طلبه های جوان ،عدم تمایل به کارویژه های سنتی روحانیت
برپایی نماز جماعت در مساجد،تدفین اموات،مراسم
سوگواری اموات،مراسم عقد،روحانیت کاروان و دیگر مناسک دینی،وجوهی از تبلیغ
سنتی که طلبه های جوان کمتر تمایل دارند مردم آنها را با این عناوین
بشناسند.
1-از دیرباز یکی از وظایف مهم واصیل روحانیت برگزاری مراسم و مناسک مذهبی بوده است،هرکدام از روحانیون در محله و مسجدی نماز جماعت برپا میکرد و بمرور با مردم آن محل روابط دوستانه ایجاد میکرد ،با شادیهای آنها همراه بود خطبه عقد دختران و پسران را میخواند،بر گوش نوزادان اذان و اقامه میخواند ،حمد و سوره مردم را تصحیح میکرد ،قرآن یاد ایشان میداد،آنها را برای زیارت بدرقه میکرد ،والبته در غم های ایشان نیز همراه بود .
2-در اجرای این مناسک نتایج مهمی حاصل میشد،روحانیون بصورت رودر رو و چهره به چهره با مردم مواجه میشدند و عمدتا از طریق رفتار خود به تربیت دینی مردم میپرداختند،دراین مواجهه دوستانه معارف اسلامی به مردم منتقل میشد،مردم نیز از نزدیک رفتار و کردار روحانیون را بصورت ملموس مشاهده میکردند واین مساله باعث میشد مردم با روحانیون متعددی مواجه شوند ،وخود بتوانند روحانیون را از هم تشخیص دهند.
3-این روال از منظر اجتماعی نتایج مثبتی را در پی داشت :اول اینکه مردم در مواجهه با روحانیون و درک صداقت آنها حامی سرسخت آنها میشدند و در جریانهای اجتماعی روحانیون را بعنوان یکی از مراجع مهم فکری در نظر میگرفتند دوم اینکه مردم در قبال خدمات روحانیون پشتیبانی مالی خود را از روحانیون انجام میدادند و همین مسئله دغدغه معیشت روحانیون را تا حدی کاهش میداد.
4-اما آنچه امروز مشاهده میشود فاصله معناداری با این روش اصیل و اثر بخش وجود دارد بسیاری از طلبه ها دوست ندارند امام جماعت مسجد باشند وآنهایی نیزکه در مساجد امام جماعت هستند با عجله هرچه تمام نماز را اقامه کرده و مسجد را ترک میکنند و کمترین ارتباط با مردم برقرار میشود،بخشی از طلبه های جوان نمیتوانند نماز میت اقامه کنند وشاید اراده ای هم برای یاد گرفتن آن ندارند چرا که این قبیل کارها را در سطح خود نمیدانند و میگویند چنین کارهایی را باید همین آخوندهای دهاتی بجای بیاورند.این طلبه ها پرستیژ چنین کارهایی را پسند نمیکنند.
5-طلبه های امروزی دوست دارند مردم آنها را بعنوان استاد بشناسند،بخشی از آنها سخن گفتن در تلویزیون را برای خود امتیازی میدانند،برخی دوست دارند در مجالسی سخنرانی کنند که چند هزار نفر در آن حضور داشته باشد،برخی از آنها موسساتی را به ثبت رسانده اند و دوره های آموزشی درآن برگزار میکنند و به اصطلاح ژست مدیریت به خود میگیرند،برخی از آنها نیز با توجه به تحولات در حوزه ارتباطات تبلیغ سنتی را اساسا ناکارآمد میدانند.
تبعات:
الف-کمرنگ شدن ارتباط چهره به چهره روحانیون با مردم باعث شده است بمرور فاصله ای بین مردم و روحانیون ایجاد شود و بنظر میرسد اگر این روند ادامه داشته باشد در آینده این دو کمتر بتوانند همدیگر را درک کنند واین مسئله تا حدی دینداری مردم را دچار آسیب میکند،از سوی دیگر روحانیون پشتوانه های مردمی خود را از دست میدهند.
ب-رقبای روحانیون نظیر مداحان،برخی از قاریان قرآن،اسلام شناسان غیر روحانی جایگاه اجتماعی روحانیون را خواهند گرفت ولطمه های این مسئله در دراز مدت قابل جبران نخواهدبود که البته بخشی ازماجرا قابل مشاهده است.
بنظر میرسد طلاب جوان و روحانیون در این زمینه باید تامل بیشتری را داشته باشند.
1-از دیرباز یکی از وظایف مهم واصیل روحانیت برگزاری مراسم و مناسک مذهبی بوده است،هرکدام از روحانیون در محله و مسجدی نماز جماعت برپا میکرد و بمرور با مردم آن محل روابط دوستانه ایجاد میکرد ،با شادیهای آنها همراه بود خطبه عقد دختران و پسران را میخواند،بر گوش نوزادان اذان و اقامه میخواند ،حمد و سوره مردم را تصحیح میکرد ،قرآن یاد ایشان میداد،آنها را برای زیارت بدرقه میکرد ،والبته در غم های ایشان نیز همراه بود .
2-در اجرای این مناسک نتایج مهمی حاصل میشد،روحانیون بصورت رودر رو و چهره به چهره با مردم مواجه میشدند و عمدتا از طریق رفتار خود به تربیت دینی مردم میپرداختند،دراین مواجهه دوستانه معارف اسلامی به مردم منتقل میشد،مردم نیز از نزدیک رفتار و کردار روحانیون را بصورت ملموس مشاهده میکردند واین مساله باعث میشد مردم با روحانیون متعددی مواجه شوند ،وخود بتوانند روحانیون را از هم تشخیص دهند.
3-این روال از منظر اجتماعی نتایج مثبتی را در پی داشت :اول اینکه مردم در مواجهه با روحانیون و درک صداقت آنها حامی سرسخت آنها میشدند و در جریانهای اجتماعی روحانیون را بعنوان یکی از مراجع مهم فکری در نظر میگرفتند دوم اینکه مردم در قبال خدمات روحانیون پشتیبانی مالی خود را از روحانیون انجام میدادند و همین مسئله دغدغه معیشت روحانیون را تا حدی کاهش میداد.
4-اما آنچه امروز مشاهده میشود فاصله معناداری با این روش اصیل و اثر بخش وجود دارد بسیاری از طلبه ها دوست ندارند امام جماعت مسجد باشند وآنهایی نیزکه در مساجد امام جماعت هستند با عجله هرچه تمام نماز را اقامه کرده و مسجد را ترک میکنند و کمترین ارتباط با مردم برقرار میشود،بخشی از طلبه های جوان نمیتوانند نماز میت اقامه کنند وشاید اراده ای هم برای یاد گرفتن آن ندارند چرا که این قبیل کارها را در سطح خود نمیدانند و میگویند چنین کارهایی را باید همین آخوندهای دهاتی بجای بیاورند.این طلبه ها پرستیژ چنین کارهایی را پسند نمیکنند.
5-طلبه های امروزی دوست دارند مردم آنها را بعنوان استاد بشناسند،بخشی از آنها سخن گفتن در تلویزیون را برای خود امتیازی میدانند،برخی دوست دارند در مجالسی سخنرانی کنند که چند هزار نفر در آن حضور داشته باشد،برخی از آنها موسساتی را به ثبت رسانده اند و دوره های آموزشی درآن برگزار میکنند و به اصطلاح ژست مدیریت به خود میگیرند،برخی از آنها نیز با توجه به تحولات در حوزه ارتباطات تبلیغ سنتی را اساسا ناکارآمد میدانند.
تبعات:
الف-کمرنگ شدن ارتباط چهره به چهره روحانیون با مردم باعث شده است بمرور فاصله ای بین مردم و روحانیون ایجاد شود و بنظر میرسد اگر این روند ادامه داشته باشد در آینده این دو کمتر بتوانند همدیگر را درک کنند واین مسئله تا حدی دینداری مردم را دچار آسیب میکند،از سوی دیگر روحانیون پشتوانه های مردمی خود را از دست میدهند.
ب-رقبای روحانیون نظیر مداحان،برخی از قاریان قرآن،اسلام شناسان غیر روحانی جایگاه اجتماعی روحانیون را خواهند گرفت ولطمه های این مسئله در دراز مدت قابل جبران نخواهدبود که البته بخشی ازماجرا قابل مشاهده است.
بنظر میرسد طلاب جوان و روحانیون در این زمینه باید تامل بیشتری را داشته باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 1:29 توسط رضا تاران
|