تبليغاتX
نامه های حوزوی

نامه های حوزوی

مدرسه فیضیه ،یک ساعت به غروب

مدرسه فیضیه از نظر مکانی نماد حوزه علمیه قم است این مدرسه چسبیده به حرم حضرت معصومه س است ،این مدرسه در دو طبقه بنا شده است و تقریبا هشتاد حجره دارد،در حجره های طبقه دوم طلاب ساکن هستند و در حجره های طبقه اول کرسی های تدریس برپا است در غروب یک روز بهاری گذری بر این مدرسه لطف خود را دارد.


http://up.vatandownload.com/images/bykuefq1jw919d9f93og.jpg

1-سرباز نگهبان :ورودی مدرسه سربازی که متعلق به سپاه است دم در مدرسه روی صندلی نشسته است مدتهایی است که حفاظت از برخی از شخصیتها و اماکن حوزوی به سپاه سپرده شده است این سرباز دوره سربازی را براحتی میگذراند گرچه گاهی شنیده شده است که مثلا کسی را با مواد منفجره دم در فیضیه دستگیر شده است اما درکل این فضا از نظر نظم و امنیت بسیار آرام است شاید تنها دردسر این سرباز این است که به سبب شباهت ورودی این مدرسه به ورودی حرم ، مسافرین اینجا را با حرم اشتباهی میگیرند و او مجبور است آنها را بسمت حرم راهنمایی کند یک نوشته ای هم روی در مدرسه چسبانده است :الحرم هناک و فلشی که روی آن نوشته است حرم آنجاست احتمالا نتوانسته است با زائران عرب زبان ارتباط برقرار کند و با این نوشته آنها را از ورود به مدرسه باز دارد ،این سرباز طلبه ها را از روی قیافه میشناسد، البته برخی که شباهت ظاهری به طلاب دارند نیز میتوانند وارد شوند، دیده میشود که گاهی برخی از غیر حوزویان دوست دارند از مدرسه دیدن کنند که بنظر میرسد همراه داشتن یکی از طلاب ورود انها به مدرسه را تسهیل خواهد کرد.

2-عرض سلام :مدرسه فیضیه سه در دارد یکی از آنها از سمت میدان آستانه است ،دومی از خیابان ساحلی است و درب سوم از مدرسه دارالشفاء است ، طلبه ها با ورود به داخل مدرسه گنبد طلایی حرم حضرت معصومه س را مشاهده میکنند و درنگی میکنند و با نگاه به سمت حرم دست خود را برسینه گذاشته و سلام و عرض ارادتی محضر حضرت معصومه س تقدیم میکنند این سنت، بزرگ و کوچک نمیشناسدو اکثر طلاب و روحانیون مقید به این کار هستند، موقع خروج از مدرسه نیز این عمل تکرار میشود.

3-گعده های طلبگی:در گوشه گوشه حیاط مدرسه چند نفری دور هم نشسته اند و باهم گفتگو میکنند افراد حاضر در گعده از نظر سن و سال نزدیک بهم هستند در این گعده ها مسائل مختلفی مطرح میشود از مسائل علمی ، سیاسی و اقتصادی تا مسائل صنفی ، البته گاهی هم صدای خنده آنها بلند میشود احتمالا متلکهایی به هم گفته اند یا اینکه نکته طنزی مطرح شده است شاید بهترین تفریح طلبگی دور هم بودن و احیانا حرفهای خودمانی است که بدون هزینه مالی هم قابلیت اجرایی شدن دارد البته اگر خالی از غیبت باشد.

4-مباحثه طلاب:برخی از طلاب چند نفری دور هم حلقه وار نشسته اند و کتابهای قطور خود را باز کرده و درسهای خود را به هم توضیح میدهند تا هم مطالب را خوب بفهمند و هم اینکه درس در ذهن آنها رسوخ کند گاهی صدای آنها بالا میرود احتمالا در زمینه معنا و مفهوم درس به توافق نرسیده اند و هرکسی میخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند ،طلبه هایی که مباحثه میکنند معمولا از نظر علمی در وضعیت بهتری قرار دارند.

5-کلاسهای درس:اکثر کلاسهای حوزه طرف صبح برگزار میشود اما برخی از اساتید ممکن است اشتغال خاصی داشته باشند آنها مجبورند عصر تدریس کنند برخی از طلاب نیز مشغول کار هستند و خود را به کلاسهای عصر میرسانند البته کلاسهای عصر رونق کمتری دارد و گاهی استادی با چند شاگرد کلاس را برگزار میکند ، در برخی از کلاسهای صبح شاید بیشتر از پانصد شاگرد حضور داشته باشند ، حجره های طبقه پائین مدرسه مدرس است و کلاسهای درس در آنجا برقرار است.

6-کتابخانه: مدرسه فیضیه کتابخانه بزرگی دارد البته شاید بهتر است نام آن را قرائت خانه بدانیم چرا که اکثر کتابهای آنجا قدیمی است و شاید کمتر رغبتی برای مراجعه به آنها باشد ،طلاب ترجیح میدهند در میزهای تک نفری کتابخانه  به مطالعه کتابها و درسهای خود بپردازند، در زمان برگزاری امتحانات کتابخانه مملو از طلاب است و بعضا جایی برای نشستن وجود ندارد حتی چند فرش هم پهن کرده اند تا برخی بر روی زمین بنشینند اما آنجا نیز پر از طلابی است که که دوست دارند حاصل زحمات خود را در آخر سال ببینند.

7-حجره های طلاب: طبقه دوم مدرسه حجره طلاب است فقط طلبه هایی که لباس روحانیت بپوشند میتوانند در مدرسه ساکن شوند در هر حجره دو یا سه نفر ساکن هستند ، البته فقط امکانات اولیه را در این حجره ها میتوان یافت ،مدرسه چسبیده به حرم مطهر است و برای کسانی که از اهل معنویت باشند فرصت مناسبی راجهت کسب فیض مهیا میکند.

8-بوفه مدرسه: چند سالی است در گوشه ای از مدرسه فروشگاه کوچکی راه اندازی شده است برای طلابی که چند کلاس را پشت سرهم کلاس یا بحث دارند فرصتی را مهیا میکند تا در صورت نیاز خوراکی تهیه کنند والبته برخی از طلاب نیز با دوستان و هم مباحثه های خود در فروشگاه حاضر میشوند و گلویی تازه میکنند ،البته بسیار جالب خواهد بود ببینید که سبک برخی از خوراکیها ذائقه طلاب را نیز تغییر داده است مثلا اکثر طلاب در این فروشگاه رانی، ایستک ،دلستر و...خریداری میکنند.

9-تابلوها و بنرهای روی دیوارها: مدرسه چند تابلو اعلانات دارد طلاب با رجوع به آنها میتوانند  هم از مسائل گوناگون آگاه میشوند وهم اینکه برخی از نیازهامندیهای خود را میتوانند از روی نوشته ها و اطلاعات تابلوها رفع کنند، بنرهایی هم معمولا دیده میشود که معمولا اطلاعیه پذیرش موسسات یا برگزاری جلسات علمی است ، این تابلو و بنرها کارکرد فراوانی دارند والبته مشتری های زیاد.

10-نماز جماعت:زیر حیاط مدرسه فیضیه بصورت کلی نمازخانه ای زیبا و بزرگ است که اکثر مراسمهای حوزه در آنجا برگزار میشود نمازهای جماعت این مدرسه نیز با شکوه خاصی برگزار میشود که البته اکثر نمازگزاران از طلاب و روحانیان هستند .امامت نماز ظهر بعهده آیت الله شبیری زنجانی است و نماز مغرب و عشاء توسط آیت الله خرازی اقامه میشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 8:28  توسط رضا تاران  | 

طلبگی و حاشیه های بنیان افکن

حاشیه، کلمه ای که میتواند دودمان یک طلبه را برباد دهد، شاید همین است که اساتید حوزه دائم برگوش طلاب میخوانند که از حواشی دوری کنید البته اگر گوش شنوایی در کار باشد، حاشیه ها میتوانند یک طلبه نوجوان با استعداد و شاداب را تبدیل به طلبه ای افسرده و غمگین کند ،حاشیه های حوزه در قالبی دینی ظاهر میشوند و تشخیص را برای طلبه کم تجربه و البته مغرور مشکل میسازند و زمانی خواهد فهمید که راه بازگشت کمی سخت است.

اما حاشیه ها:

1-حاشیه های عرفانی: طلبه های نوجوان در بدو ورود به حوزه علاقه هایی وصف ناپذیر ، البته از نوع احساسی به مسائل اخلاقی و عرفانی دارند سعی میکنند بعد از نماز تعقیبات را مرتب انجام دهند ،سجده های طولانی بروند و صبحگاه برای ادای نماز شب بپا خیزندو... اما انجام این اعمال عبادی نمیتواند پاسخگوی شور وحال این طلاب باشد ،و اینگونه است که این طلاب دنبال راه میانبر برای کسب فضایلی از قبیل ملاقات با امام زمان عج ،طی الارض ،مکاشفه و... هستند واین راه ،راهی پیچیده و پر خطر است ، گرایشهای عرفانی متفاوت ،شخصیت هایی مختلف با دیدگاههایی که گاه در مقابل هم قرار میگیرند وهمدیگر را تا مرز اتهام کفر میکشانند ،اینجاست که طلبه علاقمند که با کتاب یا حضوری با این گرایشها آشنا شده است توان آن را ندارد تا این گرایشهای مختلف را باهم سامان دهد از اینرو بشکلی افراطی از یکی از این شخصیتهای عرفانی تبعیت میکند،بسرعت این گرایش، اعمال او را تحت تاثیر قرار میدهد، به طلبه های دیگر نگاههای عاقل اندر سفیه پیدا میکند بمرور رفت و آمدهای خود را محدود میکند خود را در حجره محصور میکند ،براحتی شخصیتهای بزرگ دیگر را محکوم میکند،راه خود را در عرفان میداند و درس و بحث را الفاظی بیش نمیداند، مدتها میگذرد طلبه ای که عمدتا از روی تقلید ادای بزرگان را درآورده است چون از درون نبوده است دیگر با روحیه وی سازگاری ندارد کم کم متوجه اشتباههای خود شده است ،درسهای وی وضع نامعلومی پیدا میکند ،از آنجا که چیزی بدست نیاورده است به عرفا بدبین میشود وبشکل افراطی کمر همت به تخریب آنها بسته است ، دیگر مسائل اخلاقی و عرفانی را باور ندارد و انها را به تمسخر میگیرد سخت خواهد بود ذهن او سامانی دوباره یابد و البته اینکه چگونه خواهد توانست افراطها و عقده های حاصل شده از این مسیر را جبران کند خدا میداند.

2-حاشیه های فرهنگی: ناف طلبه ها را با احساس مسولیت بریده اند طلبه ای که دوسال است وارد حوزه شده است تصور میکند که همه مشکلات فرهنگی را باید وی حل کند ، از اینرو نابهنگام وبا داشتن بنیه ای سست وارد کار فرهنگی میشود ابتدا با تشکیل جلسه قرآن و احکام شروع میکند سپس مسئولیت پایگاه یا هیاتی را قبول میکند و این آغاز کار است طلبه با دغدغه، تصمیم گرفته است مشکلات شخصی و خانوادگی اعضا را حل کند ،برای برخی از جوانان کار پیدا کند،برای خواهر برخی از اعضا در تهیه جهیزیه کمک کند،ده ها نفر از جوانان و نوجوانان با وی ارتباط پیدا میکنند و هر کدام با مشکل و مصیبتی،طلبه ای که کمتر از بیست سال دارد مشاوره تربیتی و خانوادگی میدهد،دنبال آن است تا برادر دوستش را از زندان بیرون آورد،گاهی مشاوره های ساده لوحانه وی سرنوشت کسی را رغم زده است ، خلاصه اینکه بنیه های سست این طلبه بعد از مدتی در اثر فشارهای مختلف در هم میشکند ، ،طلبه مدتها مشغول این فعالیتها است حوزه علمیه بیمه و معافیت تحصیلی را تمدید نمیکند شهریه وی دچار مشکل شده است چرا که این طلبه درسها را نمیخواند، دوستان وی توانسته اند با درس خواندن بموقع به نتایجی برسند و اینک در زمان مناسب تبدیل به مبلغ های قوی شده اند و در تبلیغ و وظایف اسلامی موفق هستند و این طلبه از اینجا رانده و از آنجا مانده است وخدا میداند که چه شود.

3-حاشیه های سیاسی: طلبه های نوجوان آرمانگرا و درعین حال ساده هستند و بسادگی وسیله و ابزار دیگران میشوند در واقع همان کاری که برخی سیاسیون با دانشجویان انجام میدهند عده ای از سیاسیون نیز همان کار را با طلبه ها انجام میدهند، این طلبه ها کارشان شرکت در تجمعات است امروز بخاطر پایین کشیدن یک فیلم از پرده سینما فردا بخاط اعتراض به یک گروه موسیقی و روز دیگر بخاطر اظهار نظر یکی از سیاسیون وجالب این است که برای این سیاسیون پشت پرده هیچکدام از دغدغه های فرهنگی اهمیتی ندارد بلکه دعوا سیاسی است و طلبه بیچاره پیاده نظام شده است،جالب این است که اکثر این طلبه ها از بیرون از حوزه خط میگیرند و جالبتر اینکه بمرور حاضرند هر کسی در حوزه برخلاف دیدگاه انها ابراز نظری کرد آبروی او را در عرض چند ساعت بباد دهند.این طلبه ها معمولا بعد از چند سال و بلوغ فکری پشیمان از کارهای خود هستند وخدا میداند چگونه از برخی حلالیت خواهند گرفت.

4-حاشیه های معیشتی: معیشت طلبه ها بحث بی پایانی است که نتیجه ای ندارد، برخی از طلبه ها در سنین کم ازدواج میکنند و شرایط خانواده بگونه ای نیست که حمایتی از طلبه داشته باشند بسیاری از طلاب با شهریه وبا قناعت بسر میکنند تا درسهای خود را ادامه دهند اما برخی دیگر نمیتوانند یا خانواده انتظار بیشتری دارد ،از آنجا که تحصیلات طلبه هنوز بجایی نرسیده است توان کار تخصصی ندارد و سعی میکند در کنار درس به برخی از کارها بپردازد تا مشکل معیشت را حل کند برخی با قرض گرفتن ماشینی قراضه گیر میاورند و در بخشی از روز به مسافرکشی اقدام میکنند ،برخی مغازه بقالی راه میندازند،برخی به خرید و فروش روی میاورند و ....کم کم از درس و بحث فاصله میگیرند و حوصله کلاس رفتن ندارند  بمرور کاری برای خود دست و پا میکنند، کاری که هیچ همخوانی با درس ندارد و اینگونه است که آرمان های یک طلبه با استعداد و شاداب در کسوت یک راننده مسافرکش خود را جلوه گر کرده است.وخدا میداند ضایع شدن این استعدادها و افسرده شدن این شادابی ها بعهده کیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:57  توسط رضا تاران  | 

سیاه مشق طلبگی

-طلبه ها به فیضیه رفت و آمد میکنند.

-به پارچه ای که طلبه ها به سر میپیچند عمامه میگویند.

-روحانیون اصیل عبای مشکی و قهوه ای میپوشند.

-مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی یک مرجع تقلید واقعی بود.

-همه چیز در ایران اصل و بدل دارد.

-روحانیون مهربان ، دوست داشتنی ترند.

-حوزه مستقل ، حافظ اسلام است.

- نقش برادران لاریجانی درانقلاب و دفاع مقدس قابل انکار نیست.

-توجیه کار شیطان است.

-ملا شدن چه مشکل ، ادم شدن محال است.

-اجاره خانه در قم گران است.

-شفافیت حوزه تقویت اسلام است.

-قوه قضائیه در ایران استقلال دارد.

-روزگاری مرحوم آیت الله العظمی اراکی امام جمعه قم بود.

-حرم حضرت معصومه س بسیار باصفا است.

-قبر میرزا جواد اقای ملکی تبریزی در قبرستان شیخان است.

-هیچ جایی حوزه نمیشود.

-درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی چهارشنبه ها در دفتر رهبری برگزار میشود.

-امام جماعت مدرسه فیضیه آیت الله شبیری زنجانی است.

-مدیر حوزه قم با نظر مراجع انتخاب میشود.

-حوزه انقلابی بهتر از حوزه محافظه کار است.

-سیاست باید تابع دین باشد نه بعکس.

- ملاک وضع فعلی افراد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:50  توسط رضا تاران  | 

طلاب ونمایشگاه کتاب

دوازدهم اردیبهشت ماه،مصلای تهران،زمان ومکانی که برای  اهل مطالعه وکتاب آشناست،برگزاری بزرگترین نمایشگاه کتاب درایران و منطقه،با حضور صدها ناشرایرانی و خارجی،والبته بازدیدکنندگان میلیونی،عرضه کتابهای داخلی و خارجی،با موضوعات عمومی و تخصصی و طلبه های مصممی که برای بازدید از آن لحظه شماری میکنند،میتوان گفت لذت دیدن کتابهای مختلف برای اهل علم از دلچسب ترین کارها است.شایدبرای طلابی که در قم زندگی میکنندو کتابفروشی های مختلف را هر روز مشاهده میکنند این نمایشگاه جذابیت کمتری داشته باشد اما حضور در نمایشگاه تفاوتها را برای این طلاب مشخص خواهد کرد نکته های زیر شاید بتواند برای طلبه های جوانتر در کیفیت بازدید از نمایشگاه موثر باشد:

1-هدف از حضور در نمایشگاه :شاید برخی ها هدف از حضور در نمایشگاه را محدود به خرید کتاب میدانند،با این دیدگاه اگر وضعیت مالی مناسبی نداشته باشی نباید نمایشگاه بروی ،اگر چه خرید کتاب بخشی از بازدید محسوب میشود اما تمام هدف خرید نیست، اصلی ترین ثمره حضوررا میتوان در  آشنایی با کتابها و ناشران بزرگ و معتبر داخلی و خارجی دانست دیدن کتابهای متعدد که ممکن است بسیاری از آنها برای طلاب جوان تازگی داشته باشد ومیتواند شور و شعف درونی را برای مطالعه و خواندن کتاب را ایجاد کند واین شور و حال آتش درونی برای مطالعه را شعله ور خواهد کرد.

2-آشنایی با مردم :از آنجا که طلاب مخاطبین خود را مردم میدانند شناخت هر چند ظاهری مردم میتواند ذهن طلاب را با واقعیات جامعه آشنا کند،برخی از طلاب ارتباط کمتری با جامعه دارند خصوصا فضاهایی نظیر نمایشگاه کتاب. نمایشگاه، هم محل نمایش کتابهای مختلف است و هم کلکسیون حضور افراد مختلف با تیپها و قیافه ها و افکار گوناگون،دیدن این آدمها با سلیقه های مختلف میتواند ذهن طلبه های جوان را با سبکهای مختلف زندگی در جامعه آشنا کند.

3-خرید کتاب: برخی از طلاب کل پس انداز خود را برای خرید کتاب با خود همراه میکنند حتی دیده میشود طلبه هایی که اقدام به گرفتن وام میکنند تا بتوانند کتابهای مورد علاقه را خریداری کننداما گاهی کتابهایی را با هزینه های هنگفت خریداری میکنند با این استدلال که اینها کتابهای مرجع هستند در حالی که ممکن است تا ده سال دیگر از آنها استفاده نکنند،نگهداری این کتابها در این سالها توان طلاب را مصروف خود خواهد کرد، تجربه نشان داده است طلاب کمتر از این کتابها استفاده میکنند،بنظر بهتر است طلاب کتابهایی را تهیه کنند که قصد دارند حداکثر د رطول ماههای اینده آنها را بخوانند،سالهای بعد کتابهای جدید بسیار زیباتر چاپ میشود و طلاب میتوانن به وقت آن را تهیه کنند یعنی اینکه طلاب در تهیه کتابها نیازهای نسبتا ضروری را در نظر داشته باشند.

4- بازدید هدفمند:نمایشگاه کتاب بسیار گسترده است شاید نتوان همه بخشهای آن را بازدید کرد برخی از طلاب میخواهند در عرض چند ساعت همه نمایشگاه را ببینند که این مسئله کیفیت کار را تحت الشعاع قرار میدهد و نتیجه آن خستگی مفرطی است که برای بازدید کننده بجای میماند و خاطره ای نسبتا بد از نمایشگاه، که طلبه برای بازدیدهای سال بعد با تردید مواجه خواهد شد،از اینرو بهتر است قبل از شروع بازدید با تهیه نقشه نمایشگاه غرفه های هدف مورد شناسایی واقع شوند و با صبر و حوصله و با کیفیت بهتر از آن غرفه ها بازدید بعمل آید،بهتر است بجای بازدید از همه غرفه ها و سالن ها ،از برخی سالن هایی که بیشتر میتوانند موثر باشند بازدید شود.

5-بازدید از غرفه هاغیر قابل دسترس:برخی از انتشاراتی ها برای طلاب نام آشنا هستند طلاب در سفر به قم به آن انتشاراتی ها مراجعه میکنند به معنای دیگر همیشه در دسترس هستند،بهتر است طلاب از غرفه هایی بازدید کنند که در طول سال کمتر به انها دسترسی دارند،یا اینکه ممکن است طلبه ای مدتها دنبال کتابی بوده است و آن را نمیتواند در حالت عادی پیدا کنند نمایشگاه مکان مناسبی برای یافتن آن کتابهاست.

6-توجه به مسائل رفاهی :توجه به مسائل رفاهی در کیفیت کار بسیار مهم است طریقه رفت و آمد به تهران برای طلاب شهرستانی،خصوصا اگر بصورت انفرادی باشد سخت است از اینرو باید طوری برنامه ریزی شود که این حواشی، بازدید را تحت الشعاع قرار ندهد،باید چگونگی رفت و آمد،احیانا مکان اسکان ،ناهار .... باید برنامه ریزی شود تا مشقتی ایجاد نشود چرا که این حواشی در سامان دادن به ذهنیت طلاب از نمایشگاه موثر است.

7-مدیریت برخی حساسیت ها:واقعیت این است که برخی از مردم نسبت به رعایت شئونات اسلامی در نمایشگاه کم توجه  هستند خصوصا بحث حجاب که توسط برخی از بازدید کنندگان کمتر مورد توجه قرار میگیرد،قطعا خود طلاب توجه دارند که مقداری مراقبت میتواند سلوک معنوی انها را از آسیب مصون دارد،برخی از طلاب نیز با دیدن این صحنه ها مباحث امر به معروف و نهی از منکر را دنبال میکنند و بعضا دیده شده است که درگیریهایی به وجود میاید که شاید بازخورد مناسبی نداشته باشد.

8-گفتگو با نویسندگان :برخی از غرفه ها از نویسندگان مشهور برای حضور در غرفه دعوت میکنند گفتگو با نویسندگان کتابها بسیار لذت بخش است ،نویسندگانی که با شور و شعف فراوان از کتابهای خود میگویند،این تعاملات میتواند در ایجاد انگیزه برای کتابخوانی بسیار موثر باشد.

9-تولید ایده ها:در این بازدیدها ممکن است برای برخی از طلاب ایده هایی تولید شود و چه بسا در آینده انها بسیار موثر باشد ،ممکن است با موسسه یا متفکر ی اشنا شود،

10-حس مسولیت علمی: درک فضای نمایشگاه میتواند برای طلاب گویای این مطلب باشد که طلاب هنوز در ابتدای کار هستند و راه درازی را در پیش دارند و باید همت بلند همراه با تلاش شبانه روزی را در پیش گیرند،دیدن کتابهایی با تیراژهای بسیار بالا خصوصا اگر در راستای مسائل غردینی باشدمیتواند تلنگری مناسب برای طلاب باشد تا طلاب ذهنیت آینده خود را ترسیم کنند طوری که در پاسخ به نیازهای جامعه خود را تعریف کنند. از سوی دیگر فضای عمومی نمایشگاه و مسائل اخلاقی حس مسولیت طلاب را بیشتر تحریک خواهد کرد تا در کارهای تبلیغی جدیت بیشتری را دنبال کنند.

این یادداشت به لطف دوستان در شماره 4 مجله حاشیه منتشرشده است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 1:49  توسط رضا تاران  | 

جامعه الزهراء

شاید بعضیا که از دور دارن به جاهایی مثل جامعه الزهراء نگاه میکنن فکر کنن اینجا جای یه عده دختر ترشیده است که اومدن اینجا تا یه فرجی حاصل بشه و از طریق ارتباط گیری با دخترای مذهبی برا خودشون شوهری دست و پا کنن یا اینکه نه دخترای مذهبی که نمیتونن تاب یه زندگی اجتماعی رو داشته باشن دنبال جایی راحت و خلوت هستن  که با همفکرای خودشون در توهمات و تخیلات  یه زندگی راحت داشته باشند اما آیا اینگونه است؟

جمعه ای که گذشت ده هزار دختر از سراسر کشور در آزمون ورودی جامعه الزهرا قم شرکت کردن تا بلکه بتونن به آرزویی که سالها بهش فکر کردن برسن،بعضیا با اتوبوس ساعتهای طولانی توی راه بودن،بعضیام با پرواز اومدن،بعضیام بهمراه خونوادشون با وسیله نقلیه خودشون ،این دخترها از شهرهای مختلف دور و نزدیک،با زبانها و رنگ های متفاوت هستن اما علاقه به معنویت و کسب علوم دینی نقطعه مشترک آنهاست ،البته بعد از قبولی و حضور در جامعه الزهرا این تفاوتها جای خود را به رفتار خواهرانه میدهد.

امتحان کتبی مقصد اول است کسانی که در امتحان کتبی قبول بشن ،باید در یه مصاحبه شفاهی شرکت کنن و تحقیقیات محلی هم جای خود را دارد.تا نتیجه این آزمونها معلوم بشه این همه دختر پای سجاده و محراب هستن تا از خدا مجوز حضور در جامعه رو بگیرن.قراره قبول شدگان پنج سال در این مکان مشغول تحصیل بشن تا سطح دوی حوزه به انها اعطا بشه،اگه بخوان سطح سه رو بخونن سه سال هم باید ادامه بدن که مجموعا میشه هشت سال.

اینجا دخترانی را میتوان یافت که از یه خونواده پولدار هستن که تونسته خانوادشو برای تحصیل مجاب کنه،دخترانی که در دوره دبیرستان با معدلهای بالا قبول شدن،دخترانی که در کنکور دانشگاه قبول شدن اما حوزه را بر دانشگاه ترجیح دادن،دخترانی که از روستایی دور دست با سعی و تلاش خود را به حوزه رسوندن ،و البته شاید دخترانی که به اصرار پدر و مادر اومدن،و دخترانی که تصور کردن میتونن برای خودشون مدرکی تدارک ببینن.

علاقه طلبه ها وامکانات جامعه الزهرا زمینه مناسبی رو برای تهذیب و تحصیل فراهم میکنه ،درس اخلاق با استفاده از علمای بزرگ،برگزاری کلاسهای درس منظم،و برنامه های جنبی مناسب ،و...همزمان بعضی از طلبه ها سعی میکنن مهارت سخنرانی،مشاوره،مدیریت فرهنگی،نویسندگی و... را یاد بگیرن.

بعد اینکه این دوران تموم میشه طلبه های فارغ التحصیل برمیگردن شهر خودشون، سعی میکنن زمینه تبلیغو آماده کنن،در جلسات خانمها سخنرانی میکنن،برای بچه ها قرآن آموزش میدن،با یه عده ای از دخترا ارتباط میگیرن و توانشو دارن که مشاوره مذهبی بدن،بعضیا میرن در مدارس برای بچه ها صحبت میکنن،برای نماز جماعت مدارس و خوابگاه ها میرن،البته یه عده ای هم جذب کار میشن جاهایی مثل آموزش و پرورش،حوزه علمیه،مراکز پژوهشی ،و جاهای دیگه ،بعضیام دیده میشه که ادامه تحصیل میدن و مدارج عالی را طی میکنن و میتونن صاحب نظر در مسائل اسلامی بشن ،بعضیاشون میرن دانشگاه برای تدریس و....تجربه کوتاه جامعه الزهرا نشون داده که میتونه موفقیت های خوبیو کسب کنه.

اما نکات حاشیه ای:

بچه های جامعه واقعا درسخونن، بعضیاشون منظم بحث میکنن، مطالعه منظم دارن،از درسهاشون یادداشت برداری میکنن، تعطیلات در جامعه برخلاف حوزه برادران خیلی معنا و مفهوم نداره،بغیر از روزهای تعطیل رسمی ،درسها برپا میشه کسی هم چند جلسه غایب بشه درسش حذف میشه ،بعضی ازخانما در سطوح بالاتر درسهای دانشگاهیو هم ادامه میدن.

-فضای دوستانه و رفاقتی هم جای خودشو داره ،همه خانمها باهم دوستن دوستای صمیمی،باهم زندگی میکنن،بهم کمک میکنن،باهم درس میخونن،باهم ورزش میکنن،بحثهای داغ فرهنگی –سیاسی هم در گعده های اونا جای خودشو داره البته بعضی از خانما گاهی بدجور داغ میکنن که البته از دغدغه های اونا برخاسته .تبلیغ این طلبه ها برا خودش ماجرایی داره و خداییش در سالهای اخیر خیلی خوب بوده ،اونا میتونن سوالات خانمها رو بدون مشکلی جواب بدن و بنظر میرسه از تبلیغ اینا استقبال خوبی شده.

 -اگه راهتون به اینجا بیفته یه چیزای میتونید ببینید که براتون جالبه:مثلا طوری چادر سر میکنن که فقط دماغشوون دیده میشه البته اگه با دقت نگاه کنی ،البته منظورم نگاه اول و اتفاقیه،بعضیاشون نقاب میزنن صورتشون،بعضیام دستکش دست میکنن،البته دستکش مشکی که جلب توجه نکنه،بعضی از این خانما حسابی گیر بازارن ،خدا نکنه یه خانمی شلوار لی بپوشه،خدا نکنه خانمی موقع بغل کردن بچش چادریش کمی کنار بره،خدا نکنه بصورت اتفاقی یه تار موی خانمی دیده بشه،خدا نکنه روسری رنگی سرش کنه،خدانکنه چاک شلوار خانمی بیشتر از دو سانت باشه،هر کدوم از اینا کافیه تا این دختران احساس تکلیفی با استنادات دینی کفراین خانم ثابت کنن.البته خانما در داخل جامعه الزهرا کاملا راحت هستن.

-اگه استاد کلاس آقا باشه روزگارش سیاهه ،موقع ورود به ساختمون باید هماهنگ کنی یه خانم همراه شما باشه و با صدای بلند بگه خانما یا الله،خانمم حجابو رعایت کن،البته شما هم باید سرتو بندازی پایینو فقط مواظب باشی جلوتو ببینی تا زمین نخوری،کلاس که رسیدی اول ماجراست برای حفظ شئونات یه پرده گذاشتن که شما استاد عزیز بری پشتش بشینی و درسو شروع کنی،معلوم نیست کسی گوش میده یا نه،فقط اگه نیاز به وایت برد داشته باشی متونی پاشی و بنویسی،البته باید نگاه کنی وایت برد،خانما اگه شیطون باشن قشنگ میتونن اونور پرده یه گعده رفاقتی بگیرن،چایی بیارن گوجه خرد کنن و نمک بپاشن بخورن ،یه نفر میتونه بجای همه بگه حاضر حاضر،اینم بگم که نباید خیلی بخودت برسی چون اگه یکی ازین خانمای احساس تکلیفی بهتون ظنین بشه باید جای خودتونو به یه استاد چشم پاک بدین.

-بعضی ازین خانما که ازدواج میکنن با توجه به غروری که دارن شوهر بیچاره باید با توجه به مستندات دینی که خانم ارائه میده ،تابع خانم باشه و یه جورایی زن سالاری در مقیاس خانواده جلوه میکنه،شوهر بیچاره در جمع دوستانه که متهم به زن ذلیلی میشه از احترام به همسر صحبت میکنه،حتی یه وقتی یکی از اندیشمندا از ظهور فمینیسم شیعی صحبت کرده بود.

-جشن فارغ التحصیلی یکی از زیباترین مراسمهای اوناست خداحافظی بعد از چند سال زندگی بسیار صمیمانه،اونا در غم و شادی هم سهیم بودن،خاطرات مشترک خوبی باهم دارن،احساس اینکه دارن از حرم حضرت معصومه س و جمکران دور میشن واقعا سخته همین مسله باعث میشه در این جشن که درس تموم شده و باید خوشحال باشن زار زار گریه کنن.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط رضا تاران  | 

نگاهی به کتابهای خاطرات از جنس حوزوی

 اگر چه برخی از علما در ابتدای کتابهای خود نمایی از زندگی خود را مینوشتند اما خاطره نویسی در بین علما و روحانیون سابقه طولانی ندارد آنها بدلایلی کمتر از زندگی شخصی سخن میگفتند،وگاهی بصورت شفاهی خاطراتی را به شاگردان خود نقل میکردندو این مباحث سینه به سینه منتقل میشد اما بعد از انقلاب و خصوصا در سالهای اخیر این دست از کتابها رونقی یافته است و برخی از مراکز و ناشران جمع آوری و تهیه خاطرات شفاهی را با جدیت دنبال میکنند، بطور کلی میتوان با خواندن تعدادی از این کتابها به نکاتی در این زمینه اشاره کرد:

1-خواندن کتابهای خاطرات افراد مشهور برای همه جذاب است، سیاستمداران،هنرپیشه ها،فوتبالیستها و... اما مطالعه خاطرات علما و روحانیون نیز جذابیت خاص خود را دارد آگاهی ازحریم خصوصی روحانیت و حوزه ،خصوصا در دهه های اخیر بسیار بااهمیت شده است چرا که ممکن است از لابلای این کتابها بتوان مکانیزم برخی تصمیم سازیها را کشف کرد،از آنجا که این کتابها حالتی داستانی دارند از جذابیتی نسبی برخوردارند و مخاطب میتواند در مدت چند ساعت یک کتاب را به پایان رساند،این قبیل کتابها برای کسانی که میخواهند با کتاب خواندن انس بگیرند بسیار مناسب خواهد بود.

2-در این کتابها براحتی میتوان بابسیاری از مسائل بدون دشواری و پیچیدگی آشنا شد:مسائل اجتماعی –سیاسی ایران،تاریخ حوزه علمیه،سلوک اخلاقی بزرگان،روش تحصیل علما، تبلیغ ،فرهنگ مردم و...این خاطرات شفاهی برای پژوهشگران اجتماعی بعنوان مواد خام فوق العاده اهمیت دارد آنها میتوانند از لابه لای این گفته ها بسیاری از مسائل را استخراج کنند چیزهایی که شاید برای خود گوینده کمترین اهمیت را داشته است.برخی از این کتابها اهمیت فراوانی دارند بگونه ای که میتوانند ابهام و سوالی تاریخی را در ذهنها روشن کنند.

3-در کتابهای خاطرات از جنس حوزوی اگر نویسنده از علمای بزرگ باشد خواننده با خواندن تحصیلات و زحمات آنها نسب به تحصیل انگیزه پیدا میکند.میتواند از تجربیات آن عالم استفاده کند و راههای طی شده را دوباره نرود.

نکات قابل تامل:

الف:زیباترین بخش از یک کتاب خاطرات، ترسیم شکل گیری و تحولات فکری یک عالم و اندیشمند است که میتواند در رشد فکری یک جامعه موثر باشد که متاسفانه دربرخی از این کتابها غایب است حتی در جایی که علما از تحصیلات خود میگویند عمدتا یادگیری و علم آموزی را مطرح کرده اند و کمتر از ذهنیات و اندیشیدن سخنی گفته میشود، اینکه چگونه و در طی چه مراحلی یک عالم دینی به اندیشه های خود رسیده است ،آیا او دگرگونی فکری داشته است یا نه؟آیا تفکر جوانی و میانسالی و دوران پختگی او متفاوت بوده است یا نه؟ متاسفانه دست اندرکاران تهیه این قبیل کتابها عمدتا نگاه سیاسی دارند و کمتر دغدغه فکر و اندیشه.

ب-وقتی انسان این کتابها را مطالعه میکند شاهد این است که برخی از نویسنده ها نقش خود را در تحولات آنقدر برجسته کرده اندکه گاهی انسان شک میکند که رهبر انقلاب ایران امام خمینی ره بوده است یا این نویسنده؟خواننده بیچاره اگر کمی هم ساده باشد براساس یک کتاب خوانده شده مسائل را دنبال میکند،برخی از جدالهای طلبه های جوان نشات گرفته از خواندن یک کتاب و قضاوت کلی آنهاست.

ج-در انتخاب علما و طرح سوالات نوعی مهندسی به چشم میخورد احساس میشود هدف اصلی نه یافتن حقیقت و حفظ تاریخ بلکه حفظ وضع موجود است ،فقط کتابهای افرادی چاپ میشود که امروزه کمک حال حفظ وضع موجود باشند،کسانی برجسته میشوند که کمتر نقشی داشته اند . برای نجات از این وضعیت و استفاده از این کتابها باید در کنار خواندن آنها از کتابهای مشابه که از نگاه مخالفین فکری نگاشته شده است نیز توجه کرد آنچه نتیجه این جمع بندی را مشخص میکند عقل خواننده خواهد بود .

در کل خواندن چند جلد از این کتابها خالی از لطف نخواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:11  توسط رضا تاران  | 

این طلبه جوان به چه چیزی فکر میکند؟

ساعت دوازده شب، طلبه ای جوان در حیاط خلوت  و ساکت فیضیه تنها بر روی پله ای نشسته است نباید سن و سال زیادی داشته باشد موهای صورتش کامل نشده است ،بنظر خیلی دمغ است حتی گوشی همراه هم در دست ندارد که این روزها جای تسبیح را در دست طلبه ها گرفته است، گربه ای از کنار او میگذرد اما او حوصله ندارد به گربه اعتنا کند .بنظر عمیقا از مسئله ای ناراحت است و در اعماق آن مسئله غوطه ور است اما او به چه چیزی فکر میکند؟

1-شاید او از طلبه هایی است که به مسائل اخلاقی اهمیت میدهد وامروز در جمع عده ای از طلبه ها حاضر بوده است و آنها پشت سر یکی از علما صحبت کرده اند واین طلبه شدیدا ناراحت شده است اما کاری نتوانسته است انجام دهد شاید او از اینکه غیبت درمیان برخی از طلبه ها عادی شده است ناراحت است ،شاید هم ناراحتی او از این جهت است که گناه غیبت در سلوک معنوی او تاثیر منفی داشته باشد ،زیرا او اخلاق ومعنویت حوزه را بیشتر از هرچیز دوست داشت و اصلا برای همان به حوزه آمده است او مدتها دنبال استاد اخلاق بوده است اما هنوز پیدا نکرده وکمی ناامید شده است از برخی از اساتید شنیده بود که باید بجای اینکه دنبال استاد باشد باید خود را بسازد تابا عنایت الهی استاد سراغ او بیاید واین روال را درپیش گرفته است،او حتی سعی میکند کارهای مکروه را انجام ندهد و کارهای مباح را با نیت الهی تبدیل به عبادت کند او مدتهاست که سعی کرده کوچکترین خطایی انجام ندهد اما شنیدن غیبت امروز او را سخت ناراحت کرده است.

2-شاید او نگرشهای تبلیغی دارد و فعالیتهای فرهنگی را دنبال میکند، تازه از سفرهای راهیان نور آمده است بیشتر از چهل روز در اردوگاهی مستقر بود آنجا نماز جماعت میخواند وبرای زائران راوی گری میکرد البته سنش بگونه ای نیست که جنگ را درک کرده باشد اما دوره هایی را گذرانده بود و بعضا در حد حوصله اش چندکتاب درباره دفاع مقدس خوانده است یک نفر از جانبازان دفاع مقدس وقتی راوی گری اورا شنیده بود به او گفته بود که چرا جنگ را تحریف میکنید؟اما او برای خود استدلالهای داشت،البته حجم بالای این کارها ،کمی اورا نسبت به درسهایش کم اعتنا کرده بود،سه ماه تابستان ،ایام محرم،دهه اخر صفر،ایام دهه فجر و ایام اسفندماه روزهایی بود که او برنامه اجرا میکرد ،دوستان او توانسته بودند مقاطع تحصیلی بالاتری را طی کنند،هرکدام در زمینه ای صاحب نظر شوند اما او میگفت درس میخوانیم که همین کارها را انجام دهیم حتی کارهای اجرایی وبعضا هیجانی حوصله ای بجا نگذاشته بود تا او مطالعات خود را دنبال کند.اما امروز اطلاعیه ای یک کنفرانس علمی را دیده بود که اسم یکی از دوستانش در آن بعنوان سخنران درج شده بود،آنها در یک سال باهم وارد حوزه شده بودند دوستش عمده وقت خود را مشغول درس بود وبعضی مواقع هم سفر تبلیغی میکرد،فاصله علمی و شان اجتماعی آنها تفاوت زیادی پیدا کرده واو را وادار به فکر کرده بود اما آیا دیر شده بود؟

3-شاید همبحث او آقازاده یکی از روحانیان بلند پایه قم است و بعد از مدتها دوستش او را برای شام به خانه شان دعوت کرده ،اما این طلبه از دیدن زندگی آنها متحیر شده است،خانه بسیار وسیع در بهترین نقطه شهر با اتاقهای متعدد وبسیار شکیل،مبلهای گرانبها که طلبه حتی نتوانسته بود قیمت آنها را حدس بزند . در حیاط خانه آنها سه ماشین مدل بالا دیده بود ،سر سفره کمی هم احساس خودکم بینی کرده بود وحتی بسیار مراقب بود تا بگونه ای غذا بخورد که روی لباسهایش نریزد وهمین شرایط باعث شده بود هیچ لذتی نبرد حتی شاید او الان هم احساس گرسنگی میکند،حتی نمیدانست بعضی از خوردنیهای سر سفره را چگونه میخوردند،وجالب این بود که بعد از شام آن روحانی بلندپایه فرزند خود واین طلبه را به تحمل سختیها در راه علم دعوت کرده بود وحتی گفته بود که ساده زیستی روحانیت تمام سرمایه حوزه است والبته تاکید کرده بود که بخاطر مصلحت و تکلیف مجبور شده است به نظام اسلامی کمک کند واز اینکه کمی از حوزه دور است ناراحت است.

4-شاید او برای خرید لوازم روزمره به بازار رفته بود،او و هم حجره اش ماهانه مبلغی را برای خرید کنار میگذاشتند وخرید بعهده او بود معمولا آنها سیب زمینی،گوجه،پیاز،تخم مرغ ،برنج، نان،قند وچای و... میخریدند گاهی که وضع بهتری داشتند میوه هم در حجره آنها پیدا میشد آنها معمولا در بخشی از سال که هندوانه دربازار پیدا میشد خوشحال بودند هندوانه در قم معمولا ارزان بود وحتی گاهی میشد کیلویی صد تومان آن را خرید اما بازار امروز متفاوت بود تخم مرغ که از غذاهای اصلی آنها بود قیمت تساعدی بخود گرفته بود میخواست گوجه بخرد و املت درست کنند اما قیمتها طوری بود که از خرید آن صرف نظر کرد حتی بسمت میوه ها نرفت چون وضعیت آنها معلوم بود ،اما او بفکر خود نبود بالاخره آنها با قناعت سر میکردند اما بفکر کسانی بود که در سفرهای تبلیغی آنها را دیده بود برخی از خانواده را دیده بود که چند فرزند دارند وپدر خانواده کارگری ساده و متدین است .او که معمولا اخبار تلویزیون را با علاقه دنبال میکند امشب حوصله نداشت تا  از طریق اخبار از بحران اقتصادی غرب باخبر شود.

5-شاید او دختری را دوست دارد آن دختر یکی ازآشنایان دور آنهاست با خانواده آنها رفت و آمد ندارند او در یک مراسم مذهبی بصورت اتفاقی دختر را دیده بود بنظرش دختر خوبی می آمد اما مشکلی در کار بود اول اینکه خانواده آنها پولدار بود و تا حدی فاصله طبقاتی داشتند شاید میتوانست با قول اینکه میتوانم با درس خواندن وضع مناسبی را برای دختر فراهم کنم میتوانست مشکل اول را حل کند پدر دختر نیز منطقی بنظر میرسید اما مشکل دوم سخت بنظر میرسید دختر مانتوی بود وتا بحال چادر سر نکرده بود حتی بلد نبود چادر را استفاده کند،فکر اینکه این مساله را برای خانواده اش طرح کند وی را آزار میداد خانواده آنها مذهبی وسنتی بود آنها در زمینه حجاب سختگیریهای اساسی داشتند  میترسید طرح این مساله واکنش سخت خانواده را بدنبال داشته باشد ،خواهر کوچک او که محرم رازهایش بود نیز نمیتوانست با این مساله کنار بیاید خواهر او یکی از دوستانش را برای برادرش در نظر گرفته بود ،از سوی دیگر حتی نمیدانست چگونه میتواند به آن دختر برساند که اورا دوست دارد تصور اینکه آن دختر با شخص دیگری ازدواج کند برایش قابل تصور نبود.

ساعت یک بامداد است هوا گرچه خنک و مطبوع است اما پله  با سنگ مرمر پوشانده شده است و پاهای او احساس سرما میکند بلند میشود تا به حجره برود احتمالا تصمیمهایی گرفته است ومیخواهد از نو شروع کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 14:39  توسط رضا تاران  | 

تابلوی اعلانات مدرسه فیضیه

تابلوی اعلانات اولین جایی است که طلاب و فضلا در بدو ورود به مدرسه فیضیه با اشتیاق فراوان به آن مراجعه میکنند تا در جریان آخرین اخبار حوزه و روحانیت قرار گیرند ،مدرسه فیضیه و دارالشفا شش تابلوی اعلانات دارد یکی از آنها متعلق به مرکز مدیریت است و یکی دیگر متعلق به بسیج است این دو تابلو پشت شیشه قرار داشته و حالت رسمی دارند و فقط متصدیان میتوانند آن را مدیریت کنند اما چهارتا از این تابلو ها حالت عمومی دارند نه شیشه دارند، نه حفاظ و نه مدیری بلکه حالت مردمی دارند هرکسی میتواند با در دست داشتن یک نوار چسب، کاغذ خود را به تابلو بچسباند حتی اگر چسب هم نداشته باشی میتوانی از چسبهای قدیمی چسبیده شده استفاده کنی،اگر کاغذ نداشته باشی میتوانی در گوشه اطلاعیه های دیگران با خودکار ریز اطلاعیه خود را بنویسی،اینجا مداد ،خودکار،ماژیک ،دستنویس وتایپ شده فرقی ندارد، ،کافی است حرف خود را نوشته و روی تابلو بچسبانی و طی چند ساعت کل طلاب از آن باخبر شوند خصوصا اگر نوشته شما تاحدی ارزش خبری داشته باشد ،در حوزه علمیه اخبار شفاهی و غیر رسمی قدرتی برق آسا دارد و میتوان گفت:این تابلوها نقش بزرگترین رسانه را بازی میکنند خصوصا اینکه برخی حوزویان دوست دارند مسائل صنفی آنها در خارج از صنف مطرح نگردد .آنچه در زیر می آید گزارشی کوتاه از این تابلوهاست که اهمیت آن در درک فضای موجود در حوزه میباشد.

http://up.vatandownload.com/images/pgrxzx9z7v2zghge2zms.jpg

مسائل علمی و آموزشی:درس اسفارآیت الله محمدی ،یک ساعت به غروب ،فیضیه مدرس ساحلی-نشست علمی باعنوان امکان استفاده از روشهای پست مدرن در مطالعات اسلامی با حضور دکتر محمدرضا تاجیک و علیرضا قائمی نیا پنج شنبه ساعت نه صبح سالن کنفرانس دفتر تبلیغات ،اینها نمونه هایی از اطلاعیه های علمی و آموزشیه که معمولا بخشی از تابلو ها را بخود اختصاص میدن،اعلام زمان و مکان درس اساتید،اطلاعیه جذب و پذیرش مراکز تخصصی حوزه،اطلاعیه سخنرانی علما و بزرگان،اطلاعیه جذب پژوهشگر،اطلاعیه نشر کتاب،فروش تلخیص و..

مسائل سیاسی :بخشی از اطلاعیه ها سیاسین مثلا نوشته: تجمع طلاب ولایی در اعتراض به فلان ماجرا با سخنرانی قاسم روانبخش،یا اینکه یه طلبه ای یه چیزیو پیدا کرده و اونو کپی گرفته و چسبونده به تابلو مثلا نقش فائزه هاشمی در جریان اغتشاشات،یا مثلا در جریان حوادث سال 88 چندتا روحانی در تجمعات خیابانی در تهران شرکت کرده بودن وفردای همون روز بیچاره ها با عکسشون وآدرس محل کارشون توی تابلو چسبیده شده بودن،یه وقت میبینی یه طلبه انقلابی خودش در مورد ماجرایی اطلاعیه دستنویس صادر کرده و یه بزرگی از بزرگان حوزه رو زیر سوال برده ،البته در زمینه سیاسی ازاد بودن ماجرا باعث میشه که گاهی از یه نوشته کوچیک توسط یه طلبه یه شایعه بزرگ درست بشه و تبعاتی داشته باشه،طلبه ها وقتی اینارو میخونن در تکمیل اطلاعات بهم کمک میکنن و گاهی همون کنار تابلو یه گعده سیاسی براه میفته و گاهی هم موافق و مخالفی پیدا میشه و بازار داغ داغ میشه.

مسائل اقتصادی:زیر زمین اجاره ای دارای دواتاق ،حال ،آشپزخانه به قیمت دوازده میلیون تومان قرض الحسنه و ماهیانه نود هزارتومان واقع در نیروگاه ،خیابان جوادالائمه اجاره داده میشود،ساعات مراجعه هفت به بعد میباشد ،موتور هندا 88 شهاب ،کاملا سالم ،پانصدو بیست هزارتومان با تخفیف ویژه به طلاب،البته این کلمه تخفیف ویژه به طلاب تکیه کلام اکثر صاحبخونه ها ،بنگاها و فروشنده ها توی شهر قمه و سعی میکنن سر طلابو شیره بمالن ،مثلا یه موقعی بازار مضاربه داغ بود و بندگان خدا این طلبه های ساده پولشونو دادن دست یه کسائی که بعدا معلوم شد ورشکست شدن و طلبه ها هم دستشون جایی بند نبود کار بجایی رسید که اطلاعات وارد عمل شد و جلوی این کارها رو گرفت.اجاره و فروش خانه،فروش موتور و ماشین و زمین،فروش عسل،فروش گردو، و خلاصه شما فروش یه چیزایی رو میبینی که هرکاری کنی نمیتونی بفهمی این چه ربطی به حوزه و طلبگی داره.

مسائل فرهنگی:نمایشگاه کتب علوم انسانی با حضور ناشران داخلی و خارجی،از تاریخ بیست فروردین تا اول اردیبهشت واقع در موسسه امام خمینی برگزار میگردد،اصلاعیه نمایشگاه کتاب ودفاع مقدس،جشن میلاد ائمه علیهم السلام،مجالس عزاداری با حضور مراجع تقلید،دروس اخلاق بزرگان،اطلاعیه اعزام مبلغ به مناطق محروم و مرزی،فروش سی دی های درسی،مداحی،اطلاعیه آموزش منبر و مداحی،اطلاعیه آموزش حجامت،کلاس طب سنتی توسط استاد روا زاده،دوره های مهارتهای زندگی و...

مسائل صنفی:جلسه طلاب و فضلای شهرستان بوکان از ساعت ده تا دوازده صبح جمعه با حضور امام جمعه شهرستان در ادرس فوق برگزار میگردد،بحثهایی که مربوط به جمعهای طلبگی ،زندگی طلبه ها،مسائل خاص روحانیت میباشد،این مسائل صنفی گاهی ماجراهایی برای خودش درست میکنه مثلا میبینی یه طلبه کاغذی را دستنویس کرده و نحوه شهریه دادنو زیر سوال برده،یا یکی در مورد اصلاح حوزه یه چیزی نوشته و کلا همه رو قاطی هم کرده و محکومشون کرده و خب معلوم هم نیست که این طلبه کیه،

مسائل متفرقه:بعضی از اطلاعیه ها هم خیلی پراکنده هستن مثلا اطلاعیه فوت یکی از روحانیون که همه مشتاق میشن ببینن این بنده خدا کی بوده و جالب اینه که میبینی اخر اطلاعیه نوشته از طرف بیت ایت الله در حالی که معلوم نیست این بنده خدایی که فوت کرده اصلا چقدر درس خونده بود و بنده خدا بعد فوتش توسط بچه هاش ایت الله شده،یا مثلا میبینی یه عکسی از یه طلبه زدن و زیرش یه چیزایی نوشته شده بعدخوندن متوجه میشی که داستان پیاده روی یه طلبه سیرجانی در اعتراض به زمین خواریه که بعدا گرفتنش و رفته زندان و دوباره اومده بیرون و داره توی یه پارک زندگی میکنه،

خلاصه اینکه این تابلو اعلانات اونقدری بازدید کننده دارن که اگه بخوای خونه ای را اجاره بدی اونجا بنویسی بزنی در یه روز بیشتر از پنجاه نفر بهت زنگ میزنه و جالب اینه که بعد سه ماه که خونه اجاره رفته این زنگ زدنها ادامه داره،این تابلوها معمولا هر دوروز یه بار کامل توسط خدمه پاک میشن و فقط یه ساعت بعد پاک شدن میتونی ببینی که پر شدن،والبته یه چیز جالب اینه که کسی روی اطلاعیه دیگری نمیچسبونه،واینکه همه مطالب همو تحمل میکنن .شاید این تابلو تمرینی باشد برای اینکه طلاب بعدها که علمای بزرگی شدند بتوانند همدیگرو بهتر تحمل کنن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 1:51  توسط رضا تاران  | 

ایام فاطمیه،آیت الله وحید خراسانی،هیات های مذهبی

سال 83 در چنین روزهایی مصادف با ایام فاطمیه با عده ای از طلبه های زنجانی در دفترحضرت آیت الله وحید خدمت ایشان رسیدیم،ایشان مواردی را درباره جایگاه حضرت فاطمه زهرا علیها سلام متذکر شدند ،پرچمی را بازکرده وبه توضیح محتوای این پرچم پرداختند:حدیثی درباره جایگاه آن حضرت نقش بسته بود وهمراه دوآیه قرآن که بگفته ایشان این استدلال میتواند کمر اهل سنت را بشکند،آیت الله تاکید داشتند طلبه ها باید ایام فاطمیه رابا راه اندازی دسته های عزاداری در شهر و روستا به عاشورایی دیگر تبدیل کنند،اما تاکید متفاوتی داشتند بر اینکه طلایه داران این دسته ها باید علما و روحانیون باشند،جلسه تمام شد برخی از دوستان طلبه به اصطلاح بروز میگفتند که ببینید یک مرجع تقلید شیعه چه تفکر ساده ای دارد میخواهد بایک پرچم در عصر ارتباطات کار تبلیغی انجام دهد اما چندین سال از این دیدار میگذرد وباید به تماشا بنشینیم و ببینیم آیا تدبیر یک مرجع تقلید سنتی کارساز بوده است یا توهمات طلبه های جوان و خام؟

مروری بر یک رخداد

پیش از دهه هشتاد دو نوع هیات مذهبی در سطح کشور فعال بود:

هیاتهای سنتی:این هیاتها که قدمت انها به سالهای دور میرسد در طول تاریخ با فراز و فرود به ارامی ادامه حیات داده اند بعد از انقلاب اسلامی نیز این هیاتها با همان روال سابق و کمترین تغییرات کار خود را ادامه میدادند،مهمترین مشکل این هیاتها عدم خلاقیت و پویایی بوده است وهمین مساله باعث شد جوانان کمتر رغبتی به این هیات داشته باشند ازین رو در این جمع های سنتی تعدادی با سنین بالا به چشم میخورد.

هیاتهای انقلابی و رزمندگان:این هیاتها جوانان مبارزی بودند که قبل از انقلاب در درون هیاتهای مذهبی تربیت یافته بودند و مهمترین مشخصه های آنان انقلابی بودن آنها بود، بعد از انقلاب اسلامی و در دوران جنگ نیز اینگونه هیات ها پاتوق بسیاری از جوانان پرشور انقلابی بود که تعداد زیادی از انها نیز به شهادت رسیدند،بعد از سالهای دفاع مقدس این هیاتها بمرور رنگ و بوی سیاسی بخود گرفت که اوج آن را میتوان در اواخر دهه هفتاد مشاهده کرد،این گرایش سیاسی بعضا تند،جلوه ای از حکومتی شدن این هیات را میتوانست نشان دهد مسئله ای که با هویت هیات ناسازگار بود از این رو فضای سیاست زده کشور باعث شد جوانان کمتر رغبتی برای حضور در این هیات داشته باشند.

هیاتهای جدید:در چنین وضعیتی که هیات مذهبی جذابیت خود را از دست داده بودند پدیده جدیدی در حال رخ دادن بود سید جواد ذاکر در کاشان با سبکی متفاوت و بعضا ساختارشکنانه  توانسته بود هزاران نوجوان وجوان را در هیاتی گردهم آورد البته شاید این هیات کمتر گرایشات فکری داشت اما از منظر احساسی و خلاقیت کم نظیر بود همین شاخصه باعث شد این مدل از هیات در مدتی کوتاه در سراسر کشور تکثیر شود مداحان جوان به تقلید از سبک ذاکر پرداختند سی دی های این مداحان بسرعت تکثیر شد و چنین بود که هیاتهایی جدید پدید آمد عکسها وجدیدترین مراسمات آنان در مدت زمانی کوتاه در سایتها قرار گرفته و توانست جوانان را جذب خود کند جالب بود که جوانان مذهبی و غیرمذهبی از این سبکهای عزاداری استقبال کرده بودند و این مساله را میشد از پنجره های باز ماشینها بگوش شنید.

 فعالیت های آیت الله وحید

آیت الله در راه یافته های خود مصمم بود از اینرو در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا س دسته عزاداری را در قم به راه انداخت و خود با پای برهنه در اول دسته حرکت میکرد این نوع حرکت بشدت مورد اقبال قرار گرفت مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی نیز همین روال را دنبال میکرد، آیت الله صافی نیز این روش را همراهی کرد به مرور در شهرهای بزرگ دسته عزاداری در روز شهادت حضرت زهرا س راه اندازی شد بسیاری از علما خود در ابتدای دسته عزاداری حرکت کردند ماجرایی که کمتر دیده شده بود ،آیت الله در کنار تشویق به راه اندازی دسته توسط علما و روحانیون از هیات های مذهبی نیز حمایت کرد شکر رایگان برای پخش شربت به آنها میداد هزینه برنج نذری ،شیر نذری و...را به علاقمندان عزاداری ارائه میکرد ،وچنین بود که هیاتها ایدئولوژی جدید خود را از میان دیدگاههای مختلف در حضرت آیت الله وحید یافته بودند،هیاتهای مذهبی دیدگاههای آیت الله را در میان اعضای خود توزیع کردند البته احساسات پرشورانه و جوانانه تندروی را به این دیدگاهها اضافه کرد.

بزرگترین دشمن موجود اهل سنت و وهابیت شناخته شد حتی برخی از هیاتها بصورت جمعی لعن را جاری میکردند،قمه زنی بصورت عبادتی والا ترویج میشد حتی برخی قمه زنی را در ایام شهادت امامان دیگر نیز رواج دادند،حمایت از فلسطین زیر سوال رفت چرا که زندگی مسالمت آمیز با یهود و مسیح در قرآن آمده بود اما حمایت از اهل سنت خصوصا اگر وهابی وناصبی باشند عملی زشت مینمود،علمای طرفدار تقریب شیعه و سنی فاسق شناخته شدند،لباس مشکی در دوازده ماه سال پوشش برخی از این هیاتها شد.

این هیاتهای مذهبی حضرت آیت الله را در زمینه عزاداری مراد خود میدانند به سخنان ایشان استناد میکنند ،سی دی های ایشان را بصورت گسترده توزیع میکنند،برخی تقلید خود را از مراجع دیگر به آیت الله تغییر داده اند ،آنها بدون اتکا به رسانه ها و امکانات دولتی توانسته اند اندیشه ای متفاوت را در میان بخش عظیمی از هیات ها جابیندازند.گرچه آیت الله برخی از تفکرات وتندروی این هیات را نمیپذیرد اما مخاطبان فراوان و پراکنده و بعضا تندرو بعیداست که پذیرای این تعدیلها باشند،اینک مکتب احساسی کاشان و مکتب فقهی و کلامی آیت الله وحیدخراسانی همدیگر را کامل کرده اند  و دسته عزاداری آنها نماد یک گفتمان جدید شده است گفتمانی که در مقابل گفتمان مسلط در زمینه فرهنگی موفق تر بوده است باید به انتظار نشست و اینده این گفتمان را تماشا کرد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 1:6  توسط رضا تاران  | 

طلبه های پولکی ،طلبه های مفتکی

الو الو سلام ببخشید حاج آقای کیوان زاده ?سلام علیکم و رحمه الله بفرمایید،حاج آقا من از شهرستان زنگ میزنم میخواستم ببینم ممکنه یه روز در خدمت شما باشیم واسه جوانهای شهرما صحبت کنید؟ عرض کنم به محضرتون بنده دقیقا در جریان برنامه هانیستم شماره مسئول دفترمو میدم با ایشون تماس بگیرید موید باشید.

الو سلام ببخشیدآقای احمدی؟بله بفرمایید؟ حاج آقای کیوان زاده فرمودن برنامه دعوت رو با شما هماهنگ کنم،بله باید عرض کنم که حاج آقا وقتشون تا خرداد سال بعد پر شده ،خواهش میکنم آقای احمدی باور کنید جوونای ما دارن از دست میرن یه کاریش بکنید،حالا ببینم چیکار میشه کرد شاید بخاطر شما یکی از برنامه های حاج آقا رو کنسل کردم ببینم شهرتون فرودگاه داره؟نه متاسفانه ،بد شد که اخه وقت حاج اقا تلف میشه

آقای احمدی تو رو خدا یه کاریش بکنید شما،عرض کنم که خیلی خب شما یک و نیم میلیون به شماره حسابی که میدم واریز کنید،یه ماشین خوبم هماهنگ میکنید چون کمر حاج آقا مشکل داره ضمنا مسائل اسکان هم در شان آقا باشه و حاج آقا فقط یه جلسه صحبت میکنن،چشم هر چی شما بگین،راستی آقای احمدی حاج آقا در چه موضوعی میخوان صحبت کنن ؟عرض کنم که الان موضوع رابطه دختر و پسر خیلی مشتری داره واسه خودتونم خوبه جوونا جمع میشن مجلستونم شلوغ میشه آقای احمدی ب ب ببخشیدا فقط فقط مبلغ زیاد نیست؟ اخه ما همه گروهمون جوون هستن و در آمد و ... ندارن ،ببینید برادر من از اول چون فهمیدم شما کار فرهنگی میکنید رعایت شما را کردم والا...باشه چشم چشم راستی برادر سعی کنید برای تبلیغ مجلستون چندتا از عکسای خوب حاجی رو بنر کنید البته عکسی که بالاش عکس مقام معظم رهبری هم باشه خودم واستون ایمیل میکنم بله چشم چشم. یه مساله دیگه ،بله بفرمایید:حاج آقا دوس دارن مکان جلسه یه جای باکلاس باشه مثل سالن آمفی تئاتر،فرهنگ سرا و...آخه کسی مسجد جمع نمیشه .

1-امروزه بسیاری از طلاب با آگاهی از اینکه ممکن است در عالم طلبگی وضع معیشت خوبی نداشته باشند با اخلاص و قصد رشد و تعالی خود و جامعه وارد حوزه های علمیه میشوند و این مساله را برای خود حل کرده اند که در این راه مقدس باید با قناعت سازش کنند و به ارزشهای والاتری چشم داشته باشند،آنچه امروز در جامعه طلاب و روحانیون به چشم میخورد این است که اکثرطلابی که طلبگی را دنبال میکنند زندگی متوسط و پایین تری دارند،البته بگذریم از درصد کمی که ممکن است شغل خاصی داشته باشند و زندگی مرفهی را در پیش گیرند.وجالب این است که این عده کم در نظر مردم بیشتر جلوه میکنند.

2-از قدیم رسم بر این بوده است که طلبه های علوم دینی در میان مردم حضور داشتند و معارف دینی را به ایشان منتقل میکردند ،مباحث عقیدتی،اخلاق و احکام را برای مردم بیان میکردند برخی از آیین های دینی را برای مردم اجرا میکردند و مردم نیز در مقابل آشنایی با دین و دین داری و زحمات طلاب با رغبت مبالغی را به ایشان کمک میکردند ،از منظر سیاسی- اجتماعی نیز این روال یک نتیجه مهم داشت و آن اینکه روحانیون و مردم در پیش آمدهای سیاسی همدیگر را حمایت میکردند گرچه مسله حمایت بیشتر انگیزه عقیدتی داشت اما نقش مسائل دیگر نیز بی تاثیر نبوده است،بطور مثال در ماجرای فتوای تاریخی میرزای شیرازی ،آنچه باعث شد این فتوا در تاریخ زنده بماند همسو شدن مسائل دینی و منافع مالی مردم بود،بر این اساس روحانیت روشنفکران مردمی محسوب میشدند و هم از دین آنها حمایت میکردند و هم از منافع دنیوی مردم ،میتوان گفت روحانیت نقش نهاد مدنی را ایفا میکردند.

3-امروزه عده ای  از طلاب که البته تعداد آنها بسیار محدود است وضعیت متفاوتی را نسبت به طلاب دیگر برای خود رقم میزنند آنها با اتکا به امتیازهایی که ممکن است همه آنرا نداشته باشند روال جدیدی را در تبلیغ دین در پیش گرفته اند که کمتر میتوان از آن دفاع کرد،این عده برای جمع کردن مرید و طرفدار موضوعات خاصی را انتخاب میکنند که ممکن است اولویتها و مشکلات جامعه نباشدو بعضا مشاهده میشود مبالغ کلانی نیز دریافت میکنند ،گرچه ممکن است این مبالغ را در زمینه های خیر هزینه کنند ،این روال جدید که بعضا حمایتهای صدا و سیما نیز در ان بی تاثیر نبوده است ،علمای بزرگ و اصیل را از چشم مردم دور نگه میدارد ،از سوی دیگر این مبلغین ذائقه جامعه را از نیازهای واقعی و اصیل به سمت نیازهای کاذب وزودگذر روانه میکنند که در دراز مدت دینداری مردم را با چالشهای جدی مواجه میسازد.

4-این سنت حسنه در فرایند جامعه پذیری به نسل جدید کمتر منتقل شده است بخشی از مردم در یک حرکت نسبتا افراطی این سنت را زیر سوال میبرند،غافل از اینکه روحانیتی که در سمت و سوی مردم باشد آزاد خواهد بود و از مردم دفاع خواهد کرد و این مسئله ای است مهم ،که کمتر نیروی سیاسی در ایران بتواند آن را انجام دهد،از سوی دیگر روحانیت مردمی ،دغدغه دین مردم را بیشتر خواهد داشت و این میتواند در سلامت جامعه نقش موثری را ایفا کند.البته باید خاطر نشان کرد نتیجه مشاهدات در مورد روال عموم طلاب این است که آنها با اخلاص تمام به تبلیغ دین میپردازند و از مردم انتظاری ندارند اما مساله احیای یک سنت حسنه اجتماعی است که زوال آن میتواند تبعات منفی در جامعه داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 21:6  توسط رضا تاران  | 

مباحثه طلبگی چیست؟

مباحثه طلبگی ،اصطلاحی که در سالهای اخیر در فرهنگ اصطلاحات سیاسی -اجتماعی حایی برای خود پیدا کرده است،گاهی در بین دعواهای سیاسی مجلس، نمایندگان گفتگوهای داغ خود را مباحثات طلبگی مینامند و گاهی نیز در برخی از مناظره های علمی یا سیاسی طرفین، مناقشات و برخوردهای تند با یکدیگر را مباحثه طلبگی مینامند،اما براستی مباحثه طلبگی چیست؟
مباحثه طلبگی روشی متداول جهت فهم دقیق علوم حوزوی است که طلاب در طول دوره تحصیل خود از این روش استفاده میکنند:
1- نحوه مباحثه:طلاب پس از شرکت در درس استاد و یادگیری آن،درس مورد نظر را بتنهایی مطالعه میکنند تا دوباره با دقت تمام ،درس را دوره کنند و بتوانند بر آن تسلط نسبی پیدا کنند،برای تسلط بهتر بر درس سعی میکنند یک شرح یا حاشیه ای که ان درس را بیشتر موشکافی کرده است را مطالعه کنند تا احاطه کامل بر درس داشته باشند،پس از مطالعه در فاصله ای چند ساعته از درس ،طلاب چند نفری که هم مباحثه  هم هستند جمع میشوند ،قرعه کشی میشود تا معلوم شود چه کسی باید درس را توضیح دهد ،فرد مشخص شده فهم خود از آن درس را برای هم بحثان خود توضیح میدهد و احیانا به سوالات و اشکالات انها پاسخ میدهد،درواقع هر گروه بحثی بعد از حضور در کلاس و مطالعه فردی، بصورت جمعی نیز تلاش میکنند با مشورت هم آن درس را بهتر متوجه شوند.نکته مهم اینکه طلاب سعی میکنند بر کسی که درس را توضیح میدهد اشکالاتی وارد کنند و او باید بتواند به اشکالات جواب دهد،همین چکش کاریها باعث درک بهتر درس میشود.
دو شیوه ارائه بحث:
الف:
برخی از طلاب ابتدا کتاب را بسته و از خارج از کتاب محتوای بحث را بیان میکنند و پس از کامل شدن محتوا کتاب را باز کرده عبارتها را میخوانند و محتوا را بر ان تطبیق میکنند. ب-برخی از طلاب نیز از همان ابتدا از روی کتاب عبارتها را میخوانند و محتوا را نیز در ضمن ترجمه ارائه میکنند.

2-هم مباحثه ها:طلبه ها برای اینکه بتوانند بحث کنند باید هم بحث داشته باشند ،تعداد نفرات بهتر است سه نفر باشد،اگر طرفین بحث دونفر باشند در صورت غیبت یکی از این دو بحث تعطیل میشود از این رو بهتر است طرفین بیشتر از دو نفر باشند،اما طرفین اگر بیشتر از سه نفر باشند کیفیت کار با مشکل مواجه میشود چرا که در صوت تعدد هم بحث نوبت برای توضیح مطالب برای هریک از افراد کمتر حاصل میشود .بهتر است گروه بحث به لحاظ علمی نزدیک به هم باشند ،اگر یکی از هم مباحثه ها قوی تر از بقیه باشد بمرور نقش استادی بخود میگیرد و بقیه باید شاگرد او باشند و این با روح مباحثه که مشارکت همه را طلب میکنند منافات دارد.لازم بذکر است که هم مباحثه ها در یک درس باید ثابت باشند.

3-کتابهای کمک درسی:طلاب برای فهم بهتر درس علاوه بر گفته های استاد از منابع کمکی نیز استفاده میکنند،منابع کمکی ممکن است پاورقیهای نسبتا مفصل همان کتاب یا حاشیه هایی باشد که بر کتاب نوشته شده است،برخی از اساتید شرح هایی نیز بر کتابهای درسی نوشته اند که البته استفاده از شرح های عربی بیشتر مفید خواهد بود.
فواید مباحثه:
الف: تسلط بر درس:نشتن پای درس استاد،آماده کردن مطالب برای بحث ،و ارائه درس برای دوستان و هم مباحثه ها باعث میشود تسلط کافی بر درس حاصل شود ،گویا طلبه خود را آماده تدریس میکند و درس خوانده شده را برای چند نفر تدریس میکند و این تدریس باعث میشود طلبه بر درس احاطه داشته باشد،پرسش و پاسخهای جدی در بحث ابهام ها را از بین میبرد،و همین شیوه باعث میشود درس در ذهن طلبه ماندگاری بیشتری داشته باشد.

ب-بالا بردن قدرت استدلال و بیان:
با توجه به اینکه طلبه باید پاسخگوی سوالات و اشکالات دوستان خود باشد سعی میکند با بیان دلایلی آنها را قانع کند و ممکن است آنها براحتی قانع نشوند و بحث ادامه یابد تا یکی از طرفین بحث ،استدلال خود را به کرسی بنشاند ،همین ارائه استدلالها بمرور ذهنی قوی را ایجاد خواهد کرد ،از سوی دیگر با توجه به ارائه مطلب توسط خود طلبه، بمرور قدرت بیان و گفتار طلبه تقویت خواهد شد.

نکته:نکته قابل توجه در این مباحثه ها این است که طلبه های هم بحث دوست و رفیق صمیمی هم هستند و ممکن است در فهم درس باهم چالش و اختلاف نظر داشته باشند گاهی کسانی که از دور نظاره گر بحث طلاب هستند فکر میکنند طلبه ها دعوا میکنند اما بعد از پایان بحث ،این طلبه ها دوستان صمیمی هم هستند،این صمیمیت و هدف مشترک و مقدس است که سیاستمدارن را به طمع انداخته است تا اسم دعواهای خود را بحث های طلبگی بنامند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 8:13  توسط رضا تاران  | 

دید و بازدید عید از نوع طلبگی

گسترش سبک زندگی نیمه مدرن و کمرنگ شدن ارتباطات چهره به چهره مسئله ای است که خانواده ها را از همدیگر دور کرده است هفته ها و ماه ها میگذرد و خویشاوندان از حال هم بی خبر هستند،دوری پدر و مادر از فرزندان،  برادر از خواهر و...مشهود است. درچنین وضعیتی جایگاه عید نوروز در نزدیک کردن قلوب به یکدیگر ممتاز است،طلبه ها نیز مانند دیگر افراد جامعه از این فرصت استفاده کرده و از خویشاوندان عید دیدنی میکنند البته در این بازدیدها خواشی جالبی ایجاد میشود که اشاره به برخی از آنها خالی از لطف تخواهد بود.

سوالات طلبگی:در این دید و بازدیدها یکی از بحثهای ثابت مردم در مورد مسائل طلبگیه،مثلا اینکه شماها درستون چه جوریه؟کی تموم میشه؟بهتون مدرک هم میدن؟شهریتون چقدره؟عمامه گذاشتن اجباریه؟شما میتونید قاضی بشید؟یا اینکه چرا نمیایید برید عقیدتی نیروهای مسلح که خیلی ازتون حساب ببرن؟البته از اونجایی که سیستم حوزه اونقدری پیچیده است که هر چی توضیح بدی ،سال بعد هم میخوان اینارو بپرسن،بعضی از طلبه ها بعد چند سال هنوز سر در نیاوردن توی حوزه چه خبره،البته این پیچیدگی خوبیایی هم داره و اون اینه که کسی نمیفهمه داری چیکار میکنی،بعد توضیحات مفصل میگن که اره دیگه درسهای حوزه تمومی نداره دریاست دیگه و البته طلبه هم یه ژست میگیره و میگه بله همینطوره درسهای حوزه واقعا دریاست ،این بحثها هر سال در ایام عید ادامه داره.

سوالات شرعی:بخشی از گفت و شنود ها سوالهای شرعیه که با حضور طلبه پر رنگتر میشه و موضوعات مختلفی رو مطرح میکنن مثلا پیرمردها و پیر زنها میگن در شبانه روز ده تسبیح ذکر میگیم و اینکه لا اله الاالله بیشتر ثواب داره یا صلوات؟یا اینکه میشه قضای نماز شب رو خوند؟یا در مورد قضای نمازهای واجب سوال میکنن،یا در مورد نماز نشسته سوال دارن ،جوانترها اگه باهات راحت باشن در مورد دوست دختر و دوست پسر حرف میزنن و البته خیلی دوست دارن شما یه راه حلی بدی که شرعی باشه و البته اگه این طلبه ما یکم اهل تساهل و تسامح باشه جذب حاجی میشن،بعضی از این آقایون شیطونم بدور از چشم خانمشون یواشکی در مورد صیغه کردن میپرسن و خلاصه اگه حاجی هم همراهی کنه نمیخوان حرفا تموم بشه،نوجونها معمولا از تقلید کردن و مرجع تقلید سوال میکنن،و البته اگه راحت باشن دوس دارن در مورد مسائل بلوغ بیشتر بدونن،البته بعضا سوالهایی پرسیده میشه که هم جدی هستن و هم چالشی مثلا:این وامهای که با24درصد سود میدن کجاش شرعیه؟تراشیدن ریش حرامه؟استفاده از ماهواره حکمش چیه؟مسئله اینه که اکثر اونایی که این سوالها را میپرسن ریششونو زدن و تو خونشون دوتاهم بشقاب دارن واین طلبه بیچاره وسط منگنه میمونه چی بگه؟ و البته بعضی از طلبه ها هم یاد گرفتن که ببینید :در این مورد اختلاف نظروجود داره و خلاصه یه جورایی ...

توجه به خانواده طلبه:خیلی از مردم به خانواده طلبه خیلی حساسن مثلا خانمها نگاه میکنن ببینن همسر طلبه چی پوشیده ،طلا داره یا نه،روسری و چادرش چند تومنیه،کفشهای پاشنه بلند پوشیده یا کفش راحتی ،جوراباش رنگیه یا تیره،خلاصه با تیزبینی که بعضی از خانمها دارن فوری میتونن یه چیزهایی رو کشف کنن،طلبه اگه بچه کوچیک داشته باشه حساسن ببینن بچه رو طلبه بغل میکنه یا همسرش و البته خانمها بدشون نمیاد ببینن طلبه بچه رو برداشته و اینو بعدا در تقابل با همسر خودشون استفاده کنن و بکوبن سر همسرشون،اگه طلبه دختر بچه چند ساله داشته باشه انتظار دارن دختر از همون سن کودکی چادر سرش کنه،یا اینکه میپرسن دخترم قرآن بلدی بخونی ؟امان از روزی که دختر طلبه بازی آنلاین بلد باشه اما چندتا سوره بلد نباشه .

حرفهایی از طلبه های دیگر:خیلی از مردم وقتی طلبه رو میبینن شروع میکنن از خاطرات زیارت کربلا و سوریه و مشهد ومکه ،وامان از روزی که طلبه بیچاره نرفته باشه که باید فقط گوش کنه و بله بله بگه اونم طلبه ای که یه جورایی کارش حرف زدنه،بعضی ازین خاطرات چند سال تکرار میشه وطوری که شما میتونی پیش بینی کنی که تا اخر قصه چیه،از روحانیون کاروان حرف میزنن واینکه اونارو میشناسی یا نه،و خلاصه اینکه از خوبی ها یا خفتهای اونا میگن،انتظار دارن شما همه روحانیارو بشناسی مثلا میگن توی خیابون ما یه طلبه زندگی میکنه میشناسی؟ شما ازشون نشونه میخوای میگه که قدش بلنده و لاغره، و معلوم نیست با این نشانه ها چه جوری میشه کسیو شناسایی کرد،بعضیا شکایت میکنن از امام جماعت مسجد محلشون که این حاجی نماز جماعت رو اونقدر طول میده که ادم پدرش در میاد و...

طرح مباحث سیاسی:بعضی ازمردم هم تصورشون اینه که طلبه بنده خدا دستش بجایی بند شده،از گرانی و ...گلایه میکنن ومیگن اینارو به بالاییا برسونید،بعضیا از ادارات گله دارن،بعضیام که یه کم تندروی میکنن میگن که بنده خدا واسه چی طلبه شدی این نظام رفتنیه،غافل ازینکه طلبه بنده خدا مسئلش خدمت به اسلام بوده نه پست و مقام،بعضی از طلبه هام که خودشون سرشون درد میکنه واسه مباحث سیاسی شروع میکنن به مقوله روشنگری و میبینی که جلسه رو دونفر گرفتن دستشون بقیه هم موندن سرکار ،خلاصه ادم صفای عید از یادش میره و احساس میکنه تلویزیون توخونه بصورت زنده داره برنامه اجرا میکنه.

چند نکته:

1-ارتباط چهره به چهره و نزدیکی قلبها:واقعیت این است که ارتباطهای حضوری و چهره به چهره نقش بسیار موثری در موردنگرش مردم نسبت به روحانیت دارد شاید بسیاری از مردم با یک طلبه از نزدیک گفتگو نکرده اند،با دیدن یک طلبه و حرف زدن با او احساس میکنند که طلبه هم مانند یکی از آنهاست براحتی میتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند با طلبه مباحثه کنند بخشی از حرفهای آنها را نپذیرندو...

2-پرهیز از بحثهای تنش زا:یک ملاقات چند دقیقه ای محلی برای محبت کردن و باخبر شدن از احوال همدیگر است ،پرداختن به برخی از مسائل تنش زا خصوصا جنگ و جدالهای سیاسی فایده اینگونه جلسات را از بین خواهد برد ضمن اینکه نمیتوان در چند دقیقه نظر شخصی را خصوصا در زمینه مسائل سیاسی-اجتماعی تغییر داد .

3-نکته بیاد ماندنی:آنچه از این جلسات بیاد خواهد ماند نوع برخورد و رفتار طلبه ها با دیگران است برخورد مودبانه وهمراه با احترام به دیگران میتواند ماندگارترین اثر را داشته باشد،نباید این جلسات را فرصتی برای منبر رفتن در نظر گرفت این نوع جلسات اقتضائات خود را دارد.                              

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:8  توسط رضا تاران  | 

طلبگی و بازگشت به خویشتن خویش

يك سال ديگر از عمر ما گذشت. شما جوانان رو به پيرى و ما پيران رو به مرگ پيش مى‏رويم. در اين يك سال تحصيلى شما به حدود تحصيلات و اندوخته‏ هاى علمى خود واقفيد؛ مى‏دانيد چقدر تحصيل كرده و تا چه اندازه پايه ‏هاى علمى خود را بالا برده‏ ايد؛ ليكن راجع به تهذيب اخلاق، تحصيل آداب شرعيه، معارف الهيه و تزكيه نفس چه كرديد؟ و چه قدم مثبتى برداشتيد؟ هيچ به فكر تهذيب و اصلاح خود بوديد؟ و در اين زمينه برنامه‏اى داشتيد؟ متأسفانه بايد عرض كنم كار چشمگيرى نكرديد، و در جهت اصلاح و تهذيب خود قدم بلندى بر نداشتید (امام خمینی ره کتاب جهاد اکبر).

اخلاق برای خود یا برای اصلاح دیگران؟علم برای شناخت یا برای گفتن به دیگران؟دو سوال کلیدی که پاسخ آن میتواند مسیر زندگی یک فرد را متحول کند.آنچه در پی می آید روایتی کوتاه از تعدادی از طلبه ها است که گرچه کم هستند اما روال آنها بسیار جای تامل دارد.

اخلاق:شایددغدغه اصلی طلبه های قدیمی خودسازی بوده است،برای آنها اعمالی چون نماز شب،نوافل،زیارت،خلوت،روزه ،توسل و... بسیار مهم بود،برنامه ریزیهای آنها بر اساس و معیار انطباق و عدم انطباق با برنامه خودسازی تعیین میشد،واین روال موجب شده بود که مردم با نگاه به این علما، وجود خدا را حس کنند،علمای بزرگ از مطرح شدن بعنوان مرجع تقلید فراری بودند وسعی میکردند که این مسولیت را به دیگران واگذار کنند،با این سیستم طلبه قبل از ورود به جامعه خودساخته بود،یعنی اولویت اول خود طلبه بود و بعد دیگران،گرچه بسیاری از طلبه های امروزی نیز چنین فکر میکنند اما هستند کسانی که به این مسائل کم توجه هستند.برخی از طلبه های امروزی تصور میکنند نجات یافته گانی هستند که باید دیگران را نیز نجات دهند،برخی از ایشان حتی در جلسات اخلاقی که شرکت میکنند یادداشتهایی را مینویسند تا بعدا بتوانند از آنها در منبر و سخنرانی استفاده کنند،وقتی حدیثی را میخوانند میگویند برای منبر بدرد میخورد،خلاصه اینکه خود را فراموش کرده اند. این روزها سه سفر اول ملاصدرا که در راستای خودسازی مطرح شده است نزد برخی از طلبه ها غریب است و سفر چهارم که در راستای هدایت و اصلاح جامعه است فربه تر از جایگاه خود شده است .

علم آموزی:شاید شما نیز برخی از طلبه ها را مشاهده کرده اید که قبل از ورود به حوزه همه مباحث اسلامی را از باب تعبد پذیرفته اند و پس از ورود به حوزه بدنبال آن هستند که مفاهیم اسلامی را به گونه ای بفهمند که بتواند دیگران را ترغیب به پذیرش اسلام کنند،هدف برخی از اینان از ورود به حوزه نه فهم مسائل اسلامی و کشف حقیقت بلکه پاسخ به شبهات است یعنی اینکه گویا به لحاظ علمی خود نیازی به معارف ندارند،هرگونه سوال جدید در مورد مباحث اسلامی نزد اینان شبهه تلقی میشود که باید به آنها پاسخ داده شود اما زمانی که پاسخهای کلیشه ای وسست آنها مخاطب را اغنا نمیکند مخاطب را متهم میکنند که به لحاظ فکری تحت تاثیر قرار گرفته است،اینان دچار توهمی هستند که تصور میکنند فقط فهم آنها معتبر است ازین رو مراکز علمی دیگر را به سخره میگیرند،نگاه اینان به مسائل اسلامی بسیار سطحی است و حتی در میان خود دیدگاههای اسلامی نیز جستجوی لازم را نمیکنند تا حداقل این معارف را بهتر بفهمند در واقع میتوان گفت که اینان بمرور تبدیل به طلبه های حرفه ای میشوند.

نتیجه:این روال از اخلاق و علم آموزی انسان را به رکود میکشاند ،باید به مردم مطلبی را بگویی که یا درست متوجه نشدی و یا اینکه بعضا به آن اعتقاد نداری،داستان کشیش دان امانوئل بسیار آموزنده است کشیشی که بعد از مدتها در اعتقادات خود شک میکند و به عقاید گذشته خود پشت پا میزند اما جایگاه اجتماعی او طوری است که نمیخواهد آن را از دست بدهد ازینرو کشیش باقی میماندو آیین های مذهبی را برای مردم اجرا میکند آیین هایی که خود به آنها اعتقادی ندارد.

شاید وقت آن باشد تا با تامل، خود فراموش شده را از میان گرد و خاک بیرون بکشیم و در اخلاق و علم آموزی خود را بر دیگران اولویت دهیم که نجات جامعه نیز در این خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 1:6  توسط رضا تاران  | 

طلبه های مبتدی و دغدغه آینده تحصیلی

یکی ازدغدغه های اصلی طلبه های مبتدی آینده تحصیلی و ادامه تحصیل د رمقاطع بالاتر است طلبه ها پس از ورود به حوزه و گذر دو سه سال، بعضا برخی از درگیریهای ذهنی آنها را آزار میدهد از سویی حس میکنند دروس تحصیلی آنها ارتباط مستقیمی با نیازهای جامعه ندارد و از سویی دیگر شایدبه برخی از سوالات آنها پاسخهای مناسبی ارائه نمیشود،تصور آنها این است که باید از مسائل فکری که در جامعه مطرح میشود دقیقا باخبر باشند و به همه سوالات جامعه پاسخ دهند.طلاب باید توجه داشته باشند که باید ضمن ادامه مسیر بیشتر به آینده فکر کنند وبعد از گذراندن دوره مقدمات و کسب آمادگیهای لازم کمی جدی تر به آینده فکر کنند.در اینجا به برخی از مراکزی که طلاب میتوانند در آن ادامه تحصیل دهند بصورت خلاصه پرداخته شده است.

1-ادامه دروس حوزوی:مسیر اصلی ادامه تخصیل در حوزه فقه و اصول است طلاب میتوانند بعد از اتمام دوره مقدمات در دوره سطح رسائل و مکاسب و کفایه را ادامه دهند،وبعد از دوره سطح، دروس خارج فقه و اصول را نزد اساتید و مراجع عظام تحصیل کنند و خروجی این کار را میتوان رسیدن به قدرت استنباط دانست یا همان اصطلاح اجتهاد مصطلح حوزوی،البته در کنار فقه و اصول دروس جنبی در راستای کمک به استنباط پیش بینی شده است.دروس دیگری نظیر عقاید تفسیر،فلسفه نیز خوانده میشود تا طلبه در کنار فقه و اصول بصورت عمومی با این علوم نیز آشنا شود.نکته حائز اهمیت اینکه فرایند رسیدن به قدرت استباط فرایندی نسبتا طولانی و البته پرمشقت است و نیاز به تلاش مضاعف دارد ضمن اینکه طلبه باید تلاش کند تا جامعیتی را کسب کند ازین رو طلابی باید این مسیر را ادامه دهند که ادامه تحصیل را بصورت طولانی مدت در نظردارند.

2-مراکز تخصصی حوزه:طلاب علاقمند به تحصیل در زمینه علوم اسلامی خاص میتوانند در این مراکز ادامه تحصیل دهند،این مراکز عمدتا به حوزه علمیه قم وابسته هستند ،طلاب علاقمند در کنار ادامه دروس فقه و اصول در یکی از رشته های تخصصی ادامه تحصیل میدهند ،البته گذراندن دروس عمومی حوزه برای این طیف از طلاب الزامی نمیباشد و مدارک سطح دو،سه و چهار به فارغ التحصیلان اعطا میشود،امتیاز تحصیل در این مراکز این است که طلاب با یافتن علاقمندیهای خود در میان مدت میتوانند در زمینه رشته خود صاحب نظر شوند و از حالت سردرگمی نجات پیدا کنند و مطالعات آنها سامان مند شود.این مراکز از طریق آزمون کتبی و مصاحبه اختصاصی پذیرش خود را انجام میدهند.برخی از این مراکز عبارتند از:

مرکز تخصصی تفسیر(زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی اداره میشود)

مرکزتخصصی کلام(زیر نظر آیت الله سبحانی اداره میشود)

مرکز تخصصی تبلیغ(وابسته به معاونت تبلیغ حوزه است)

مرکز تخصصی فقه و اصول(زیر نظر آیت االله شبیری زنجانی اداره میشود)

مرکز تخصصی فلسفه(زیر نظر آیت الله فیاضی اداره میشود)

مرکز تخصصی مهدویت(زیر نظراستاد قرائتی اداره میشود)

مرکز تخصصی شیعه شناسی(زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی اداره میشود)

مرکز تخصصی نهج البلاغه(زیر نظر حوزه اداره میشود)

مرکز تخصصی حقوق و قضای اسلامی(زیر نظر حوزه اداره میشود)

مرکز تخصصی امامت(زیر نظر آیت الله وحید خراسانی اداره میشود)

مرکز تخصصی علوم حدیث (زیر نظر حوزه علمیه اداره میشود)

مرکز تخصصی تاریخ اسلام(زیرنظر حوزه اداره میشود) و....

3-مراکز حوزوی دانشگاهی:این مراکز تحت ظوابط وزارت علوم و اشراف حوزویان اداره میشود،و در پاسخ به نیاز تحول در زمینه علوم انسانی تاسیس شده اند،این مراکز غیرانتفاعی بوده،و دانش پژوهان مدارک دانشگاهی اعطا میشود،طلاب علاقمند باید دروس حوزه را بصورت کامل تحت ضوابط حوزه ادامه دهند،برخی از این مراکز:

دانشگاه ادیان رشته های:که زیر نظر حجت الاسلام نواب اداره میشود.برخی از رشته های این دانشگاه عبارتند از:دین شناسی،ادیان ابراهیمی،ادیان غیر ابراهیمی،فرق تشیع،تاریخ تشیع،مذاهب کلامی،مذاهب فقهی،تصوف و عرفان و.این دانشگاه دارای مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دربرخی از رشته ها است،و از طریق آزمون اختصاصی و سراسری پذیرش دارد،طلاب دارای سطح دو میتوانند در آزمون اختصاصی شرکت کنند،در این دانشگاه دانشجویان غیر طلبه نیز میتوانند از طریق آزمون سراسری به تحصیل بپردازند.

دانشگاه مفید :که زیر نظر آیت الله موسوی اردبیلی اداره میشود،برخی از رشته های این دانشگاه:علوم سیاسی،فلسفه،حقوق،اقتصاد،مترجمی زبان،علوم قرآنی.در این دانشگاه اکثر رشته ها در مقاطع کارشناسی،کارشناسی ارشد و بعضا دکتری برقرار است،رشته علوم قرآن در مقطع کارشناسی ارشد برگزار میشود،طلاب دارای سطح یک از طریق آزمون اختصاصی برای دوره کارشناسی میتوانند وارد این دانشگاه شوند،در این دانشگاه تعداد زیادی غیر طلبه نیز مشغول تحصیل هستند.

موسسه امام خمینی ره: که زیر نظر آیت الله مصباح یزدی اداره میشود،برخی از رشته های موسسه:حقوق،روانشناسی،علوم سیاسی،تاریخ،کلام،علوم تربیتی،دین شناسی،مدیریت،فلسفه اقتصاد.مقاطع کارشناسی ،کارشناسی ارشد و دکتری در بعضی از رشته ها برگزار میگردد،برخی از رشته ها نیز بصورت غیر حضوری برگزار میشود،طلاب دارای سطح یک از طریق آزمون اختصاصی و مصاحبه وارد این موسسه میشوند،نکته حائز اهمیت اینکه در مقاطع ارشد و دکتری کسانی میتوانند ادامه تحصیل دهند که دوره کارشناسی را در این موسسه تحصیل کرده باشند.در این موسسه فقط طلبه ها میتوانند تحصیل کنند.

دانشگاه باقرالعلوم :که متعلق به دفتر تبلیغات حوزه علمیه است برخی از رشته های این دانشگاه:علوم سیاسی،تاریخ،فلسفه اسلامی،فلسفه دین،فلسفه علوم اجتماعی،جامعه شناسی،فرهنگ و ارتباطات،این دانشگاه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو دارد و طلاب دارای سطح دو یا لیسانس میتوانند از طریق آزمون اختصاصی یا سراسری وارد ارشد این دانشگاه شوند،در این دانشگاه نیز غیر طلبه ها البته بصورت محدود در حال تحصیل هستند.

دارالحدیث:که زیر نظر آیت الله ری شهری اداره میشود،و رشته های مختلف را با گرایشهای حدیثی برگزار میکند رشته های کلام ،علوم قرآنی ،نهج البلاغه ....این دانشگاه نیز در مقطع ارشد از میان طلاب سطح دو با آزمون اختصاصی و سراسری طلبه میپذیرد.

دانشکده معارف:که زیر نظر نهاد رهبری در دانشگاه ها اداره میشود و تربیت مدرس را برای دروس عمومی دانشگاه دنبال میکند ،طلاب دارای سطح دو میتوانند در مقطع ارشد از طریق آزمون اختصاصی ویا سراسری وارد این دانشکده شوند،رشته  های تاریخ تمدن ،انقلاب اسلامی،مدرسی اخلاق،مبانی نظری علوم اسلامی و...

چند نکته:

-اکثر این مراکز سخت گیری هایی را درباره ادامه تحصیلات حوزوی دارند.

-همه این مراکز علاوه بر آزمون کتبی آزمون شفاهی نیز بعمل میاورند.

-هر کدام از این مراکز دارای امتیازات و احیانا نقاط ضعفی هستند.

-هر طلبه ای باید براساس علاقه و استعداد خود درباره ادامه تحصیل خود در هریک از این مراکز تصمیم بگیرد.

-این مراکز بخشی از مراکز حوزوی بودند که ذکر شد برخی از موسسات دیگر نیز وجود دارند که علاقمندان میتوانند خود پیگیر باشند.

-طلبه های مبتدی باید حوصله داشته باشند و مقدمات را با دقت بخوانند تا در آینده بتوانند علاقمندیهای خود را دنبال کنند.

-انشالله اگر عمری باشد د ر آینده به بررسی هریک از این مراکز بصورت دقیق تر میپردازم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 3:21  توسط رضا تاران  | 

خداحافظ کار اجرایی

نوشتن در مورد خود شاید کار جالبی نباشد اما به دو دلیل این سطور را مینویسم اول: اینکه شاید تجربیاتی که در دوسال گذشته بدست اوردم ممکن است برای برخی از دوستان طلبه مفید باشدودوم اینکه: پنج ماه است این وبلاگ راه اندازی شده است و شاید دوستانی که ثابت مطالب این وبلاگ را دنبال میکنندحق داشته باشند تا مقداری با فضای ذهنی بنده آشنا شوند.

دو سال پیش در چنین روزهایی قم را به مقصد زنجان ترک کردم ،زمینه ای برای اجرای کاری تربیتی در سطح کلان فراهم شده بود و تعدادی از دوستان طلبه گرد هم جمع شده بودند وقتی زمینه مساعد و دعوت دوستان  دریافت شد احساس تکلیف شرعی کردم چرا که حس کردم میتوانم مفید واقع شوم و به این ترتیب به زنجان عزیمت کردم البته باید بگویم که خدا شاهد است که از آن تصمیمهایی بود که با کمال اخلاص انجام گرفت.

برنامه من در قم:

1- ترم اخر کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه باقرالعلوم قم بود ، ،با اساتید مختلف مشورت میکردم ،از اواخر دوره کارشناسی تصمیم خود را درباره پایان نامه ارشد گرفته بودم، موضوع مسائل سیاسی حوزه،اکثر مقاله ها ،کتابها ،وخاطرات بزرگان را دراین زمینه مطالعه کرده بودم و آماده برای نگارش پایان نامه بودم.

2- انگیزه من برای مطالعه و تحصیل حد و اندازه نداشت ،هفته ای نبود که من حداقل دوکتاب را مطالعه نکنم،ساعت ها نشسته و به مطالعه کتاب میپرداختم و اخر شب و زمانی که خیابانها خلوت بود بیرون میرفتم و در زمینه متون مطالعه شده به تفکر میپرداختم و لذت بخش ترین اوقات برایم بود،چند کتابخانه قفسه باز پیدا کرده بودم و بخشی از اوقات را صرف شناسایی کتابهای مورد علاقه میکردم.

3- با یکی از دوستان همفکر مباحثه ای داشتیم و روزانه دوساعت را به مباحثه میپرداختیم ،دوکتاب مختلف که قبلا هرکسی چند بار آن را خوانده وحلاجی کرده بود،مباحثاتی که علاوه بر فهم متن در زمینه محتوای آن نیز مباحثه و گاهی مجادله میکردیم.تمام سعی من این بود که مطالعات حوزوی و دانشگاهی در راستا و تقویت همدیگر قرار گیرند که البته تا حدی هم موفقیت آمیز بود.

4-با برخی از دوستان طلبه رفت و امد خانوادگی داشتیم والبته این دید و بازدیدها همراه بود با شوخی های طلبگی و مباحثات علمی و فکری در زمینه مسائل فرهنگی ،سیاسی،اقتصادی و ...

5-تفریح من خواندن رمان و دیدن فیلمهای عمدتا فلسفی و سیاسی بود والبته خواندن مجلات مختلف ،جمعه ها با دوستان طلبه فوتبال میرفتیم و بعد از فوتبال گعده طلبگی و شوخی و خنده و کمی حرفهای جدی.

6- دبیر سیاسی یک مجله علمی بودم و دبیر شورای سیاست گذاری یک ماهنامه فرهنگی ،ازینرو خواندن مجلات هم برایم مسئله ای علمی تلقی میشد و هم کمک کاری برای بهبود کار ،که البته بخش کوچکی از وقت خود را به این کارها اختصاص میدادم.

7- زمانی که در زمینه انگیزه احساس ضعف میکردم با اساتید خوب که لطفی نیز به بنده داشتند به گفتگو و مشورت میپرداختیم و آنچنان شور و شعف دست میداد که میتوانستم تعداد زیادی کتاب را پشت سر هم بدون وقفه بخوانم،گاهی اگر توفیقی بود خدمت علما میرسیدیم و گفتگوی رودر رو فوق العاده لذت بخش بود.

8- ایام تعطیل و تابستانها به زنجان میامدم و عمدتا مطالعات آزاد خود را پیگیری میکردم و البته در کنار آن با عده ای از جوانان که دغدغه های فکری داشتند به گفتگو مینشستیم و از آنها چیزهایی را یاد میگرفتیم والبته در کتار اقوام و خویشان بودیم.در این سالهای اخیر تا حدی به کارهای نیمه پزوهشی هم رو آورده بودم و گاهی مقاله ای مینوشتیم.

9- در چنین شرایطی تمام این تعلقات را کنار کذاشتم و حس کردم تکلیف است و فرصتی که در اختیار من گذاشته شده است شاید بعدها نتوانم پاسخگو باشم،بسیاری از دوستان و اساتید مخالف رفتن من بودند اما تصمیم خود را گرفته بودم و بصورت موقت به زنجان هجرت کردم.

فعالیت در زنجان

کاری که شروع شده بود فعالیتی سنگین بود که روحیه جهادی نیاز داشت در این دوسال حجم کار طوری بود که اکثر روزها صبح زود خانه را ترک میکردیم گاهی کار تا شب ادامه داشت و برخی از اوقات نیز در ماموریت بودیم که در برخی موارد چند روز طول میکشید،با بخشهای مختلف جامعه بصورت محسوس آشنا شدیم با آدمهای خوب و با اخلاق نمیخواهم از جزئیات کار سخنی بگویم اما کاری سخت و طاقت فرسا بود همرا با فشارهای شدید.

البته من در این دوسال سخت ،برای زنده ماندن کارهایی انجام میدادم  ،سعی میکردم در فرصتهای ولو کوتاه کتابهای خود را مرور کنم،گاهی به مغازه کتابفروشی که کتابهای عمدتا علوم انسانی عرضه میکرد سری میزدم و کتابی برای خواندن میگرفتم،چند مجله را به نوبت تهیه کرده و در جریان مسائل فکری قرار میگرفتم و گاهی سفری به قم داشتم و در این ماههای اخری با راه اندازی وبلاگ با عده ای از دوستان خوب مرتبط شدیم .

روزهای اخری است که سر کار میروم تا اخر اسفند کار را تحویل داده و انشالله به قم باز میگردم. اما باید از دوستان خوبم تشکر ویژه ای داشته باشم،این نکته ها به نهادی که من در آن مشغول بودم بازگشت ندارد که آنها انسانهایی شریف و لایق بودند این نکته ها برداشت من در ارتباط با ادارات مختلف است:

1-کار اجرایی و خروج از فضای انتزاعی:بسیاری از دوستان طلبه با توجه به عدم آشنایی با کار اجرایی و سرو کار داشتن با کتاب ،انتزاعی فکر میکنند طوری که اکثر خواسته های آنها قابلیت اجرایی ندارد ،کار اجرایی باعث میشود انسان تا حدی با واقعیات آشنا شود ،واین مسئله موجب میشود تا حدی انسان برخی از تندرویها را کنار بگذارد ،ضمن اینکه پیشنهادهای خود را بصورت معقولانه تنظیم و ارائه کند.

2-توانایی طلاب:در این مدت با توجه به مسولیتی که به من واگذار شده بود در برخی از جلسات استانی حضور داشتم و به اصطلاح با روسای بسیاری از مراکز دیدار و گفتگوهایی را داشتیم،سطح برخی از این آقایان خصوصا در زمینه های کارهای فرهنگی بسیار پایین بود و من دوستان طلبه را در ذهنم مجسم میکردم و در این دوسال به توانایی طلبه ها بیشتر ایمان آوردم،البته باید طلبه ها اعتماد بنفس بیشتری داشته باشند.

3-استفاده ابزاری از طلاب:دربسیاری از نهادها و ادارات نگاه به طلبه ابزاری و تشریفاتی است وسیله ای برای کسب مشروعیت ،خدا نکند که طلبه ها توانمند باشند که درآن صورت ،آغاز اختلاف خواهد بود،دوست دارند طلبه در اول جلسه آیاتی از قرآن را تلاوت کند و در بقیه جلسه با تبسم مباحث آقایان را مورد تایید قرار دهد.

4-نگاه گزارشی به کار فرهنگی:بخشی از ادارت که بعضا متولی کار فرهنگی هستند کمترین ارزشی برای کار فرهنگی قائل نیستند ،آنچه برایشان اهمیت دارد گزارش است و دیگر هیچ،هر کسی بتواند گزارشهای رنگی با عکسهای قشنگ تهیه کند برنده ماجرا است،خروجی کار مفهومی ندارد،شاید دردناکترین بخش برای یک طلبه شنیدن گزارشهای گذبی باشد که با چاپلوسی ارائه میشود و مورد تشویق قرار میگیرند،گزارشهایی که نشان میدهد کار با موفقیت پانصد درصد انجام شده است.

5-داشتن علم و مدرک:انسان در درگیری با کارها است که متوجه میشود چه مقدار مطالعات و دروس انسان میتواند مثمر ثمر باشد خصوصا مطالعات اسلامی،از سوی دیگر مدرک نیز مهم تلقی میشود چرا که برخیها را مشاهده کردم که اسمشان دکتر بود اما خدا میداند که دانسته های آنها بسیار سطحی بود اما چه میتوان کرد که مدرک داشتند،از اینروز طلاب باید در کنار علم بفکر مدرک تحصیلی هم باشند.

6-توجه به برخی از مهارتها:برخی از مهارتها برای هر طلبه ای نسبتا ضروری است مثلا آشنایی با کامپیوتر،نویسنده گی ،برنامه ریزی و تا حدی مدیریت که به انسان کمک میکند تا کیفیت کار انسان بهتر شود.

7-تیزبینی و جسارت داشتن:واقعیت این است که باتوجه به اینکه طلاب در فضایی سالم تربیت میشوند به همدیگر خوشبین هستند که البته جامعه کمی با این وضعیت متفاوت است در تبادلات کاری برخی از این سادگی و موقعیت طلبه ها ،کمال استفاده را میکنند  و هم اینکه طلبه را در برخی از کارها مقصر جلوه میدهند.

8- آزادگی طلاب: طلبه و روحانی آزاد و آزاده است و زمانی که در جایی مشغول بکار میشود خصوصا کار اجرایی تا حدودی با مشکلاتی مواجه میشود چرا که شما کارمندی وباید در چارچوبی محبوس شوید و این آزادگی را تحت تاثیر قرار خواهد داد،بنظرم بهتر است طلاب تا حد امکان وارد کار اجرایی نشوند. و کار طلبگی خود را انجام دهند چرا که در تاثیرگذاری آن نمیتوان شک کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 0:3  توسط رضا تاران  |