و...

6-برنامه های تفریحی: طلبه ها در تابستان در کنار کارهای خود به تفریح نیز میپردازند اکثر مدارس از فرصت تابستان استفاده میکنند و اردوهایی را راه اندازی میکنند البته اردوهای هدفمند ،معمولا هفته ای طلبه ها را به مشهد اعزام میکنند تا طلاب از محضر امام رضا ع کسب فیض کنند والبته سفری کرده باشند. معمولا خود طلبه ها هم برنامه های تفریحی خود را دارند مثلا با دوستان خود به فوتبال یا شنا میروند والبته اگر هزینه ها یاری کند آموزش شنا برگزار میکنند ،برخی از طلبه ها چند روزی را به کوه و دشت میروند و آنجا به تفریح میپردازند و...

7-مدارس علمیه: هوای گرم تابستان بسیاری از مدارس را به تعطیلی میکشاند و طلبه ها هم ترجیح میدهند به شهرهای خود بروند اما برخی از مدارس علمیه در تابستان فعال هستند و آماده هستند تا به طلبه ها حجره و اسکان دهند این مدارس معمولا در مناطق خوش آب و هوا میباشند طلبه ها میتوانند با گرفتن برگ معرفی از مدارس خود تابستان را در این مدارس ساکن شوند و برنامه های خود را انجام دهند.

هویت طلبگی ، طلبه های منفعل

بهتر است بدون مقدمه از برخی دوستان طلبه فضای مجازی شروع کنیم وقتی به پروفایل آنها مراجعه میکنید با کمال تعجب مشاهده میکنید که نشانی از طلبه بودن آنها نیست، اینها خود را یا دانشجو معرفی کرده اند یا با عناوین دیگر، حتی مدرک تحصیلی خود را بر اساس تعاریف دانشگاهی ارائه کرده اند و البته این مساله محدود به فضای مجازی نیست یکی از دوستان که کارشناسی ارشد خود را در یکی از دانشگاههای تهران گذرانده بود با کمال تعجب افتخار میکرد که در طول این دوسال نگذاشتم کسی بداند من طلبه هستم.

برخی ازاین دسته از طلاب هم که نمیتوانند طلبگی خود را انکار کنند طوری صحبت میکنند که مثلا درست است که من در حوزه تحصیل کرده ام اما متفاوت از طلاب و روحانیون هستم تا بدینوسیله جایگاه و شان اجتماعی خود را ارتقا دهند. البته بصورت سنتی همیشه کسانی بوده اند که پس از مدتی تحصیل در حوزه ، دروس حوزه را ترک میکردند اما بحث فرار از هویت طلبگی پدیده جدیدی است ،طلبه ای که سالها در حوزه تحصیل کرده است چرا  از هویت خود فراری است؟ چرا در برخورد با دیگران به مانند یک متهم رفتار میکند ؟ مگر چه گناهی انجام داده است که نمیتوانند از آن توبه کند؟

1-عملکرد جمهوری اسلامی: بدون شک یکی از عوامل تاثیرگذار در این امر عملکرد برخی از مسئولین نظام اسلامی است که بعضا توجیهی برای ان وجود ندارد ، طلبه ای که نتوانسته است رابطه خود حوزوی و نظام اسلامی را بصورت منطقی تعریف کند از منظر روانی و بصورت ناخودآگاه تصور میکند که در برخی ناکارآمدیهای نظام سهیم بوده است و وقتی در جو انتقادی جامعه قرار میگیرد بهتر میبیند که یا خود را مخفی کند و یا به جمع منتقدین بپیوندد ، اگر حوزه وبه تبع حوزه این طلبه رابطه مناسبی از تعامل با نظام اسلامی را تعریف کرده بود و از عملکرد مثبت نظام دفاع میکرد و در مقابل برخی بی تدبیری ها آزادگی بخرج میداد حالا طلبه با کمال افتخار میتوانست بگوید که من طرفدار حق و حقیقت هستم و نهایتا جایگاه خود را داشت و فراری در کار نبود.باید خاطر نشان کرد که با کمال افتخار و قدرت میتوان از برخی از عملکردهای نظام دفاع کرد و این خود باعث افتخار است.

2-تسلط نداشتن به اندیشه اسلامی: برخی از طلاب اگر چه مدتی را در حوزه مشغول فراگیری علوم حوزوی هستند اما یا وقت خود را به بطالت گذرانده اند ویا اینکه مسیر خود را بدرستی پیدا نکرده اند و نتیجه آن شده است که بصورت نسبی با معارف اسلامی آشنا نیستند از این رو عمیقا به کارایی آن اعتقاد ندارند آنها حتی نتوانسته اند جواب پرسشهای خود را از اسلام پیدا کنند از این رو این دسته از طلاب اگر چه روکش طلبگی دارند اما فکر و ذهن آنها حوزوی و طلبگی نیست ، این دسته از طلاب نیز چون استدلال عمیقی ندارند رفتارهای انفعالی از خود برجای میگذارند . امثال شهید مطهری ها و طرفداران اینگونه تفکرات هرگز از طلبگی خود عدول نمیکنند چون عقلانیت در شناخت اسلام همراه همیشگی آنها بوده است.

3-نداشتن خودآگاهی برجایگاه خود: واقعیت این است که امروزه مباحث دین پژوهی یکی از رشته های پرطرفدار و جنجالی در دنیا محسوب میشود متخصصین در این رشته ها نیز جایگاه خاصی دارند چرا که حوزه ای از مطالعات است که نقش معنابخشی به زندگی انسان را برعهده دارد برخی از طلاب که آشنایی نسبی با اسلام دارند توانسته اند در دانشگاهای معتبر دنیا بورسیه شوند یا دوره مطالعاتی بگیرند البته بشرط آنکه در ان مجموعه مباحث اسلام را تدریس کنند جالب این است که بسیاری از مراکز علمی در دنیا بسیار تمایل دارند تا از دیدگاههای اسلامی بهتر مطلع شوند، شاید برخی از طلاب بتوانند با کمی خروج از فضاو تنشهای داخل کشور جایگاه خود را بهتر بازیابی کنند.در داخل کشور نیز طلاب و علمای اندیشمند و باسواد والبته با تقوا طرفدارانی عاقل و سرسخت دارند.

4-بازسازی هویت طلبگی:بنظر میرسداین دسته از طلاب اگر هنوز به نظام حوزوی و طلبگی اعتقادی دارند باید بجای پاک کردن صورت مساله و فرار از این جایگاه باید بفکر بازتعریف و کمک به پویایی حوزه و روحانیت باشند تاریخ حوزه علمیه نشان داده است که حوزه علی رغم فراز و فرودها توانایی بازسازی خود را بخوبی دارد.

امتحانات حوزه علمیه ، روزهای آرامش و تشویش

حال و هوای حوزه علمیه در خرداد ماه کمی متفاوت از روزهای دیگراست  شورو حال و احیانا استرس امتحانات فضای قالب در حوزه است کتابخانه حوزه مملو از طلبه ها است بگونه ای که جایی برای نشستن وجود ندارد ،ترددها و گعده های طلبگی کمرنگ شده است، کتاب ،یادداشت ،جزوه و تلخیص در دست اکثر طلاب بچشم میخورد گفتگوها بیشتر رنگ وبوی امتحانات دارد ، رفت و آمدها بین دوستان کم میشود تا طلاب بتوانند بعد از یک سال تلاش و کوشش خود را،به نتیجه برسانند.در این میان روزهای خوبی برای اساتید است چرا که بعد از یکسال تلاش علمی فرصتی حاصل شده است تا برنامه ها و مطالعات شخصی خود را پیگیر باشند.

http://up.vatandownload.com/images/rwdo1u34yve717p5d9n.jpg

1-برگزاری امتحانات : امتحانات حوزه علمیه درمقطع سطح یک در دونوبت برگزار میشود شبیه چیزی که از آن به ترمی بودن یاد میشود کتابهای درسی به دوبخش تقسیم میشوند و هربخش بصورت جداگانه مورد امتحان قرار میگیرند امتحان دور اول در اوائل زمستان و امتحانات دور دوم در خرداد ماه ، اما امتحانهای دوره سطح حوزه فقط یکبار در آخر سال انجام میگیرد یعنی از کل کتاب یکبار امتحان بعمل می اید .نمره قبولی دوازده است اما باید مجموع معدل یک دوره از چهارده بالا باشد درصورتی که طلبه ای در امتحان قبول نشود باید در امتحانات شهریور ماه شرکت کند و چنانچه قبول نشود باید مجددا در خرداد سال بعد ان را امتحان دهد. امسال تغییراتی در زمینه امتحانات صورت گرفته است که البته معلوم نیست چه مقدار موفقیت آمیز باشد.

2-طلبه های درسخوان: برخی از طلبه ها درسخوان هستند آنها از ابتدای سال تحصیلی بصورت مرتب در کلاسهای درس شرکت کرده اند ،بعد از درس با دوست خود درس را مباحثه کرده و از مطالب یادداشت برداری کرده است ،این دسته از طلاب در روزهای امتحان شاداب و سرحالند و میتوانند با یک نگاه گذرا نمره خوبی را کسب کنند این طلبه ها دغدغه این را دارند که نمره های خوبی را کسب کنند تا شاید بتوانند درسهای سال بعد را ارتقائی بخوانند.

3-طلبه های تنبل: این دسته از طلاب که تعداد انها بعضا کم هم نیست کلاسهای درس را بمناسبتهای مختلف ترک کرده اند و به مباحث حاشیه ای پرداخته اند روزهای امتحان برای آنها کابوس وار است آنها دنبال ان هستند که نمره قبولی دوازده را کسب کنند آنها از روی کتاب نمیتوانند خود را اماده امتحان کنند ، از این رو در به در دنبال تلخیص و جزوه هایی هستند که با خواندن ان بتوانند این درس را به اصطلاح پاس کنند این دسته از طلاب البته نمیدانند که قبول میشوند یا نه اما در یک ریسک علمی شرکت میکنند و ممکن است بتوانند حتی نمرات خوبی را کسب کنند.

4- جزوه و تلخیص فروشها: جزوه ها و تلخیص ها نکته هایی مهم از کتاب را جمع اوری کرده اند و بهمراه آن سوالهای سالهای گذشته را نیز آورده اند و میخواهند بگویند که از همین سوالها امتحان بعمل می آید چند سالی است که انواع جزوه ها و تلخیصها مانند خوره به جان امتحانات حوزه افتاده است ،افرادی هستند که از راه تدوین این جزوات مشهور والبته پولدار شده اند اکثر کتابفروشیها با فروش این جزوات شهرتی بدست آورده اند، در فصل امتحانات حوزه جزوه ها بیشترین فروش را دارند از دم در فیضیه گرفته تا آخر خیابان ارم میتوانی نشانی از جزوه ها را ببینی ،برخی از دست فروشها جزوه ها را بر روی زمین پهن کرده اند و طلابی را مشاهده میکنی که جمع شده و دنبال جزوه مورد امتحان خود هستند ، جالب این است که در تابلو اعلانات مدرسه فیضیه اطلاعیه چاپ جزوه های جدید نیز بچشم میخورد که با تخفیف ویژه به طلاب عرضه میشود.

5- نحوه برگزاری امتحان: امتحانات در مکانهایی چون سالن اجتماعات مدرسه فیضیه،شبستان امام خمینی و نرجس خاتون، مجتمع امام خمینی و..برگزار میشود ممکن است در یک امتحان چندهزار نفر شرکت داشته باشند خبری از نیمکت و صندلی نیست و طلاب برروی زمین نشسته و به سوالات پاسخ میدهند، طلاب برای ورود به امتحان کارت الکترونیک دارند و یک کنترل جزئی انجام میگیرد ، بعداز قرائت قرآن مجید ورقه ها توزیع میشود چهار سوال تستی و نه سوال تشریحی ارائه شده است که یکی از سوالات اختیاری است ، مراقبهای امتحانی نه جهت جلوگیری از تخلفات بلکه جهت مشاوره و راهنمایی قدم میزنند و در صورت داشتن سوال میتوان از آنها سوال کرد بعد از امتحان طلاب خارج از سالن چند نفری جمع میشوند و در زمینه پاسخها گفتگو میکنند از نکات جالب امتحان این است که طلابی را که در ایام عادی در آسمان نیز نمیتوان یافت درجلسه امتحان توفیق زیارت حاصل میشود.

نکته هایی درباره مرجعیت تقلید

مراجع تقلید چگونه انتخاب  میشوند؟ چرا برخی از سیاسیون به دیدار مراجع تقلید میروند؟ چرا برخی دوست دارند مراجع را افرادی ساده نشان دهند؟ کدام مراجع محبوبیت مردمی بیشتری دارند؟

1-مراجع تقلید چگونه انتخاب میشوند؟ شاید از میان هزاران نفری که وارد حوزه های علمیه میشوند تنها تعداد بسیار محدودی هستند که جایگاه مرجعیت تقلید را کسب میکنند آنچه تاریخ حوزه نشان میدهد این است که انتخاب مراجع بر اساس شایستگی علمی و تقوای آنها بوده است ،این شایستگیهای علمی بسیار پیچیده و دقیق است و برای رسیدن عمری طولانی و البته تلاشی طاقت فرسا می طلبد، این خصلتها و ویژگیها از طریق علما و فضلا تشخیص داده شده و بمرور به مردم معرفی میشود ،علما بعد از تشخیص مرجع تقلید ، سعی میکنند به ایشان در پیشبرد اهداف اسلامی کمک کنند. از سوی دیگر حاکمان سعی میکنند تا در انتخاب مراجع تقلید دخالت کنند تا فرد نزدیک بخود را در جایگاه مرجعیت ببینند ، در صورتی که چند مرجع وجود داشته باشند حکومت سعی میکنندبا حمایت از یکی دونفر از نزدیکان خود آنها را تقویت کنند تا در صورتی که مراجع واقعی در مقابل حکومت مقاومت کردند حکومت از طریق مراجع ساخته شده در مقابل آنها واکنش نشان دهد.

2-چرا برخی مراجع را ساده اندیش نشان میدهند؟ شاید این کلمات برای شما هم آشنا باشد : متاسفانه مراجع را اطرافیان اداره میکنند، فرزندان برخی از مراجع به آنها خط میدهند، متاسفانه برخی از مراجع قم نشسته اند و نمیدانند چه خبر است. هدف این کلمات چیست؟ واقعیت آن است کسی که بتواند این جایگاه را از میان هزاران عالم کسب کند قطعا فردی نخبه و باتجربه است ، ساختار دفتر مراجع بگونه ای است که آنها با ارتباطهای گسترده مردمی اطلاعات وسیعی از کشور دارند ، مراجع تقلید از مشاورین زبده ای که عمدتا از شاگردان آنها هستند بهره مند میشوند و مهم اینکه خود صاحب فکر ونظر هستند از این رو تصمیمات آنها با درنظر گرفتن شئونات اسلامی و اجتماعی گرفته میشود. اما کسانی که از قدرت اجتماعی و سیاسی مراجع آگاهی دارند دوست دارند با حرفهایی که میزنند نشان دهند نظرات مراجع در زمینه سیاسی اجتماعی اعتباری ندارد تا در زمانهای حساس که مراجع واکنش نشان میدهند مردم ازآنها پیروی نکنند این عمل عمدتا انگیزه های سیاسی داشته و در راستای گاهش قدرت اجتماعی و سیاسی مراجع انجام میگیرد.

3-چرا برخی از سیاسیون به دیدار مراجع میروند؟ برخی ازسیاسیون علاقه شخصی به مراجع تقلید دارند و با اعتقاد کامل به دیدار آنها میروند وخود را موظف میدانند تا در زمینه برخی از مسائل گزارشی خدمت مراجع ارائه کنند و از راهنمایی آنها استفاده کنند ، اما اکثر این دیدار ها برای سیاسیون در راستای مشروعیت سازی خود انجام میگیرد ،سیاسیون با دیدار از چند مرجع تقلید و گرفتن عکس و گزارشی آن میتوانند مقلدین میلیونی مراجع را بسمت و سوی خود جلب کنند. جالب این است که پس از خداحافظی این مسولین از محضر مراجع توصیه ها در همان جا دفن میشود.

4- کدام مراجع پیش مردم محبوبترند؟ همه مراجع تقلید  مورد احترام مردم هستند اما برخی محبوبترند تجربه نشان داده است که  مراجعی که مشکلات مردم را بهتر درک میکنند محبوبیت بهتری دارند نمونه ایشان را میتوان در باره امام خمینی ره مشاهده کرد ،برخی از مراجع فقط مسائل مذهبی به معنای خاص را دنبال میکنند برای برخی از ایشان مهم نیست که گرانی با مردم چه میکند مهم نیست که تصادفات جاده ای در سال جان هزاران نفر را میگیرد ،مهم نیست که از هرچند ازدواج یکی به طلاق منتهی میشود ،مهم نیست که به عده ای ظلم شود یانه بلکه مهم این است که موی دختران بیرون نباشد  مهم است که.......

مدرسه فیضیه ،یک ساعت به غروب

مدرسه فیضیه از نظر مکانی نماد حوزه علمیه قم است این مدرسه چسبیده به حرم حضرت معصومه س است ،این مدرسه در دو طبقه بنا شده است و تقریبا هشتاد حجره دارد،در حجره های طبقه دوم طلاب ساکن هستند و در حجره های طبقه اول کرسی های تدریس برپا است در غروب یک روز بهاری گذری بر این مدرسه لطف خود را دارد.


http://up.vatandownload.com/images/bykuefq1jw919d9f93og.jpg

1-سرباز نگهبان :ورودی مدرسه سربازی که متعلق به سپاه است دم در مدرسه روی صندلی نشسته است مدتهایی است که حفاظت از برخی از شخصیتها و اماکن حوزوی به سپاه سپرده شده است این سرباز دوره سربازی را براحتی میگذراند گرچه گاهی شنیده شده است که مثلا کسی را با مواد منفجره دم در فیضیه دستگیر شده است اما درکل این فضا از نظر نظم و امنیت بسیار آرام است شاید تنها دردسر این سرباز این است که به سبب شباهت ورودی این مدرسه به ورودی حرم ، مسافرین اینجا را با حرم اشتباهی میگیرند و او مجبور است آنها را بسمت حرم راهنمایی کند یک نوشته ای هم روی در مدرسه چسبانده است :الحرم هناک و فلشی که روی آن نوشته است حرم آنجاست احتمالا نتوانسته است با زائران عرب زبان ارتباط برقرار کند و با این نوشته آنها را از ورود به مدرسه باز دارد ،این سرباز طلبه ها را از روی قیافه میشناسد، البته برخی که شباهت ظاهری به طلاب دارند نیز میتوانند وارد شوند، دیده میشود که گاهی برخی از غیر حوزویان دوست دارند از مدرسه دیدن کنند که بنظر میرسد همراه داشتن یکی از طلاب ورود انها به مدرسه را تسهیل خواهد کرد.

2-عرض سلام :مدرسه فیضیه سه در دارد یکی از آنها از سمت میدان آستانه است ،دومی از خیابان ساحلی است و درب سوم از مدرسه دارالشفاء است ، طلبه ها با ورود به داخل مدرسه گنبد طلایی حرم حضرت معصومه س را مشاهده میکنند و درنگی میکنند و با نگاه به سمت حرم دست خود را برسینه گذاشته و سلام و عرض ارادتی محضر حضرت معصومه س تقدیم میکنند این سنت، بزرگ و کوچک نمیشناسدو اکثر طلاب و روحانیون مقید به این کار هستند، موقع خروج از مدرسه نیز این عمل تکرار میشود.

3-گعده های طلبگی:در گوشه گوشه حیاط مدرسه چند نفری دور هم نشسته اند و باهم گفتگو میکنند افراد حاضر در گعده از نظر سن و سال نزدیک بهم هستند در این گعده ها مسائل مختلفی مطرح میشود از مسائل علمی ، سیاسی و اقتصادی تا مسائل صنفی ، البته گاهی هم صدای خنده آنها بلند میشود احتمالا متلکهایی به هم گفته اند یا اینکه نکته طنزی مطرح شده است شاید بهترین تفریح طلبگی دور هم بودن و احیانا حرفهای خودمانی است که بدون هزینه مالی هم قابلیت اجرایی شدن دارد البته اگر خالی از غیبت باشد.

4-مباحثه طلاب:برخی از طلاب چند نفری دور هم حلقه وار نشسته اند و کتابهای قطور خود را باز کرده و درسهای خود را به هم توضیح میدهند تا هم مطالب را خوب بفهمند و هم اینکه درس در ذهن آنها رسوخ کند گاهی صدای آنها بالا میرود احتمالا در زمینه معنا و مفهوم درس به توافق نرسیده اند و هرکسی میخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند ،طلبه هایی که مباحثه میکنند معمولا از نظر علمی در وضعیت بهتری قرار دارند.

5-کلاسهای درس:اکثر کلاسهای حوزه طرف صبح برگزار میشود اما برخی از اساتید ممکن است اشتغال خاصی داشته باشند آنها مجبورند عصر تدریس کنند برخی از طلاب نیز مشغول کار هستند و خود را به کلاسهای عصر میرسانند البته کلاسهای عصر رونق کمتری دارد و گاهی استادی با چند شاگرد کلاس را برگزار میکند ، در برخی از کلاسهای صبح شاید بیشتر از پانصد شاگرد حضور داشته باشند ، حجره های طبقه پائین مدرسه مدرس است و کلاسهای درس در آنجا برقرار است.

6-کتابخانه: مدرسه فیضیه کتابخانه بزرگی دارد البته شاید بهتر است نام آن را قرائت خانه بدانیم چرا که اکثر کتابهای آنجا قدیمی است و شاید کمتر رغبتی برای مراجعه به آنها باشد ،طلاب ترجیح میدهند در میزهای تک نفری کتابخانه  به مطالعه کتابها و درسهای خود بپردازند، در زمان برگزاری امتحانات کتابخانه مملو از طلاب است و بعضا جایی برای نشستن وجود ندارد حتی چند فرش هم پهن کرده اند تا برخی بر روی زمین بنشینند اما آنجا نیز پر از طلابی است که که دوست دارند حاصل زحمات خود را در آخر سال ببینند.

7-حجره های طلاب: طبقه دوم مدرسه حجره طلاب است فقط طلبه هایی که لباس روحانیت بپوشند میتوانند در مدرسه ساکن شوند در هر حجره دو یا سه نفر ساکن هستند ، البته فقط امکانات اولیه را در این حجره ها میتوان یافت ،مدرسه چسبیده به حرم مطهر است و برای کسانی که از اهل معنویت باشند فرصت مناسبی راجهت کسب فیض مهیا میکند.

8-بوفه مدرسه: چند سالی است در گوشه ای از مدرسه فروشگاه کوچکی راه اندازی شده است برای طلابی که چند کلاس را پشت سرهم کلاس یا بحث دارند فرصتی را مهیا میکند تا در صورت نیاز خوراکی تهیه کنند والبته برخی از طلاب نیز با دوستان و هم مباحثه های خود در فروشگاه حاضر میشوند و گلویی تازه میکنند ،البته بسیار جالب خواهد بود ببینید که سبک برخی از خوراکیها ذائقه طلاب را نیز تغییر داده است مثلا اکثر طلاب در این فروشگاه رانی، ایستک ،دلستر و...خریداری میکنند.

9-تابلوها و بنرهای روی دیوارها: مدرسه چند تابلو اعلانات دارد طلاب با رجوع به آنها میتوانند  هم از مسائل گوناگون آگاه میشوند وهم اینکه برخی از نیازهامندیهای خود را میتوانند از روی نوشته ها و اطلاعات تابلوها رفع کنند، بنرهایی هم معمولا دیده میشود که معمولا اطلاعیه پذیرش موسسات یا برگزاری جلسات علمی است ، این تابلو و بنرها کارکرد فراوانی دارند والبته مشتری های زیاد.

10-نماز جماعت:زیر حیاط مدرسه فیضیه بصورت کلی نمازخانه ای زیبا و بزرگ است که اکثر مراسمهای حوزه در آنجا برگزار میشود نمازهای جماعت این مدرسه نیز با شکوه خاصی برگزار میشود که البته اکثر نمازگزاران از طلاب و روحانیان هستند .امامت نماز ظهر بعهده آیت الله شبیری زنجانی است و نماز مغرب و عشاء توسط آیت الله خرازی اقامه میشود.

طلبگی و حاشیه های بنیان افکن

حاشیه، کلمه ای که میتواند دودمان یک طلبه را برباد دهد، شاید همین است که اساتید حوزه دائم برگوش طلاب میخوانند که از حواشی دوری کنید البته اگر گوش شنوایی در کار باشد، حاشیه ها میتوانند یک طلبه نوجوان با استعداد و شاداب را تبدیل به طلبه ای افسرده و غمگین کند ،حاشیه های حوزه در قالبی دینی ظاهر میشوند و تشخیص را برای طلبه کم تجربه و البته مغرور مشکل میسازند و زمانی خواهد فهمید که راه بازگشت کمی سخت است.

اما حاشیه ها:

1-حاشیه های عرفانی: طلبه های نوجوان در بدو ورود به حوزه علاقه هایی وصف ناپذیر ، البته از نوع احساسی به مسائل اخلاقی و عرفانی دارند سعی میکنند بعد از نماز تعقیبات را مرتب انجام دهند ،سجده های طولانی بروند و صبحگاه برای ادای نماز شب بپا خیزندو... اما انجام این اعمال عبادی نمیتواند پاسخگوی شور وحال این طلاب باشد ،و اینگونه است که این طلاب دنبال راه میانبر برای کسب فضایلی از قبیل ملاقات با امام زمان عج ،طی الارض ،مکاشفه و... هستند واین راه ،راهی پیچیده و پر خطر است ، گرایشهای عرفانی متفاوت ،شخصیت هایی مختلف با دیدگاههایی که گاه در مقابل هم قرار میگیرند وهمدیگر را تا مرز اتهام کفر میکشانند ،اینجاست که طلبه علاقمند که با کتاب یا حضوری با این گرایشها آشنا شده است توان آن را ندارد تا این گرایشهای مختلف را باهم سامان دهد از اینرو بشکلی افراطی از یکی از این شخصیتهای عرفانی تبعیت میکند،بسرعت این گرایش، اعمال او را تحت تاثیر قرار میدهد، به طلبه های دیگر نگاههای عاقل اندر سفیه پیدا میکند بمرور رفت و آمدهای خود را محدود میکند خود را در حجره محصور میکند ،براحتی شخصیتهای بزرگ دیگر را محکوم میکند،راه خود را در عرفان میداند و درس و بحث را الفاظی بیش نمیداند، مدتها میگذرد طلبه ای که عمدتا از روی تقلید ادای بزرگان را درآورده است چون از درون نبوده است دیگر با روحیه وی سازگاری ندارد کم کم متوجه اشتباههای خود شده است ،درسهای وی وضع نامعلومی پیدا میکند ،از آنجا که چیزی بدست نیاورده است به عرفا بدبین میشود وبشکل افراطی کمر همت به تخریب آنها بسته است ، دیگر مسائل اخلاقی و عرفانی را باور ندارد و انها را به تمسخر میگیرد سخت خواهد بود ذهن او سامانی دوباره یابد و البته اینکه چگونه خواهد توانست افراطها و عقده های حاصل شده از این مسیر را جبران کند خدا میداند.

2-حاشیه های فرهنگی: ناف طلبه ها را با احساس مسولیت بریده اند طلبه ای که دوسال است وارد حوزه شده است تصور میکند که همه مشکلات فرهنگی را باید وی حل کند ، از اینرو نابهنگام وبا داشتن بنیه ای سست وارد کار فرهنگی میشود ابتدا با تشکیل جلسه قرآن و احکام شروع میکند سپس مسئولیت پایگاه یا هیاتی را قبول میکند و این آغاز کار است طلبه با دغدغه، تصمیم گرفته است مشکلات شخصی و خانوادگی اعضا را حل کند ،برای برخی از جوانان کار پیدا کند،برای خواهر برخی از اعضا در تهیه جهیزیه کمک کند،ده ها نفر از جوانان و نوجوانان با وی ارتباط پیدا میکنند و هر کدام با مشکل و مصیبتی،طلبه ای که کمتر از بیست سال دارد مشاوره تربیتی و خانوادگی میدهد،دنبال آن است تا برادر دوستش را از زندان بیرون آورد،گاهی مشاوره های ساده لوحانه وی سرنوشت کسی را رغم زده است ، خلاصه اینکه بنیه های سست این طلبه بعد از مدتی در اثر فشارهای مختلف در هم میشکند ، ،طلبه مدتها مشغول این فعالیتها است حوزه علمیه بیمه و معافیت تحصیلی را تمدید نمیکند شهریه وی دچار مشکل شده است چرا که این طلبه درسها را نمیخواند، دوستان وی توانسته اند با درس خواندن بموقع به نتایجی برسند و اینک در زمان مناسب تبدیل به مبلغ های قوی شده اند و در تبلیغ و وظایف اسلامی موفق هستند و این طلبه از اینجا رانده و از آنجا مانده است وخدا میداند که چه شود.

3-حاشیه های سیاسی: طلبه های نوجوان آرمانگرا و درعین حال ساده هستند و بسادگی وسیله و ابزار دیگران میشوند در واقع همان کاری که برخی سیاسیون با دانشجویان انجام میدهند عده ای از سیاسیون نیز همان کار را با طلبه ها انجام میدهند، این طلبه ها کارشان شرکت در تجمعات است امروز بخاطر پایین کشیدن یک فیلم از پرده سینما فردا بخاط اعتراض به یک گروه موسیقی و روز دیگر بخاطر اظهار نظر یکی از سیاسیون وجالب این است که برای این سیاسیون پشت پرده هیچکدام از دغدغه های فرهنگی اهمیتی ندارد بلکه دعوا سیاسی است و طلبه بیچاره پیاده نظام شده است،جالب این است که اکثر این طلبه ها از بیرون از حوزه خط میگیرند و جالبتر اینکه بمرور حاضرند هر کسی در حوزه برخلاف دیدگاه انها ابراز نظری کرد آبروی او را در عرض چند ساعت بباد دهند.این طلبه ها معمولا بعد از چند سال و بلوغ فکری پشیمان از کارهای خود هستند وخدا میداند چگونه از برخی حلالیت خواهند گرفت.

4-حاشیه های معیشتی: معیشت طلبه ها بحث بی پایانی است که نتیجه ای ندارد، برخی از طلبه ها در سنین کم ازدواج میکنند و شرایط خانواده بگونه ای نیست که حمایتی از طلبه داشته باشند بسیاری از طلاب با شهریه وبا قناعت بسر میکنند تا درسهای خود را ادامه دهند اما برخی دیگر نمیتوانند یا خانواده انتظار بیشتری دارد ،از آنجا که تحصیلات طلبه هنوز بجایی نرسیده است توان کار تخصصی ندارد و سعی میکند در کنار درس به برخی از کارها بپردازد تا مشکل معیشت را حل کند برخی با قرض گرفتن ماشینی قراضه گیر میاورند و در بخشی از روز به مسافرکشی اقدام میکنند ،برخی مغازه بقالی راه میندازند،برخی به خرید و فروش روی میاورند و ....کم کم از درس و بحث فاصله میگیرند و حوصله کلاس رفتن ندارند  بمرور کاری برای خود دست و پا میکنند، کاری که هیچ همخوانی با درس ندارد و اینگونه است که آرمان های یک طلبه با استعداد و شاداب در کسوت یک راننده مسافرکش خود را جلوه گر کرده است.وخدا میداند ضایع شدن این استعدادها و افسرده شدن این شادابی ها بعهده کیست.

سیاه مشق طلبگی

-طلبه ها به فیضیه رفت و آمد میکنند.

-به پارچه ای که طلبه ها به سر میپیچند عمامه میگویند.

-روحانیون اصیل عبای مشکی و قهوه ای میپوشند.

-مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی یک مرجع تقلید واقعی بود.

-همه چیز در ایران اصل و بدل دارد.

-روحانیون مهربان ، دوست داشتنی ترند.

-حوزه مستقل ، حافظ اسلام است.

- نقش برادران لاریجانی درانقلاب و دفاع مقدس قابل انکار نیست.

-توجیه کار شیطان است.

-ملا شدن چه مشکل ، ادم شدن محال است.

-اجاره خانه در قم گران است.

-شفافیت حوزه تقویت اسلام است.

-قوه قضائیه در ایران استقلال دارد.

-روزگاری مرحوم آیت الله العظمی اراکی امام جمعه قم بود.

-حرم حضرت معصومه س بسیار باصفا است.

-قبر میرزا جواد اقای ملکی تبریزی در قبرستان شیخان است.

-هیچ جایی حوزه نمیشود.

-درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی چهارشنبه ها در دفتر رهبری برگزار میشود.

-امام جماعت مدرسه فیضیه آیت الله شبیری زنجانی است.

-مدیر حوزه قم با نظر مراجع انتخاب میشود.

-حوزه انقلابی بهتر از حوزه محافظه کار است.

-سیاست باید تابع دین باشد نه بعکس.

- ملاک وضع فعلی افراد است.

طلاب ونمایشگاه کتاب

دوازدهم اردیبهشت ماه،مصلای تهران،زمان ومکانی که برای  اهل مطالعه وکتاب آشناست،برگزاری بزرگترین نمایشگاه کتاب درایران و منطقه،با حضور صدها ناشرایرانی و خارجی،والبته بازدیدکنندگان میلیونی،عرضه کتابهای داخلی و خارجی،با موضوعات عمومی و تخصصی و طلبه های مصممی که برای بازدید از آن لحظه شماری میکنند،میتوان گفت لذت دیدن کتابهای مختلف برای اهل علم از دلچسب ترین کارها است.شایدبرای طلابی که در قم زندگی میکنندو کتابفروشی های مختلف را هر روز مشاهده میکنند این نمایشگاه جذابیت کمتری داشته باشد اما حضور در نمایشگاه تفاوتها را برای این طلاب مشخص خواهد کرد نکته های زیر شاید بتواند برای طلبه های جوانتر در کیفیت بازدید از نمایشگاه موثر باشد:

1-هدف از حضور در نمایشگاه :شاید برخی ها هدف از حضور در نمایشگاه را محدود به خرید کتاب میدانند،با این دیدگاه اگر وضعیت مالی مناسبی نداشته باشی نباید نمایشگاه بروی ،اگر چه خرید کتاب بخشی از بازدید محسوب میشود اما تمام هدف خرید نیست، اصلی ترین ثمره حضوررا میتوان در  آشنایی با کتابها و ناشران بزرگ و معتبر داخلی و خارجی دانست دیدن کتابهای متعدد که ممکن است بسیاری از آنها برای طلاب جوان تازگی داشته باشد ومیتواند شور و شعف درونی را برای مطالعه و خواندن کتاب را ایجاد کند واین شور و حال آتش درونی برای مطالعه را شعله ور خواهد کرد.

2-آشنایی با مردم :از آنجا که طلاب مخاطبین خود را مردم میدانند شناخت هر چند ظاهری مردم میتواند ذهن طلاب را با واقعیات جامعه آشنا کند،برخی از طلاب ارتباط کمتری با جامعه دارند خصوصا فضاهایی نظیر نمایشگاه کتاب. نمایشگاه، هم محل نمایش کتابهای مختلف است و هم کلکسیون حضور افراد مختلف با تیپها و قیافه ها و افکار گوناگون،دیدن این آدمها با سلیقه های مختلف میتواند ذهن طلبه های جوان را با سبکهای مختلف زندگی در جامعه آشنا کند.

3-خرید کتاب: برخی از طلاب کل پس انداز خود را برای خرید کتاب با خود همراه میکنند حتی دیده میشود طلبه هایی که اقدام به گرفتن وام میکنند تا بتوانند کتابهای مورد علاقه را خریداری کننداما گاهی کتابهایی را با هزینه های هنگفت خریداری میکنند با این استدلال که اینها کتابهای مرجع هستند در حالی که ممکن است تا ده سال دیگر از آنها استفاده نکنند،نگهداری این کتابها در این سالها توان طلاب را مصروف خود خواهد کرد، تجربه نشان داده است طلاب کمتر از این کتابها استفاده میکنند،بنظر بهتر است طلاب کتابهایی را تهیه کنند که قصد دارند حداکثر د رطول ماههای اینده آنها را بخوانند،سالهای بعد کتابهای جدید بسیار زیباتر چاپ میشود و طلاب میتوانن به وقت آن را تهیه کنند یعنی اینکه طلاب در تهیه کتابها نیازهای نسبتا ضروری را در نظر داشته باشند.

4- بازدید هدفمند:نمایشگاه کتاب بسیار گسترده است شاید نتوان همه بخشهای آن را بازدید کرد برخی از طلاب میخواهند در عرض چند ساعت همه نمایشگاه را ببینند که این مسئله کیفیت کار را تحت الشعاع قرار میدهد و نتیجه آن خستگی مفرطی است که برای بازدید کننده بجای میماند و خاطره ای نسبتا بد از نمایشگاه، که طلبه برای بازدیدهای سال بعد با تردید مواجه خواهد شد،از اینرو بهتر است قبل از شروع بازدید با تهیه نقشه نمایشگاه غرفه های هدف مورد شناسایی واقع شوند و با صبر و حوصله و با کیفیت بهتر از آن غرفه ها بازدید بعمل آید،بهتر است بجای بازدید از همه غرفه ها و سالن ها ،از برخی سالن هایی که بیشتر میتوانند موثر باشند بازدید شود.

5-بازدید از غرفه هاغیر قابل دسترس:برخی از انتشاراتی ها برای طلاب نام آشنا هستند طلاب در سفر به قم به آن انتشاراتی ها مراجعه میکنند به معنای دیگر همیشه در دسترس هستند،بهتر است طلاب از غرفه هایی بازدید کنند که در طول سال کمتر به انها دسترسی دارند،یا اینکه ممکن است طلبه ای مدتها دنبال کتابی بوده است و آن را نمیتواند در حالت عادی پیدا کنند نمایشگاه مکان مناسبی برای یافتن آن کتابهاست.

6-توجه به مسائل رفاهی :توجه به مسائل رفاهی در کیفیت کار بسیار مهم است طریقه رفت و آمد به تهران برای طلاب شهرستانی،خصوصا اگر بصورت انفرادی باشد سخت است از اینرو باید طوری برنامه ریزی شود که این حواشی، بازدید را تحت الشعاع قرار ندهد،باید چگونگی رفت و آمد،احیانا مکان اسکان ،ناهار .... باید برنامه ریزی شود تا مشقتی ایجاد نشود چرا که این حواشی در سامان دادن به ذهنیت طلاب از نمایشگاه موثر است.

7-مدیریت برخی حساسیت ها:واقعیت این است که برخی از مردم نسبت به رعایت شئونات اسلامی در نمایشگاه کم توجه  هستند خصوصا بحث حجاب که توسط برخی از بازدید کنندگان کمتر مورد توجه قرار میگیرد،قطعا خود طلاب توجه دارند که مقداری مراقبت میتواند سلوک معنوی انها را از آسیب مصون دارد،برخی از طلاب نیز با دیدن این صحنه ها مباحث امر به معروف و نهی از منکر را دنبال میکنند و بعضا دیده شده است که درگیریهایی به وجود میاید که شاید بازخورد مناسبی نداشته باشد.

8-گفتگو با نویسندگان :برخی از غرفه ها از نویسندگان مشهور برای حضور در غرفه دعوت میکنند گفتگو با نویسندگان کتابها بسیار لذت بخش است ،نویسندگانی که با شور و شعف فراوان از کتابهای خود میگویند،این تعاملات میتواند در ایجاد انگیزه برای کتابخوانی بسیار موثر باشد.

9-تولید ایده ها:در این بازدیدها ممکن است برای برخی از طلاب ایده هایی تولید شود و چه بسا در آینده انها بسیار موثر باشد ،ممکن است با موسسه یا متفکر ی اشنا شود،

10-حس مسولیت علمی: درک فضای نمایشگاه میتواند برای طلاب گویای این مطلب باشد که طلاب هنوز در ابتدای کار هستند و راه درازی را در پیش دارند و باید همت بلند همراه با تلاش شبانه روزی را در پیش گیرند،دیدن کتابهایی با تیراژهای بسیار بالا خصوصا اگر در راستای مسائل غردینی باشدمیتواند تلنگری مناسب برای طلاب باشد تا طلاب ذهنیت آینده خود را ترسیم کنند طوری که در پاسخ به نیازهای جامعه خود را تعریف کنند. از سوی دیگر فضای عمومی نمایشگاه و مسائل اخلاقی حس مسولیت طلاب را بیشتر تحریک خواهد کرد تا در کارهای تبلیغی جدیت بیشتری را دنبال کنند.

این یادداشت به لطف دوستان در شماره 4 مجله حاشیه منتشرشده است.